خاتمیت ؟
( پژوهشی در ریشه ها و پایه های اعتقاد به پایان یافتن ارتباط خداوند با انسان )
 
1- تجدید ادیان یک ضرورت
2- همه دین خود را آخرین دین  می دانند
3- خاتم النبیین
4- تأکید قرآن بر ظهور پیامبران در آینده
5- تفاوت میان نبی و رسول 6- خاتمیت در روایات
 
 
1- تجدید ادیان یک ضرورت است
فیض یزدان همچون ذات او جاودان است و نمودن راه برطالبان بمقتضای درک و توانشان سنتی تغییرناپذیر1 و بی پایان تعالیم آسمانی همچون داروئی شفابخش برای آلام و امراض جوامع انسانیند ولی دردها و درمانهای هر دوران متفاوتند و غیر همسان و نمی توان داروی درد قدیم را برای درمان امراض جدید بکار برد. همچنین واضح است که پیامبران مربیان روحانی بشریتند پس درسهای ایشان بتناسب رشد عقل و آگاهی و شیوه زندگی مخاطبین متحول می گردد.
چنانچه پیامبر اسلام فرموده اند :
أمرنا ان نکلم الناس علی قدر عقولهم 2   یعنی ما پیامبران مامور شده ایم تا با مردم به فراخور عقلشان سخن گوئیم. پس نمیتوان به آموزشهای دورانهای پیشین بسنده نمود و از رشد ظرفیتها ی عقلی و آگاهیها و قابلیتهای امروز چشم پوشی کرد. از این گذشته بمرور زمان تعالیم پیامبران دستخوش تغییرات و انحرافاتی می گردند که دیگر خلوص و شفافیت و کارائی خود را از دست می دهند3 و تجدید آنها در فواصل زمانی مناسب امری اجتناب ناپذیر خواهد بود. لزوم نسخ و کنار گذاشتن بسیاری از احکام قرآن و شرع امریست که روحانیون اهل انصاف و تحقیق نیز بدان اذعان نموده اند4 و قوانین گذشته را غیر قابل پذیرش و اجرا خوانده اند. قرآن نیز خود بر این مسئله تأکید دارد :
... ما کان لرسول ان یاتی بآیة الا باذنه لکل أجل کتاب * یمحوالله ما یشاء و یثبت و عنده أم الکتاب 5
یعنی هیچ پیامبری بدون اجازه او آیه ای نمی آورد ( تا زمان آن فرا نرسیده باشد) برای هر زمانی کتابی است و خداوند آنچه را بخواهد (از کتاب قبل) محو می نماید و آنچه را بخواهد تثبیت میکند و مادر کتاب نزد اوست.
اعتقاد به قطع هدایت الهی و ختم ظهور فرستادگان او بمنزله محدود دانستن دریای بیکران علم و حکمت یزدانی است   و بدان معناست که خداوند هرآنچه در خزانه6 علم و فضل خویش داشته ظاهر نموده و دیگر چیزی برای آموختن به انسانها ندارد وکلمات الهی که اگر دریاها مرکب شوند7 قادر بر نگاشتن آن نیستند تماما نوشته شده و یا اینکه به تعبیر قرآن8 دست خداوند برای هدایت بیشتر انسان بسته است که این کفری آشکار است.
 
 
2- همه دین خود را آخرین دین می دانند
قرنهاست که کثیری از پیروان ادیان مختلف به سبب دلبستگی شان به کتب آسمانی که در دست دارند و به استناد برداشتهای نا صوابی که از متون مقدس خویش نموده اند9 راه دریافت هدایات جدید را بر دلهای خود بسته اند و در طی اعصار از شناسائی پیام آوران زمانشان محروم مانده اند و دین خود را آخرین دین شمرده اند10 . مسلمانان نیزعلی رغم هشدارهای قرآن11 ، از این قبیل استنباطات مستثنی نبوده اند و در نهایت همانگونه که پیامبر اسلام پیش بینی نموده بود12 مسیر مشابهی را طی نمودند  و موعود را با تکذیب و تمسخر و قتل استقبال کرده اند. یکی از سخت ترین موانع ذهنی که پیروان دیانت اسلام در برابر خود ساخته اند اعتقاد به قطع ارتباط خداوند با انسان از طریق پیامبران است  که به استناد مطالبی از قرآن و احادیث به آن معتقد گشته اند و با وجودی که طی 23 سال نزول قرآن بارها آیات آن توسط پیامبر نسخ گردیده13 گمان نموده اند که این کتاب الی الابد نسخ نخواهد شد.
اصلی ترین چیزی که موجب چنین سوء برداشتی گردیده آیه 40 از سوره احزاب است :
ما کان محمدا أبا أحد من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم النبیین
یعنی محمد پدر هیچیک از مردان شما نیست ولکن رسول خداست و خاتم انبیاء .
 
