تمام ادیان و مذاهب الهی منتظرند که در آخرالزمان موعود و نجات دهنده ای ظهور کند و روی زمین را از بدیها و زشتیها پاک نموده، عدالت و نیکی را در روی کره ارض مستقر نماید. چنانکه برَهمَنان منتظر کریشنای موعود و بودائیان چشم به راه بودای پنجم و یهودیان منتظر ظهور مسیح و عیسویان در انتظار ظهور فارقلیط (پاراکلیتوس) و مسلمانان منتظر ظهور مهدی هستند. زردشتیان که پیرو حضرت زردشت -پیامبر ایرانی و آریائی- هستند، منتظر سه موعودند که باید با علامات معینه و در زمان مقرر در مشرق زمین ظاهر شوند. (1) در کتب مقدسه زردشتیان اصولا به جانشین های حضرت زردشت نام (سیوشانس) و یا (سوشیانس) و یا ( سوشیانت) داده اند که به معنی سود رساننده و به عبارت دیگر رهاننده و نجات دهنده آمده است. در گاتها چندین بار حضرت زردشت خود را سوشیانس می خواند و غالبا در گاتها کلمه سوشیانس به صیغه جمع به معنی نجات دهندگان آمده که منظور آن حضرت اشاره به یاران و مبلغین دین خود می باشد. در سایر قسمت های اوستا نیز سوشیانس به صورت جمع آمده که منظور از آنها جانشین های حضرت زردشت می باشد، که در تبلیغ و انتشار آئین مزدیسنا کوشش نموده و مردم را به راه راست هدایت فرموده اند. همچنین در اوستا از سوشیانس هایی نام برده شده که در آخرالزمان و روز قیامت و رستاخیز عظیم ظهور نموده و سلطنت اهورامزدا را تاسیس خواهند نمود. (2) علیهذا زردشتیان برای وصول به روز موعود در نماز و دعاهای پنجگانه خود در هر شبانه روز، از درگاه خداوند بی انباز درخواست می نمایند که آنان را به روز موعود رسانیده و به شناسایی موعود منتظر موفق بدارد. زردشتیان در موقع خواندن نماز ، آیات مبارکه اوستا را به این مضمون تکرار می کنند: " ای دانا اورمزد، همی باد تندرستی و نیکی و خرمی ، تا این دین را به سیوشانس برسانم." و در نیایش روزانه در اورمزد یشت، به مضمون بیان مبارکه می خوانند:  "از بدیها دور دار و به خوبی برسان، سروش پاک را به فریاد ما برسان، ای دانا اورمزد، همی باد نیکی و فراخی نعمت، تا این دین را به سیوشانس برسانم." و در ورهرام یشت، مضمون بیان مبارکه، می فرماید: "ورهرام ، خدا نور داده را پرستش می کنم" و تا آخر آیه که می فرماید: "نسل مرا پاک گردان که تا ظهور سیوشانس پاک و نیکو بمانند." 

اولین ظهور، هوشیدرِ بامی (حضرت محمد)

هوشیدرِ بامی، اولین موعود و فرستاده اهورامزدا بعد از حضرت زردشت می باشد که به وعده خدا، چون برانگیخته شود به مکالمه با اهورامزدا موفق گردیده و وحی خدا بر او نازل شود و به نو نمودنِ دنیا اقدام نماید. علامت ظهور وی آن است که در مدت ده شبانه روز، خورشید در وسط آسمان غیر متحرک خواهد ایستاد و به هفت کشور روی زمین نور خواهد پاشید. آنکه دلش با خدا نیست، از دیدن این خارق العاده، زهره خود را باخته و از هول و هراس جان خواهد سپرد. زمین از ناپاکان تهی گردد و خورشید به تدریج به مقام اول خود گراید. به همان جایی که در اغاز بود.با توجه به علائم و بشارات فوق الذکر، منظور از ظهور هوشیدر بامی، ظهور حضرت محمد رسول الله (ص) است که پس از حضرت زردشت طلوع فرمود و در زمانی که احکام و دستورات آن حضرت در اثر مرور زمان رنگ و بوی خود را از دست داده بود، و به علت دخالت پیشوایان دین، اصالت فرامین حضرت زردشت فراموش گردیده و تجملات دنیوی بر اعتقادات معنوی چیره گشته و ظلم و جور سراسر امپراطوری ساسانیان و جهان آن روزی را فرا گرفته بود، آفتاب دیانت محمدی از مشرق حجاز طالع گردید و خورشید نبوت آن حضرت به مدت ده روز که عبارت از ده قرن است، در آسمان دیانت به نور افشانی پرداخت. و افرادی که او را شناخته و در ظل تعالیمش وارد گشتند به سعادت و افتخار دو جهان فائز گردیدند. حضرت عبدالبهاء در لوحی می فرماید:

