سلام پدرو عزیز.
پیشنهاد من این است که به مطالعه دین بپردازید نه این که از کجاست، چه کسی به آن ایمان آورده، چه کسی نیاورده و ...
اگر این طور هست انشتین هم کافر بوده. هم اکنون هم مشاحیر علمی و ادبی زیادی یهودی، مسیحی و یا مسلمان هستند.
مگر حرف حافظ جز عشق و مودت الهی است؟
مگر حرف مولوی جز حرف خداست؟
مگر فردوسی که نماینده ی فرهنگ ایرانی است، کتاب خود را با نام خدا آغاز نمی کند؟
در زمان حاضر هم علی فانی در آهنگ "به طه به یاسین" حرف از عشق امام زمان (عج) میزند.
حالا چون یک شاعر فرانسوی بهائی بوده ما هم برویم بهائی شویم؟
در ضمن، اگر شما بهائیان علمدار فرهنگ و هنر هستید پس بهتر است هرکس با شما مخالفت کرد را بلافاصله "روحانی" و "بسیجی" و "حوزوی" و ... نخواننید.
__________________________________________________________
درباره ی مسئله ی درک قرآن باید بگویم که اگر قرار باشد یک کتاب الهی را فقط پیامبران خدا بتوانند بفهمند پس هیچ دلیلی ندارد که قرآن برای مردم عرضه شود و خداوند اصولا کار بی دلیل و بیهوده ای انجام داده. آیا این طور است؟ نه خیر، "هَـذَا بَیَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًی وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِینَ"(آل عمران،138)
چرا خداوند می فرماید این بیانی است برای مردم؟ و سپس می فرماید هدایت و پند برای پرهیزکاران؟ چون خداوند قرآن را برای هدایت بندگانش فرستاده است.
و البته هر جایی که قرآن معنای دوری به کار برده واضح است که معنای ظاهری منظور نیست. برای مثال آیه 11 سوره بقره می فرماید:"خدا بر دلها و گوشهای آنان مهر نهاده و بر چشمهایشان پرده ای افکنده شده و عذاب بزرگی در انتظار آنهاست." در این جا معلوم است که منظور خداوند کوری و کری ظاهری نیست و هر انسان عاقلی این را میفهمد.
__________________________________________________________
اگر حتی فرض کنیم که خداوند قرآن را برای سرکار گذاشتن و مسخره کردن مردم به مدت 1400 سال فرستاده، باز هم پیامبر شما کسی نیست که قرآن را تفسیر کند.
سوره نحل آیه 44:"و انزلنا الیک الذکر تبین للناس ما نزل الیهم" یعنی خداوند به پیامبر (ص) می فرماید که روشن کردن معنای قرآن وظیفه ی ایشان است.
حالا که خودتان بحث از مسیحیت کردید، بد نیست شما را کمی با انجیل برنابا آشنا کنم.
بد نیست بدانید که حضرت مسیح، حضرت محمد (ص) را صراحتا پیامبر خدا اعلام می کند و بیان کننده ی انجیل.
انجیل برنابا فصل نود و هفت
"(1) آنگاه فرمود:"با اینکه من لایق نیستم که بند کفش او را پاک کنم، نعمت و رحمت خدای مرا دربر گرفته تا اورا ببینم." (2) پس آن وقت کاهن با والی و پادشاه گفت:دل خود را پریشان مساز ای یسوع، قدوس خدای! زیرا این فتنه بار دیگر در زمان ما حادث نخواهد شد.(3) زیرا ما از مجلس شیوخ روم صادر شدن فرمان شاهی را میخواهیم که بعد از این هیچ کس تو را خدای یا پسر خدای نخواند.(4) پس آن هنگام یسوع فرمود:"این سخن شما مرا تسلی نمی دهد؛ زیرا از جائی که امید نور دارید تاریکی خواهد آمد.(5) لیکن تسلی من در آمدن پیغمبری است که هر اعتقاد دروغی را درباره ی من از میان خواهد برد و آئین او امتداد خواهد یافت و همه ی جهان را فرا خواهد گرفت؛ زیرا خدای به پدر ما ابراهیم چنین وعده فرموده است.(6) همانا آنچه مرا تسلی میدهد آن است که آئین او را هیچ نهایتی نیست؛ زیرا خدای او را درست نگه داری خواهد فرمود."(7) کاهن گفت:آیا پیغمبران دیگر بعد از آمدن پیغمبر خدای خواهند آمد؟(8) پس یسوع در جواب فرمود:"بعد از او پیغمبران راستگوی اکه از جانب خدای فرستاده شده باشند نخواهند آمد.(9) لیکن جمع بسیاری از پیغمبرلت دروغگوی خواهند آمذ و همین است که مرامحزون میدارد. (10) زیرا شیطان ایشان را به حکم خدای عادل میشوراند و با ادعای انجیل من، حقیقت از ایشان مستتر می شود."(11) هیرودس گفت:چگونه آمدن این کافران به حکم خدای عادل است؟ (12) یسوع در جواب فرمود:" از عدل است که هر کس برای نجات خود براستی ایمان نیاورد، برای لعنت خود به دروغ ایمان بیاورد. (13) از اینجهت به شما میگویم که جهان همیشه پیغمبران راستگو را خوار میداشت و دروغگویان را دوست؛ چنانکه در ایام میشع و ارمیا مشاهده میشد؛ زیرا شبیه، دوست می دارد شبیه خود را." (14) پس آن وقت کاهن گفت:به چه نامیده میشود مسیا و کدام است آن علامتی که آمدن او را اعلان مینماید. (15) یسوع در جواب فرمود:"نام مسیا عجیب است؛ زیرا خدای خود وقتی که روان او را آفرید و در ملکوت اعلی او را گذاشت، خود او را نام نهاد.(16) خدای فرمود:صبر کن ای محمد! زیرا برای تو میخواهم خلق کنم بهشت و جهان و بسیاری از خلایق را که میبخشم آنها را به تو؛تا حدی که هر کس تو را مبارک میشمارد مبارک میشود و هر کس با تو خصومت کند ملعون میشود.(17) وقتی که تو را بسوی زمین میفرستم پیغمبر خود قرار میدهم تو را به جهت خلاصی و کلمه ی تو صادق میشود تا جائی که آسمان و زمین ضعیف میشود؛لیکن دین تو هرگز ضعیف نمیشود.(18) همانا نام مبارک او محمد است."(19) آن وقت جمهور مردم صداهای خود را بلند نموده و گفتند:ای خدای!بفرست برای ما پیغمبر خود را، ای محمد! بیا زود برای رهائی جهان."
البته تاکید من روی آیه ی 5 است که حضرت عیسی (ع) خود معلوم می کنند حضرت محمد (ص) شبهات مسیحیت را پاسخگو می باشند.
__________________________________________________________
درباره ی رستاخیز:
اولا که حرفی که از زبان حضرت عیسی (ع) نقل کردید (پس از امدن پسر خدا، همه مردگان زنده خواهند شد.) که خود واضح است که تحریف شده. خدا که پسر ندارد. آیاتی را که در نظرات قبلی درباره ی معاد نوشتم دوباره بررسی کنید و سپس نظر خود را درباره ی آنها بنویسید. اکنون دیگر زمان استناد به مسیحیت گذشته و آیاتی هم که خود من آوردم از این کتاب، صرفا راه ادامه ی دین را تعیین می کند. بهتر است از کتاب زمان ما یعنی قرآن صحبت کنید.
خوشبخت و خوشحال و موفق باشید و نور هدایت خداوند در دل همه ی ما نفوذ کند.
امین :