3-  خاتم النبیین
درنگاه نخست به آیه مزبور این سوال درذهن مطرح می گردد که اگر برداشت رایج ازخاتم النبیین (پایان دهنده پیامبری) صحیح باشد ، ربط عبارت با قسمت اول جمله که مربوط به زندگی خصوصی14 پیامبر است در چیست و چرا نکته ای به این اهمییت که سرنوشت آتی یک امت را رقم می زند در قرآن تنها یکبار و آنهم در عبارتی چنین بی ربط و چند پهلو گنجانده شده. این واقعیت که محمد هیچ فرزند پسری نداشته چه ربطی به اینکه دیگر پیامبری نخواهد آمد دارد و چرا این دو قسمت با "ولکن" به یکدیگر ربط داده شده اند؟  بنا براین لازم است که در معنای عبارت تعمق بیشتری بنمائیم.
در بین اعراب لقب خاتم جهت تکریم و شاخص نمودن بکار میرود و مثلا اصطلاح "خاتم الشعرا" لقب رایجی است که به شعرای توانا داده می شده و کسی هم گمان نمی کرده که او آخرین شاعر است.
در احادیث زیادی نیز عبارت "خاتم الوصیین15" از زبان حضرت محمد ، حضرت علی  و یا دیگران در توصیف امیرالمومنین  آمده که اگر به معنای آخرین وصی باشد اعتقاد به وصایت فرزندان علی و امامت آنها باطل است. از طرف دیگر این برداشت در تعارض کامل با آیاتی از قرآن قرار دارد که به صراحت ظهور پیامبران و یا امتهای صاحب کتاب دیگر را در آینده خبر می دهند.
 