"بدان که ظهور اول در این خبر، ظهور حضرت رسول الله است که شمس حقیقت در آن برج ده روز استقرار داشت و هر روز عبارت از یک قرن است، و آن ده روز به این حساب، هزار سال می شود. و آن دور و کور محمدی بود که بعد از غروبِ نجوم ولایت، تا حضرت اعلی هزار سال است انتهی."(5) چون دوران ولایت بعد از حضرت رسول اکرم 260 سال بود ، با افزودن آن بر هزار سال، در سال 1260 هجری دوران هزار ساله موعود اول یعنی هوشیدر بامی خاتمه یافت. هوشیدر بامی ( حضرت محمد ) نیز پیروان خود را به دو ظهور بعد خود، یعنی ظهور هوشیدر ماه و سیوشانس یا شاه بهرام ورجاوند، موعود آخرالزمان با علائم و بشارات مخصوص وعده داد، که هر یک به موقع ظاهر خواهند شد. با ظهور حضرت محمد (ص)، قوم عرب که در جزیرة العرب، گرفتار بت پرستی و توحش بودند، تحت تعالیم اسلام، آن چنان ترقی نمودند که با تمدن های زمان خود یعنی روم و ایران رقابت کردند و دستورات آن حضرت که داروی شفا بخش برای ساکنین جزیره العرب بود موجب عزت و سلطنت آنان گردید. 

در فصل اول کتاب بندهش مذکور است:

زردشتیان طول جهان را دوازده هزار سال می دانند که پس از خلقت عالم، مدت سه هزار سال اهورامزدا جهان را اداره می نمود ، و در سه هزار سال دوم ، اهریمن نیز در برابر اهورامزدا قرار داشت . در اول سه هزار سال سوم، کیومرث و یا اولین پیامبر آریائی مبعوث گردید. چون در اثر طغیان اهریمن، دنیا را ظلم و جور فرا گرفته بود، در اول سه هزار سال چهارم حضرت زردشت اسپنتمان از طرف اهورامزدا به پیامبری بر انگیخته شد که  عهد سلطنت پیامبران ایرانی و آریائی است. در طول سه هزار سال چهارم و پس از رسالت حضرت زردشت دو تن از موعودهای آن حضرت ظهور خواهند نمود . در پایان عهد چهارم و در زمانی که جهان دچار پنجه قهر و کین اهریمن گردیده و دنیا را ظلم و بی عدالتی فرا گرفته است، موعود سوم به نام سیوشانس ظهور نموده، روز قیامت و رستاخیز عظیم برپا خواهد شد ، مردگان را برانگیخته و جهان معنوی را خواهد آراست.(3) به موعودهای سه گانه حضرت زردشت به طور اعم سیوشانس گفته اند، ولکن در غالب بشارات، کلمه سیوشانت، برای آخرین موعود اختصاص یافته و او را آخرین مخلوق اهورامزدا ذکر کرده اند. در یسنای 26 فقره 10 آمده است: "ما به فروهر پاکان از نخستین بشر ، کیومرث تا به سیوشانس درود می فرستیم." در زامیاد یشت فقره 22 می فرماید:" فرّ کیانیِ توانا را می ستائیم که به ایزدان مینوی و جهانی مختص است، و در آینده به مردانی که هنوز متولد نشده اند، کسانی که سیوشانسهای نو کننده جهانند مختص خواهد بود."(4) و در یسنای 59 فقره 28 آمده است:" به بهرام، آفریده مزدا درود می فرستیم و به سیوشانت پیروزگر درود می فرستیم." در کلیه این بشارات، منظور از سیوشانت، موعود آخرالزمان به نام "استوت ارته" و یا بهرامِ ورجاوند و یا شاه بهرام می باشد. و همانطور که ذکر شد در ورهرام یشت می فرماید: "ورهرام خدا نور داده را پرستش می کنیم" که کلمه ورهرام، به معنی " نور خدا " می باشد. 