4- تأکید قرآن بر ظهور پیامبران در آینده
در سوره آعراف آیه 34 آمده :  ولکل امة أجل و إذا جاء أجلهم لا یستأخرون ساعة و لا یستقدمون
یعنی برای هر امتی (پیروان هر دیانتی) پایانی است و وقتی که زمانش فرا رسد ساعتی پس و پیش نخواهد شد.
بلافاصله درآیه بعد می فرمایند: یا بنی آدم إما یأتینکم رسل منکم یقصون علیکم آیاتی فمن اتقی و اصلح فلا خوف علیهم یعنی ای آدمی زادگان، چون که پیامبرانی از شما بیایند و آیات خداوند را بر شما بخوانند  پس هرکه تقوی پیشه کرد ترسی نخواهد داشت. شاید از این صریح تر نتوان بر ظهور پیامبران در آینده تأکید ورزید.
و نیز در سورۀ حجر آیۀ 5 می فرمایند : ما تسبق امة أجلها و ما یستأخرون  یعنی هیچ امتی اجلش پس و پیش نخواهد شد.  در سورۀ یونس آیۀ 49  هم مفهوم مشابهی بیان میگردد: ... لکل امة أجل إذا جاء اجلهم لا یستأخرون ساعة
" أمة" به معنای جماعت پیرو یک آئین و یا خودِ آئین است و در هیچ جای قرآن أمة اسلام ابدی خوانده نشده اند و از فرا رسیدن أجل مستثنی نگشته اند. برای مشخص نمودن جایگاه أمت اسلام در بین سایر أمتها می فرمایند :
 کذلک ارسلناک فی أمة قد خلت من قبلها أمم (رعد30) یعنی اینچنین تورا درأمتی فرستادیم که قبل ازآن هم أمتهائی بوده اند و نیز می فرمایند :
 و کذلک جعلناکم أمة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهید(بقره 143)
 اینچنین شما را امتی در وسط قرار دادیم تا گواه بر مردمان باشید و رسول هم گواه بر اعمال شما
در سورۀ یونس آیۀ 47 میفرمایند: و لکل أمة رسول فإذا جاء رسولهم قضی بینهم بالقسط و هم لا یظلمون
یعنی برای هر امتی پیامبری است و آنگاه که رسولشان بیاید در میان ایشان به عدالت قضاوت خواهد نمود و ایشان گمراه نخواهند شد.
 مفهومی مشابه در سورۀ نحل آیۀ 36 آمده :
ولقد بعثنا فی کل أمة رسول أن أعبدوالله       یعنی در هر امتی  پیامبری برانگیختیم تا خدا را عبادت کنید.
بنا براین اگر اهل انصاف باشیم براحتی میتوانیم نتیجه بگیریم که برای هردیانتی از جمله اسلام دورۀ زمانی معینی وجود دارد و ادیان و امتهای دیگر خواهند آمد که کتاب و پیامبر خویش را دارند. متأسفانه اکثر آنان که عنان تأویل و تفسیر قرآن را به دست دارند به هوای نفس خود و یا  طمع متاع دنیا 16  کلام الهی را از آنچه مفهوم حقیقی آن بوده منحرف می سازند ومعنای اصلی آنرا فراموش می کنند17 در صورتی که خداوند تبیین آنرا به خود اختصاص داده 18 ودانش تأویل آنرا محدود به خود وراسخان در علم دانسته19. فی المثل درمیان دهها تفسیر منتشره از قرآن تنها تعداد اندکی اشاره به تاکید حضرت علی به قرائت خاتم به فتح (تاء) نموده اند و از بین آنها تنها یکی و آنهم فقط در نسخه عربی بیان نموده که خاتم النبیین بنا بر تعبیر حضرت علی به معنای زینت پیامبران است و برای اینکه مورد اعتراض همقطارانش قرار نگیرد بلافاصله اظهار نموده که البته این مطلب بسیار بعید و دور از ذهن است. 20
نکته دیگری که شایان توجه است تفاوت میان نبی و رسول است . رسول دارای مقامی بالاتر از نبی است . حتی در قرآن ذکر گردیده که خداوند از نبیین پیمان گرفته که  وقتی رسولان ظاهر شدند به ایشان ایمان آورند21  بنا براین حتی اگر خاتم النبیین را به معنای پایان دهنده نبوت هم بدانیم بدان معناست که مانند انبیای بنی اسرائیل نبی جانشین رسول نخواهد شد بلکه امام خواهد بود که مقامی بالاتر از نبی دارد زیرا که خود فرموده اند علماء امت من همچون انبیاء بنی اسرائیلند22 پس خاتمیت به معنای قطع سلسلۀ رسالت و یا مافوق آن نیست. اما اکثر مفسرین با استدلالی عجیب که رسول نبی هم هست این مفهوم را شامل هردو می دانند23. با مثالی ساده میتوان مغالطۀ ایشان را آشکار کرد. مثلا کسی که دارای تحصیلات لیسانس است قطعا مدرک دیپلم هم دارد اگر بگوئیم دیگر هیچ دیپلمه ای به اینجا نخواهد آمد آیا بدان معناست که من بعد هیچ لیسانسه و یا بالاتری هم نخواهد آمد؟
 
6- خاتمیت در روایات
گرچه در مقابل قرآن هیچ حدیث و روایتی دارای اعتبار نیست ولی چون برخی به استناد روایاتی چند امکان ظهور پیامبران بعد از حضرت محمد را نفی مینمایند، مرور بر بعضی از این روایات و مفاهیم حقیقی آنها مفید بنظر می رسد.   نخستین روایت مربوط به زمانی است که حضرت محمد به غزوۀ تبوک می رفتند و علی را جانشین خود در مدینه قرار دادند و موقع رفتن به او گفتند : انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی 24  یعنی تو نسبت به من مانند هارون هستی به موسی با این تفاوت که تو نبی بعد از من نیستی ( چنانچه هارون بود25 ) این تعبیری است که شیخ صدوق در قرون اولیه اسلام از معنای این روایت نموده ولی متأخرین قسمت آخر آن را " ولکن نبیی بعد از من نیست" ترجمه کرده اند  که البته آن برداشتی صحیح است که با قرآن در تعارض نباشد.

روایت دیگر مربوط به بیانی از حضرت محمد است که فرموده اند: یا ایها الناس حلالی حلال الی یوم القیامة و حرامی حرام الی یوم القیامة 26  یعنی ای مردم حلال من تا روز قیامت حلال است و حرام من تا روز قیامت حرام است.   برای درک این حدیث شایسته است مفهوم قیامت را دقیق تر مورد بررسی قرار دهیم .
 حقیقت اینست که در قرآن و دیگر کتب مقدسه قیامتِ هر دیانتی ظهور پیامبر بعد است . کما اینکه حضرت مسیح فرموده اند: من قیامت و حیات هستم هرکه به من ایمان آورد اگر مرده باشد زنده گردد 27.  ونیز میفرمایند: آمین آمین به شما میگویم که ساعتی میآید بلکه اکنون آمده است که مردگان آواز پسر خدا را میشنوند و هرکه بشنود زنده گردد28 . در قرآن میفرمایند :

"امروز روز رستاخیز است ولکن شما نمی دانید" 29 .  ونیز میفرمایند: "ما شاهدیم که در روز قیامت خواهید گفت ما از وقوع آن بی خبریم30" و همچنین فرموده اند : "آیا غیر از این انتظار دارند که قیامت ناگهان واقع شود، هم اکنون نشانه های آن آمده است.31" در احادیث نیز بطور اخص یوم قیامت را  یوم ظهور قائم دانسته اند32 پس منظور از قیامت و رستاخیز مردگان ، ظهور پیامبر جدید و زنده شدن مردگان روحانی به روح ایمان است و هلاک گردیدن معنوی آنانی که از هدایت الهی محروم مانده اند و نه پایان جهان. چنانچه در قرآن نیز ایمان حمزه عموی پیغمبر را  به  "کسیکه مرده بود و او را زنده گردانیدیم33"  توصیف نموده اند و یا اینکه هلاکت اقوام گذشته را  مقارن ظهور پیامبران و ظلم و عدم ایمان مردم به ایشان34 بیان داشته اند و فرمودند" سپس شما را جانشین آنها نمودیم تا ببینیم شما چه میکنید." جای تعجب است که با وجود اینهمه انذار باز هم کثیری از این امت به راه پیشینیان رفتند و به هلاکت روحانی دچار گشتند.

 روایت دیگری که از آن تعبیر خاتمه نبوت گردیده بیانی از حضرت محمد است که خود را به آخرین سنگ  در بنای یک ساختمان تشبیه نموده اند35 . به فرض صحت این روایت آیا پایان بنای یک ساختمان به معنای اینست که بنای دیگری هم ساخته نخواهد شد .
 حضرت امیر در مفاتیح الجنان فرموده اند :

قل السلام علی محمد رسول الله خاتم النبیین و سید المرسلین و صفوة رب العالمین امین الله علی وحیه و عزائم امره والخاتم لما سبق والفاتح لما استقبل36     یعنی بگو سلام برمحمد فرستادۀ خدا، خاتم انبیا و سرور رسولان و امین خداوند در وحی و ارادۀ او و خاتم برگذشته گان و راهگشای آیندگان.
بنابر این ختم  دوران گذشته  به خاتم، مقدمه آغاز دورانی جدید است که ظهور پیامبران جدید را در دل خود خواهد داشت وإن شاءالله نور این ظهورات تیرگیهای جهل و ظلم را از عالم برخواهد کند.