دومین ظهور، طلوع هوشیدر ماه (حضرت اعلی، قائم آل محمد) 

در کتاب دینکرد صفحه 185 آمده است: "چون هزار و دویست و اند سال از تازی آئین بگذرد، هوشیدر ماه به پیغمبری برانگیخته شود." و در آیه 21 کتاب دساتیر ، ساسان پنجم می فرماید: "چون هزار سال تازی آئین را گذرد، چنان شود که اگر به آئینگر {بنیانگذار آئین) نمایند، نداندش و چنان ایرانیان را بینی که خرده گفته کس از ایشان نشود ، اگر راست گویند آزار یابند، و به جای سخن خردانی با ساز و چنگ به ایشان پاسخ دهند." با توجه به بشارات کتب مقدسه زردشتیان ، هوشیدر ماه، دومین موعود حضرت زردشت می باشد، و چون برانگیخته شود، به صحبت با اهورامزدا نائل گردد و رسالت الهی به وی سپرده شود. به طوری که ذکر شد، علامت ظهور هوشیدر ماه آن است که خورشید به مدت بیست روز در وسط آسمان غیر متحرک بایستد، جهان دگر باره روی نجات بیند، دروغ و خیانت از میان برود، اندوه و غم از دل مردم بدر شود. در دوران هوشیدر ماه به تدریج جهان رو به کمال گذارد و سعادت حاصل شود. مردم از مادیات گذشته و به معنویات گرایند، و زمینه برای ظهور سیوشانس حاضر و مهیا گردد. با توجه به علائم و بشارات مذکور در فوق، منظور از هوشیدر ماه، ظهور حضرت باب (حضرت صاحب الزمان) می باشد که دیانت بابی را تاسیس نمود و در سال 1260 هجری یعنی "هزار و دویست و اندی سال" بعد از ظهور حضرت رسول اکرم (هوشیدرِ بامی) و هزار سال پس از دوران ولایت (از هجرت پیامبر تا سال 260 هجری همزمان با شهادت امام حسن عسکری) مبعوث گردید. دوران سلطنت روحانی حضرت باب بیست سال تمام (1260 تا 1280 هجری) بود. و آفتاب امرش بر شرق و غرب عالم تابیده و ذرات موجودات در پرتو انوارش آماده قبول ظهور کلی الهی و مستعد درک فیوضات حضرت سیوشانس و یا موعود آخرالزمان گردیدند.حضرت عبدالبهاء در همان لوح می فرماید: "و منظور ثانی، ظهور نقطۀ اولی (حضرت باب) است، که شمس حقیقت، بیست سال (بر اساس محاسبه سال قمری) در آن نقطه استقرار داشت، بدایتش سال 1260 هجری بوده و نهایتش سال 1280، که شروع دور جمال مبارک، حضرت بهاءالله است." (6) حضرت باب ( هوشیدر ماه ) نیز بشارت به ظهور سیوشانس و یا شاه بهرام ورجاوند داد و استعدادهای روحانی و معنوی را آماده برای ظهور حضرت بهاءالله نمود. حضرت عبدالبهاء در یکی از الواح در مورد حضرت باب می فرماید: "... این ذات مقدس همان قائم موعود نزد اهل تشیع، و مهدی منتظر نزد اهل سنت و جماعت، و رجعت یوحنای معمدان نزد ملاءِ اِبن، و هوشیدر ماه مذکور در کتب پارسیان، و ایلیای نبی موعود ملت یهود است که کل در انتظار ظهورش به سر می برند..." (7)

سومین ظهور، سیوشانس، ذخیره الهی در آخر الزمان (بقیة الله الاعظم)

در کتاب دبستان المذاهب صفحه 104 مذکور است: 

"ای زردشت بهتر از تو مرا در عالم کسی نیست، جهان را بهر تو آفریدم و پادشاهان را آرزو بود که در عهد تو دین بهی را رواج دهند. از دور کیومرث تا تو سه هزار سال است و بعد از تو تا رستاخیز سه هزار سال. تو را در میانه آفریدم ، چه، مهِ میانه ستوده است." همان طور که گفته شد، به اعتقاد زردشتیان، از خلقت اولین آدم یعنی کیومرث تا ظهور حضرت زردشت سه هزار سال می باشد، و از ظهور زردشت تا روز رستاخیز که ظهور سیوشانس و یا شاه بهرام است نیز سه هزار سال تعیین شده است. همچنین در بند 14 کتاب گلدسته چمن آئین زردشت آمده است: 

"اگر چه به تحقیق سنه ظهور زردشت را معین نتوان کرد، اما کثرت آرای اهل سیر و تواریخ و گواهی عموم حکمای استوار خاوری تصدیق می دهند که عهد بعثت آن جناب کمتر از یکهزار و دویست سال قبل از میلاد حضرت مسیحا نتواند بود." بنابراین اگر تاریخ ظهور حضرت زردشت را به شرح مندرج در بند 14 کتاب گلدسته چمن آئین زردشت ملاک محاسبه قرار دهیم، ظهور سیوشانس در اواسط قرن نوزدهم که تقریبا سه هزار و اندی سال از ظهور حضرت زردشت سپری گردیده به وقوع خواهد پیوست. در علائم ظهور سیوشانس در بند 62 گلدسته چمن آئین زردشت صریحا مذکور است: 

"واقعه آخر شدن دنیا، معاصر دوره حاضر خواهد بود، در آن وقتِ واپسین، سیوشانس ظهور خواهد کرد ، و تازگی جهان را تکمیل نموده، بنیاد بدی و آزار اهریمن را از بن خواهد کند. همه روانانِ تیره کاران را از دوزخ بیرون آورده، پاک خواهد نمود، و روانان کرفه کاران، برخواسته و رستاخیز واپسین به وقوع خواهد پیوست." از آن پس دنیا دوره از نو گرفته، همیشه تازه و تهی از آزار و آسیب خواهد ماند. جمیع ارواح را به نوازش تنِ واپسین که جسم جدید باشد، ممتاز خواهد فرمود. و من بعد، دائما خرم و شادان خواهد زیست. آن زمان سیوشانت گیتی را تازه خواهد نمود و دیگر کهنه نشده و نخواهد مرد، و هرگز نفرسوده، ابدا نخواهد پوسید، و ابدالآباد زنده و فزاینده و کامروا بوده مردگان برخاسته، زندگی و بی مرگی فرا رسیده ، جهان به کام جهان آفرین خواهد شد. ( آیه 89 زامیاد یشت). همچنین در بند 145 گلدسته چمن آئین زردشت می فرماید: 

"عاقبت الامر حق بر باطل غالب و راستی بر کاستی زبردست خواهد شد، و جناب پیامبر یکتا به جد تمام در می خواهد که راستی و دانش و سکونت و صلاح و مسالمت و نیک اندیشی، در جهان گسترده شود، تا سیوشانسان بدون ممانعت و تعرض به نیات و اقوال و اعمال حسنه اهورامزدا را خشنود کرده و بر وفق قانون الهی معاندین صحاح دیو خشم و ستم گردند." و در کتاب دساتیر مذکور است: 

"اگر ماند از مهین چرخ یک دم، بر انگیزانم از کسان تو کسی را و آب و آئین به او رسانم و پیغمبری و پیشوائی را از فرزندان تو بر نگیرم." و در کتاب دبستان المذاهب روایت کنند که حضرت زردشت فرمود: پس از غلبه تازیان و پریشانی بِهدینان، خداوند در ایران، بزرگی را از نژاد کیان بر انگیزد تا جهان را از خاور تا باختر به یزدان پرستی گرد آورد." و در کتاب دساتیر نامه وخشور زردشت آیه 50 مذکور است:

"پرسندت، وخشور را از چه راستگو و راست کار، در کار خود شناسیم؟ به چیزی که او داند و دیگران ندانند، و از دل شما آگاهی دهد، و از آنچه پرسید در پاسخ فرو نماند، و آنچه او کند دیگری نتواند." و در آیه 57 می گوید:

"چون ایرانیان بد کارها کنند و پادشاه خود را کشند، یزدان او را به روم برَد. آن پادشاه، پادشاهی بس نیک بخت و هنرمند و دانا باشد، انجام نامه خود را به ایرانیان دهد که آمیخته دساتیرش کنند."

در کتب زردشتیان علائم دیگر ظهور سیوشانس و شاه بهرام ورجاوند به شرح زیر می باشد:

" چون به سی سالگی رسد به فیض مکالمه با اهورامزدا نائل گردد و امانت رسالت مزدیسنا به وی واگذار شود. علامت تولد او باریدن ستارگان از آسمان است، در وقت ظهور سیوشانس، خورشید به مدت سی شبانه روز در آسمان بی حرکت خواهد ماند و با این علامت ظهور سیوشانس را به عالمیان بشارت داده و مردمان را به آئین مزدیسنا فرا خواهد خواند. سیوشانس دارای فَرّ کیانی، و غذایش از سر چشمه مینوی است. درمان کلیه دردهای جهان در دست اوست، و از پیکرش چنان نوری پرتو افکن شود که جهات ششگانه بسیط زمین را نورانی نماید. روز ظهورش، روز رستاخیز است، آن گاه مردگان برخاستن آغاز کنند ، جهان خوش و خرم شود و فیوضات الهی بر روی زمین استقرار یابد." و همچنین در اوستا مذکور است:" در آن وقت واپسین سیوشانس ظهور خواهد کرد، پاکی و تازگی جهان را تکمیل نموده و بنیاد بدی و آزار اهریمن را از بن خواهند کند، دنیا، دور خود را از سر گرفته و همیشه تهی از آزار و آسیب خواهد ماند."(8)