یادداشتها


 
1- سورۀ اسراء (بنی اسرائیل) آیۀ 77  سنة من قد ارسلنا من قبلک من رسلنا ولا تجد لسنتنا تحویلا   شیوۀ ماست  اینکه از قبل از تو پیامبرانمان را فرستادیم و هرگز در این شیوۀ ما تحولی رخ نخواهد داد ( یعنی در آینده نیز خواهیم فرستاد)
2- بحار الانوار جلد 74 صفحه 142
3- اصول کافی جلد 8 ص 308  قال رسول الله ص  سیأتی علی الناس زمان لا یبقی من القرآن الا رسمه و من الاسلام الا اسمه یسمون به و هم ابعد الناس منه  مساجدهم عامرة و هی خراب من الهدی فقهاء ذلک زمان شر فقهاء تحت ظل السماء منهم خرجت الفتنة و الیهم تعود.  یعنی رسول خدا فرمود بر مردم زمانی خواهد امد که از قرآن جز رسم آن و از اسلام جز اسم آن که به آن نامیده میشوند نخواهد ماند. وایشان از همه کس نسبت به آن دورترند، مساجدشان آباد است ولی از هدایت خالیست فقها آن زمان بد ترین فقها زیر آسمان هستند. از ایشان فتنه خارج میگردد و به خودشان برمیگردد.
4-  مقاله تحقیقی از محسن کدیور تحت عنوان "حقوق بشر و روشن فکری دینی" مجله آفتاب شماره 28 سال 82 ص 110
" بنابراین در شش محور یعنی تساوی حقوقی انسانها و نفی تبعیضهای چهارگانۀ دینی، جنسی ، بردگی و فقهی و آزادی عقیده و مذهب و نفی مجازاتهای خودسرانه ، خشن و شکنجه ، موضع اسناد حقوق بشر در مقایسه با احکام اسلام تاریخی ، قابل دفاع تر، عقلائی تر، عادلانه تر و ارجح است و احکام اسلام تاریخی در این زمان و در این مواضع قابل پذیرش نیست.
نیز محمد مجتهد شبستری، در مطلبی تحت عنوان " قرائت رسمی از دیانت، بحرانها، چالشها، راه حلها " مندرج در مجلۀ  راه نو شماره 19 شهریور 77 :   دین اسلام آن طور که در بسط تاریخی خودش را نشان داده است ، نظامهائی که در همه عصرها بتوان با آن زندگی کرد نداشته است و هیچ دینی نمیتواند چنان نظامهائی داشته باشد و اصلا چنین دعویی معقول نیست.
 5- سوره رعد آیات 38 و 39
6-  سوره حجر آیۀ 21 : و ان من شی الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم
یعنی چیزی وجود ندارد مگر آنکه خزائن آن نزد ما موجود باشد و ما تنها به اندازه ای مشخص آنرا نازل می کنیم
7- سورۀ کهف آیۀ 109  قل لو کان البحر مدادا لکلمات ربی لنفد البحر قبل ان تنفد کلمات ربی و لو جئنا بمثله مددا
یعنی بگو اگر دریا مرکب گردد برای نگاشتن کلمات پروردگارم البته دریا تمام میشود پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان پذیرد حتی اگر از دریای دیگری مشابه آن هم کمک گرفته شود.  
8- سوره مائده آیه 64 : قالت الیهود یدالله مغلولة غلت ایدیهم و لعنوا بما قالوا بل یداه مبسوطتان  یهود گفتند دستان خدا بسته است  دستهای خودشان بسته است ، و ملعون گشتند به خاطر آنچه گفتند ، بل دستان او باز است 
9- مزامیر داوود مزمور 119 آیه 44 : شریعت تو را دائما نگاه خواهم داشت تا ابدالاباد
انجیل متی باب 24 آیه 35 :  آسمان و زمین زائل خواهد شد لیکن سخنان من هرگز زائل نخواهد شد.
10- سوره غافر آیه 34 : لقد جائکم یوسف من قبل بالبینات فمازلتم فی شک مما جائکم به حتی اذا هلک قلتم لن یبعث الله من بعده رسولا کذلک یظل الله من هو مسرف مرتاب   یعنی قبل از این یوسف با بینات آمد پس به آنچه برای شما آمد در شک بودید تا اینکه وقتی مرد گفتید هرگز خداوند بعد از او پیامبری بر نخواهد انگیخت. اینچنین خداوند افراط گرایان شکاک را گمراه می سازد. 
11- سوره بقره آیه 87   ... أفکلما جائکم رسول بما لا تهوی انفسکم استکبرتم ففریقا کذبتم ففریقا تقتلون