محل ظهور شاه بهرام مشرق زمین و کشور مقدس ایران است

با بشاراتی که حضرت زرتشت در مورد ظهور حضرت شاه بهرام ورجاوند فرموده اند؛ محقق است که این کوکب لامع بایستی از مشرق زمین و از کشور مقدس ایران که زادگاه حضرت زرتشت می باشد، طلوع فرموده و به نبوات (بشارات) آن حضرت تحقق بخشد. حضرت بهاءالله که از سلاله نجبا و بزرگان و اهل نور مازندران بودند، در شب دوم محرم 1233 شمسی مطابق با 12 اکتبر 1817 میلادی در طهران متولد شدند. ایشان از طرف خداوند به رسالت برانگیخته شده و آیات الهی بر ایشان نازل گردید و ندای ربانی را از ایران بلند نمودند و در مدت 39 سال دوران رسالت خود، با نزول آیات و الواح و دستورات الهی ابناء بشر و جمیع ملل را به وحدت عالم انسانی و صلح عمومی و ترک کلیه تعصبات دعوت فرمودند. حضرت زردشت محکم ترین برهان را کلام و کتاب الهی می دانند و در کتاب دینکرد می فرمایند : "یکی از براهین و حجت ها و معجزات من این کتاب است."(17) و در جای دیگر خداوند به زردشت چنین فرمود: "کتابی که فرو فرستادم در جهان کسی از فصحا و بلغا و علما و حکما چنین سخن نیارد گفت، اگر توانند بگویند، چون عاجز شوند دانند قول یزدان است..."(18) و در مورد آتشی که حضرت زردشت همراه داشت، حضرت عبدالبهاء می فرماید: "آن کتاب و کلام الله بود که در دست حضرت بود و نفوذ و اثر کلمات الهی از آتش ظاهره سوزنده تر و قلوب انسان که به منزله آتشکده است چون پرتوی از آن آتش گیرد، میل و هواهای نفس را بسوزاند و انسان را به قرب الهی کشاند و به فیوضاتش بهره مند سازد."(19) حضرت بهاءالله یا شاه بهرام ورجاوند نیز با همان کتاب و همان بیان و احکام اهل عالم را به اتحاد و اتفاق و دوستی و محبت دعوت نموده و به این بیان ناطق: "سراپرده یگانگی بلند شد، به چشم بیگانگان یکدیگر را نبینید ، همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار." و نه تنها حکم جنگ و جدال و قتل و قتال و تنفر و انزجار را که در ادیان ماضیه مستولی بر جهان بشری بود، نسخ و منع فرمودند، بلکه بر این حکم متین تاکید نمودند"که اگر دین سبب اختلاف و نفاق گردد، البته بی دینی بهتر است" و به این وسیله پیروان آئین اهورائی را از هرگونه دوئیت، نفاق و کافر و نجس دانستن یکدیگر منع و برحذر داشتند و خصومت و دشمنی و دوگانگی را گناه عظیم شمردند. با اعلان فرامین و دستورات آن حضرت ، شمشیرها به غلاف راجع و لغات " اقتلو و قاتلوهم" از قاموس لغات دین الهی و آئین بهی الانوار شاه بهرام ورجاوند محو گردید. چون خاک ایران موطن حضرت بهاءالله و محل طلوع شمس حقیقت می باشد ، بهائیان خاک ایران را که هر نقطه آن شاهد فداکاریها و جانبازیهای پیروان آئین بهائی بوده عزیز و گرامی می دارند و این مرز و بوم را معزز و محترم می دانند. 

با ملاحظه علائم و بشارات فوق الذکر حضرت سیوشانس، یعنی سلطان ظهور و سردار دین و نماینده راه نجات و رستگاری ، باید به نبوات مشروحه زیر تحقق بخشد:

1- نفس جلیلی به رسالت مبعوث گردد که ایرانی الاصل و آریائی نژاد و از نسل پادشاهان کیان و از بن و بنگاه ایران مینو نشان باشد.

2- مطلع این کوکب لامع یعنی محل ظهور شاه بهرام ورجاوند و یا سیوشانس نجات دهنده مشرق زمین و کشور مقدس ایران باشد.

3- شاه بهرام ورجاوند تقریبا سه هزار سال بعد از حضرت زردشت و یکهزار و دویست و اند سال پس از دیانت اسلام ظاهر گردد.

4- مقارن با تولد و ظهور سیوشانس، ستارگان از آسمان فرو ریزد.

5- شمس حقیقت به مدت سی روز در آسمان دیانت متوقف گردیده ، ظهور سیوشانس را به عالمیان بشارت داده ، از پرتو انوارش عالم و عالمیان روشن و منور گردد.

6- شاه بهرام ورجاوند با وجود اینکه ایرانی الاصل و آریائی نسب می باشد ، آن حضرت را به روم برند و از آنجا ندای الهی را بلند نموده و نوع بشر را به اتحاد و یگانگی دعوت فرماید.