هرگاه که پیامبری برخلاف هوای نفس شما آمد استکبار ورزیدید بعضی را تکذیب کردید و برخی را کشتید.
سورۀ حجر آیات 11 و 12 و  13 و ما یأتیهم من رسول الا کانوا به یستهزؤن * کذلک نسلکه فی قلوب المجرمین * لا یؤمنون به و قد خلت سنة الاولین   پیامبری بر ایشان نیامد مگر اینکه اورا استهزاء نمودند . اینچنین این رویه را در قلبهای گناه کاران برقرار میداریم تا به او(رسولشان) ایمان نیاورند  و این سنتی است که از قدیم وضع شده     
 سوره یس آیه 30  یا حسرة علی العباد ما یاتیهم من رسول الا کانوا به یستهزؤن
حسرتا بر این بندگان هیچ پیامبری بر ایشان نیامد مگر انکه او را مورد آزار و سرزنش قرار دادند.
سوره مومنون آیه 44  ثم أرسلنا رسلنا تترا کل ما جاء امة رسولها کذبوه
سپس پیامبرانمان را فرستادیم هرگاه که برای امتی پیامبر فرستادیم او را تکذیب نمودند.
12- سورۀ انشقاق آیۀ 19 : لترکبن طبقا عن طبق  مرحله به مرحله همان اعمال را مرتکب خواهید شد.   در تفسیر این آیه از پیامبر نقل گردیده که فرموده اند ( بحار الانوار جلد9 ص 249) : لترکبن سنة من کان قبلکم حذو النعل بالنعل و القذة بالقذة و... البته شما هم شیوۀ پیشینیان را نعل به نعل و جزء به جزء درپیش خواهید گرفت.
13- سوره بقره آیه 106  ما ننسخ من آیة او ننسها نات بخیر منها اومثلها
هر آیه ای را نسخ یا فراموش کنیم  مثل آن یا بهتر از آن را می آوریم
14- شان نزول این آیه را مفسرین به این شرح آورده اند که پیامبر از زیبایی زینب بنت جحش همسر زید ابن حارثه که  پسر خوانده او بود در شگفت آمد و هنگامی که نظرش بر پیکر برهنه او افتاد "سبحان الله خالق النور تبارک الله احسن الخالقین"  گفت این سخن وقتی به گوش زید رسید همسر خویش را طلاق داد و او را به عقد پیامبر در آورد . چون ازدواج با همسر پسر در بین اعراب کار ناپسندی بود پیامبر را مورد سرزنش قرار دادند  که چرا زن پسر خود را گرفتی ؟  این آیه در پاسخ آنان میگوید محمد پدر هیچیک از مردان شما نیست ولکن رسول الله است و خاتم پیامبران.  (بنقل از تفسیر مقتنیات الدرر  جلد 8 صفحۀ 308)
15- بحار الانوار جلد 29  صفحه 17  و انی و انت سواء الا النبوة فانی خاتم النبیین و أنت خاتم الوصیین
من و تو تنها در نبوت با هم فرق داریم پس من خاتم نبیین هستم و تو خاتم وصیین .  بحارالانوار ج34 ص258 
انا یعسوب الدین و اول السابقین و امام المتقین و خاتم الوصیین و وارث النبیین
من مثل زنبور عسل برای دین و اولین از سابقین و امام متقین و خاتم وصیین و وارث نبیین هستم
16- سورۀ بقره آیۀ 79  فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا من عند الله لیشتروا به ثمن قلیلا.
وای بر کسانی که بدست خود (به میل خود) کتاب می نویسند و میگویند خدا چنین گفنه تا مبلغ ناچیزی بابت آن بگیرند
17- سورۀ مائده آیۀ 13  ... یحرفون الکلام عن مواضعه و نسوا حظا مما ذکروا به...
کلام الهی را از موضع های آن منحرف می سازند و فایدۀ آن پندی را که در کلام الهی بر ایشان داده شده  فراموش می کنند
18- سورۀ قیامة آیۀ 18  فاذا قرأناه فاتبع قرآنه * ثم إن علینا بیانه  
چوآنرا خواندیم از قرائت آن تبعیت کن پس برماست  تبیین آن
19- سورۀ آل عمران آیۀ 7 ... وما یعلم تأویله الا الله والرسخون فی العلم ...
تأ ویل آنرا غیراز خدا و راسخان درعلم نمی دانند