7- با ظهور شاه بهرام و سیوشانس نجات دهنده قیام قیامت و روز رستاخیز برپا شود، مردگان را زنده نموده و تشنگان را به سلسبیل آب حیات هدایت فرموده و از نعم و مواهب بی شمار بهره مند نماید.

8- قوای اهریمنی در مقابل نیروی اهورانی قیام نموده و اهریمن با اهورامزدا به جنگ و ستیز پردازد و پس از مبارزه نور با ظلمت سرانجام منجر به شکست اهریمن گردیده و قوای یزدانی بر تباهی و فساد چیره شود.

9- سیوشانس نجات دهنده ، درمان کلیه دردهای جهان را بر جهانیان عرضه نموده و تمام دشمنیها و زشتیها را از جهان خاک محو کرده، دوستی و محبت و صلح و سلام را بر کره عرض مستقر نماید.

با توجه به نبوات و بشارات مشروحه فوق، اگر به دیده بصیرت به علائم و مواعید مندرجه در کتب مقدسه بنگریم و با میزان عدل و انصاف درباره ظهور موعود الهی قضاوت کنیم، ملاحظه می گردد که سیوشانس یا شاه بهرام ورجاوند به نام حضرت بهاء الله و نور خدا در موعد مقرر و با جمیع علائم و رموز مندرج در کتب مقدسه ظاهر گردید، و با ظهور آن حضرت موعود جمیع انبیا و رسل ظاهر و به انتظار کلیه مذاهب و ادیان پایان داده شد.

با ظهور موعود، ستارگان از آسمان فرو میریزد

پیروان حضرت زردشت معتقدند که در زمان تولد شاه بهرام ورجاوند ستارگان از آسمان فرو میبارد. ولکن باریدن ستارگان و سقوط کواکب در علم الهی درای معانی و مفاهیم معنوی است و مقصود از اینگونه علائم و بشارات سقوط شمس و قمر و کواکب ظاهره نبوده بلکه منظور از آسمان مذکور در بشارات الهی اسمان دیانت است که شمس و قمر و کواکب ان علمای دین میباشند که به انوار مظهر ظهور منور گشته اند. هنگامی که آفتاب دیانت قبل غروب نمود کواکب و نجوم مذکور تاریک شده و ساقط می گردند مگر آنانی که به ضیاء شمس ظهور جدید منور گردند.

حضرت بهاءالله در کتاب ایقان میفرمایند:

"در مقام دیگر مقصود از شمس و قمر و نجوم علمای ظهور قبلند که در زمان ظهور بعد موجودند و زمام دین مردم در دست ایشان است. و اگر در ظور شمس اخری به ضیاء او منور گشتند لهذا مقبول و منیر و روشن خواهند بود. و الا حکم ظلمت در حق آنان جاری است."(26)

بنابراین طبق وعده های کتب مقدسه هنگامی که آفتاب دیانت حضرت زردشت تاریک شد و اهریمن بر جهان مستولی گردید و زمان ظهور شاه بهرام ورجاوند فرا رسید ستارگان یعنی علمای دین و دستوران و موبدان که در آسمان دیانت زردشتی از انوار آفتاب حضرت زردشت روشن بودند تاریک شده و ساقط گردیدند. مگر موبدان و دستورانی که به انوار ظهور جدید منور گشتند.

حضرت بهاءالله در قسمت دیگری از کتاب ایقان میفرمایند: 

"....این است که مقصود از ذکر تاریکی شمس و قمر و سقوط انجم ضلالت علما و نسخ شدن احکام مرتفعه در شریعت است که مظهر آن ظهور به این تلویحات اخبار میدهد و جز ابرار را از این کاس نصیبی نیست."(27)

با توجه به نبوات مذکور و همزمان با ظهور حضرت بهاءالله و ابلاغ امر شاه بهرام ورجاوند دستوران و موبدان زردشتی به مخالفت و مقاومت قیام نموده و در حدود توانایی خود کوشیدند تا در مقابل انوار شمس حقیقت مانع و رادع ایجاد نموده به صورت ابرهای ظلمانی از تابش انوار خورشید رحمانی بر زردشتیان جلوگیری کنند.

لهذا به وسائل و اسباب مختلفه سعی نمودند با سدی از اوهام و خرافت ناس را از وصول به سرچشمه آب حیات محروم سازند. شرح مخالفت ها و معاندت ها بسیار مفصل بوده و در این جا به بعضی از موارد آن به اختصار به شرح زیر اشاره میگردد:

از جمله دستوران به منظور انحراف عوام الناس از صراط مستقیم ایجاد تغییراتی در کتب مقدسه زردشتیان بود. بدین ترتیب که کتاب اوستا را تجدید چاپ کرده و قسمتهایی از بشارات مندرج در آن را حذف نموده و تغییراتی در ترجمه اوستا دادند شاید بتوانند نفوس مستعده را از شاطی بحر عرفان ممنوع سازند.