20- تفسیر من وحی القرآن نوشـته محمد حسین فضل الله  ذیل تفسیر آیه 40 از سورۀ احزاب: ... عن عبدالرحمن السلمی قال: کنت اقری الحسن والحسین فمر بی علی بن ابی طالب و انا اقرئهما  فقال اقرئهما و خاتم النبیین به فتح تاء و الروایة الاولی اقرب و اشهر لان التعبیر عن النبی بانه خاتمهم یعنی زینتهم کما هو خاتم من مظاهر الزینة غیر مألوف علی الظاهر و الله اعلم.
21- سورۀ آل عمران آیۀ 81  واذ اخذالله میثاق النبیین لما اتیتکم من کتاب و حکمة ثم جاءکم رسول مصدق لما معکم لتؤمنن به و لتنصرنه ... یعنی و آنگاه خداوند از انبیاء پیمان گرفت، چون کتاب و حکمت به شما داده شده، پس وقتی که رسولی برای شما آمد که تصدیق کننده آنچه نزد شماست بود به او ایمان آورید و یاریش نمائید.
22- بحار الانوار ج2 ص22  علماء امتی کانبیاء بنی اسرائیل
23- تفسیراحسن الحدیث نوشته سید علی اکبر قرشی  جلد 8  صفحه 367 ذیل تفسیر آیۀ 40 از سورۀ احزاب : در باره فرق میان رسول و نبی گفته شد که رسول آنست که به او به سه طریق وحی شود  خواب ، شنیدن صدا و آمدن فرشتۀ وحی . نبی آن است که فقط به وسیله خواب و شنیدن صدا وحی شود ... در هر حال کلمه خاتم النبیین ، خاتم رسولان را لازم گرفته چون هر رسول نبی است ولی بعضی از نبی رسول نیست.
24- اصول کافی جلد 8 صفحۀ 106 
25- سورۀ مریم آیۀ 53 و وهبنا من رحمتنا اخاه هارون نبیا  و از رحمتمان به او برادرش، هارون نبی را بخشیدیم
26- بحار الانوارج2 ص 260 
27- انجیل یوحنا باب 11 آیه 25
28- انجیل یوحنا  باب 5 آیه 24
29- سورۀ روم آیۀ 56  قال الذین اوتوالعلم والایمان لقد لبثتم فی کتب الله الی یوم البعث  فهذا یوم البعث ولکنکم لا تعلمون
30- سورۀ اعراف آیۀ 172 شهدنا ان تقولوا یوم القیامة انا کنا عن هذا غافلین
31- سورۀ محمد آیۀ 18 فهل ینظرون الا الساعة ان تأتیهم بغتة فقد جاء اشراطها 
32- بحار الانوار ج 24  ص 398  واللیل اذا یغشی ... قال دولة الابلیس الی یوم القیامة  و هو یوم قیام القائم والنهار اذا تجلی و هو القائم اذا قام
33- سورۀ انعام آیۀ 122  او من کان میتا فأحییناه و جعلنا له نورا یمشی به فی الناس ...
34- سورۀ یونس آیۀ 13 و 14  و لقد اهلکنا القرون من قبلکم لما ظلموا و جائتهم رسلهم بالبینات و ما کانوا لیؤمنوا کذلک نجزی القوم المجرمین * ثم جعلناکم خلائف فی الارض من بعدهم لننظر کیف تعملون   به یقین نسلهای پیشین را چون مرتکب ظلم شدند و چون پیامبرشان آمد به او ایمان نیاوردند هلاک ساختیم  اینچنین قوم گناهکار را مجازات میکنیم * سپس شما را در زمین جانشین آنها نمودیم تا ببینیم شما چه میکنید.  و نیز در آیه ای دیگر کفر و مقابه با حق را به منزلۀ هلاکت دانسته اند. سورۀ انعام آیات 24 و 25: ... إذ  جائوک یجادلونک  یقول الذین کفروا إن هذا الا اساطیر الاولین * و هم ینهون عنه و ینئون عنه و إن یهلکون الا انفسهم و ما یشعرون.   یعنی آنگاه که نزد تو می آیند با تو جدل می کنند و کافران می گویند این ( قرآن) چیزی غیر از داستانهای اساطیری پیشینیان نیست * و ایشان (مردم را) از آن منع میکنند و خود نیز از آن دوری می کنند . آنان کسی را بجز نفسهای خود هلاک نمی کنند  و آگاه نیستند.    
35- تفسیر مختصر مجمع البیان از شیخ محمد باقر ناصری ج3 ص 57   نقل حدیث از جابر ابن عبدالله  بنقل از پیامبر:
قال انما مثلی فی الانبیا کمثل رجل بنی دارا فاکملها و حسنها الا موضع لبنة فکان من دخل فیها فنظر الیها قال ما احسنها الا موضع هذه البنة قال فانا موضع البنة ختم بی الانبیاء
36- بحار الانوار ج 97 ص 360