حضرت عبدالبهاء در لوحی می فرماید: " نامه همایون زند را دستور بی آئین کم و بیش نموده تا مژده امروز را از میان ببرد. به راستی بدا ن که زردشت بزرگوار پناه به پرودگار از این دستوران گنه کار می برد، ببینید چقدر بی آئینند ."(28)

بناراین چون ندای الهی به گوش زردشتیان رسید دستوران به وسایل ممکنه اقدام به مخالفت نمودند. گاهی شکایت نزد علمای اسلام برده و فتوای قتل دوستان بهایی را در خواست نمودند و گاهی اخبار جعلی و اکاذیب بر علیه یاران پارسی انتشار دادند و از انجام فرائض دینی و احوال شخصیه برای آنها خودداری نمودند. با ظهور شاه بهرام ورجاوند طبقه پیشوایان مذهبی چه موروثی و چه اکتسابی به صورتی که در ادیان گذشته معمول بود منسوخ و به کلی حذف گردید.

به عبارت دیگر دیانت بهایی در حالی که از عموم علما و دانشمندان در کلیه علوم و فنون منجمله علم ادیان تجلیل و تمجید فراوان به عمل آورده معذلک طبقه روحانی و پیشوای مذهبی به صورت ملا و خاخام و دستور و موبد و پاپ و کشیش و مجتهد و مرجع تقلید در جامعه بهایی وجود ندارد. به طوری که اشخاص معین و ملبس به لباس مخصوص و با امتیازات طبقاتی گذشته اداره امور مذهبی را عهده دار گردند.

دست بوسی علما به منظور کسب ثواب و اقرار به گناهان نزد کشیش حرام بوده و هر کس می تواند بدون واسطه با خداوند خود رابطه معنوی برقرار کرده و از وی استمداد طلبیده و یا تقاضای عفو ومغفرت نماید. مقیاس اعمال و رفتار پیروان دیانت بهایی احکام و دستورات نازله در کتب مقدسه بهایی بوده و تقلید از فرد یا افرادی مخصوص به کلی ممنوع و مغایر با دستورات الهی است .امر به معروف و نهی از منکر و اعتراض اشخاص به یکدیگر اکیدا منع گردیده و هر شخص مکلف است احکام و دستورات الهی را با طیب خاطر و برای محبت و اطاعت از خداوند بزرگ اجرا نماید. اداره کلیه امور و مراسم مذهبی به عهده هیاتی به نام محفل روحانی می باشد که اعضای ان را هر سال جامعه بهایی ان محل انتخاب می نمایند.

در ظهور شاه بهرام (حضرت بقیة الله)، خورشید به مدت سی روز در آسمان متوقف خواهد شد.

یکی دیگر از بشارات کتب مقدسه زردشتیان ان است که در ظهور شاه بهرام، خورشید به مدت سی شبانه روز در اسمان بی حرکت خواهد ماند و با این علامت ظهور سیوشانت را بشارت داده و مردمان روی زمین را به آئین مزدیسنا دعوت خواهد نمود. سیوشانس دارای فَرّ کیانی است. غذایش از سر چشمه مینوی است از پیکرش چنان نوری پرتو افکن شود که جهات ششگانه بسیط زمین را روشن نماید...

همان طور که در بیان نبوات حضرت زردشت ذکر گردید منظور از آسمان و توقف خورشید آسمان و خورشید ظاهری نبوده بلکه مراد از آسمان مذکور در کتب مقدسه آسمان دیانت و منظور از خورشید مظهر ظهور امر الهی یعنی شاه بهرام ورجاوند می باشد که در میقات معین در آسمان امر الهی ظاهر شد و دوران نبوت وی سی شبانه روز است که نهایت مدت استقرار افتاب در یک برج میباشد. در مورد توقف افتاب به مدت سی روز در آسمان در ظهور شاه بهرام حضرت عبدالبهاء در لوحی می فرمایند:

"...و در دور جمال مبارک (حضرت بهاءالله) چون شمس حقیقت در برج الهی که خانه شمس است طلوع و اشراق فرمود مدت استقرارش عدد سی بود که نهایت مدت استقرار آفتاب در یک برج تمام. امتدادش بسیار، حداقل پانصد هزار سال ..."(29)

با توجه به بیانات فوق شمش حقیقت و خورشید شاه بهرام ورجاوند در آسمان امر الهی طلوع فرمود و با انوار خود عالم انسانی را روشن نمود و با تاییدات غیبی الهی و فیوضات نا متناهی و نفوذ کلام که همانا فر کیانی و منبعث از سرچشمه مینوی است اهل عالم را به یکتا پرستی و وحدت عالم انسانی دعوت فرمود. درباره توقف خورشید در دوران موعود های سه گانه حضرت زردشت که به ترتیب در ظهور هوشیدر بامی به مدت ده روز و هوشیدر ماه به مدت بیست روز و شاه بهرام ورجاوند به مدت سی روز در آسمان دیانت متوقف خواهند شد و تبیین ان به وسیله حضرت عبدالبهاء لازم به تذکر است که در دوران هر یک از پیامبران الهی "یک روز" دارای تعابیر و مفاهیمی به شرح زیر بوده است: 

در کتب مقدسه دیانت یهود هر روز برابر یک سال (حزقیال بند4 ایه 6) و در کتب مقدسه زردشت هر روز برابر با یک قرن.

در دیانت اسلام هر روز برابر با یکهزار سال. (سوره سجده ایه4 و سوره حج ایه 16)

در دیانت بابی هر روز مطابق با پنجاه هزار سال (سوره معارج) (30)

بعد از گذشت هزار سال و تحلیل قوای روحانی و معنوی و کاهش نفوذ و اثرات روح نباض دیانت بهایی از یک طرف و رشد استعداد ها و نشو و ارتقای عالم انسانی از طرف دیگر ظهور مربی و معلم جدیدی را ایجاب خواهد نمود که در موعد مقرر از طرف خداوند مبعوث و محل نزول وحی الهی گردد. و این ادوار جدید دینی مستمرا ادامه خواهد یافت و کلیه مربیان عالم انسانی از منبع فیض الهی مستفیض و در حول یک محور طائف خواهند بود.

علیهذا معضلات احکام غیر منصوص و دستورات غیر قابل اجرا و نا متناسب با شرایط زمان از یک طرف و خاتمیت در نزول وحی و الهام الهی از طرف دیگر و تمامیت کتاب و دستورات نازله طبق روش موجود در ادیان گذشته به کلی منتفع خواهد گردید.

مأخذ:

(1) سوشیانت موعود مزدیسنا صفحه 3 ، نوشته استاد پورداود سال 1927

(2) همان، صفحه 9

(3،4) سوشیانت موعود مزدیسنا صفحه 6، 12 ؛ نوشته استاد پورداود سال 1927

(5) مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد دوم صفحه 75 

(6) مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد دوم صفحه 75 

(7) مجموعه الواح خطی حضرت عبدالبهاء

(8) سیوشانت، صفحه 46

(18) کتاب دینکرد چاپ مانکجی صفحات 142و150

(19) نقل از مجموعه الواح خطی 

(26و27) کتاب ایقان چاپ مصر صفحات 20و24

(28) کتاب یار دیرین تالیف میرزا سیاوش سفیدوش صفحات 92 و111 

(29) مکاتیب عبدالبهاء جلد دوم چاپ مصر صفحه 75

(30) کتاب محبوب عالم صفحه72

مطالب سایت

Add new comment

Image CAPTCHA
سایت آئین بهائی با کمال سرور به استحضار هم وطنان عزیز و شریف در ایران و خارج ایران می رساند که امکانی را فراهم نموده است تا همه فارسی زبانان اعم از ایرانی و غیر ایرانی بتوانند برای مطالعه و تحقیق درباره امر بهائی به صورت آنلاین و از طریق نرم افزار اسکایپ سلسه کتب روحی را مطالعه نمایند.
برای توفیق در این امر کافی است نرم افزار اسکایپ را روی گوشی و یا کامپیوتر خود داشته باشید. این امکان جدید از آن جهت اهمیت دارد که دوستان عزیز فارسی زبان در سراسر عالم به خصوص در کشور مقدس ایران در تمام شهرها و روستاهای دوردست که امکان تماس با جامعه بهائی را ندارند می توانند از این طریق به صورت آنلاین و امن با یکی از راهنمایان بهایی کتب روحی را در گروه مطالعه نمایند.
از دوستان علاقه مند تقاضا می نماییم آدرس یا آی دی اسکایپ خود را از طریق مکاتبه با ایمیل سایت آئین بهائی به آدرس info@aeenebahai.org در اختیار ما قرار دهند. سایت آیین بهائی نحوه شروع دوره مطالعات کتب روحی را از طریق اسکایپ با شما هماهنگ خواهد نمود.
 
شما می توانید سوالات و نظرات خود را در رابطه با دیانت بهایی از طریق آدرس ایمیل info@aeenebahai.org برای ما ارسال بفرمایید. همچنین برای دریافت آخرین مطالب از کانال رسمی وب سایت آئین بهایی در تلگرام استفاده نمایید. برای جستجو شناسه کاربری aeenebahai1 را در نرم افزار تلگرام جستجو کنید.