مطالب سایت

Comments

a's picture

a replied:

کورش تو بهتره بری با امثال خودت بگردی. من نه بسیجیم و نه از بسیج خوشم میاد. من فقط یه محقق مسلمونم. شما هم با حرفای چرندت سوادتو ثابت کردی. برو پیش همونایی که درست میدن. فکر کنم لازم نیست صفتی برات بنویسم. چون لایق همون صفات هستی که تو نظرات نوشتی. بی حیا و پررو تر از تو هم پیدا نکردم که بیاد جوابتو بده. و هروقت مامان و بابات ادب یادت دادند بعد بیا این جا شعر بگو. تو بهتره حواست باشه اسباب بازیاتو نبرن.کاری به کار ما نداشته باش. هر وقت هم مثل رضا مثل یه مرد بدون توهین یاد گرفتی حرف بزنی اونوقت جواب همه حرفاتو میدم.
a's picture

a replied:

سلام رضا جان. دقیقا مسئله همین جاست که قبل از خوندن نظرم "پاسخ" رو میزنی. اگر کامل بخونی عبارت "اصلا به تاریخ اهمیت نده" رو درباره ی اشخاص گفتم و بعدش هم مثال شاه رو گفتم. دقیقا مسئله همین جاست که درباره ی شاه حرف های مطهری درسته! ولی از یه طرف درباره ی حضرت مسیح حرف مسیحیا. دوست من اگر میگم اهمیت نده اینه که تو برو برای مطالعه ی هر دین تاریخ خودشو بخون. حتی همین بهائیت. مدتی شایعاتی می شنیدم مبنی بر این که گوشت شیعه رو میخورن! دزباره ی همه چیز شایعه پراکنی میکنن. همین خود تو فردا بشو یه شخص مهم. از اون طرف یه شبکه خبری میگه امروز دزدی کردی. یکی دیگه میگه تو استخر زنونه رفتی. هزار حرف پشتت در میارن تا منافعشون حفظ شه. . و تاریخ همه ی ادیان با هم تطابق دارد به جز بهائیت. . درباره ی توهین آمیز بودن حرفم درباره ی اعدام باب هم قبول دارم اشتباه کردم. معذرت میخوام. ولی صحت تاریخی داره. اینجوری میگم: باب رو ابتدا با طناب بستند و اشتباهی یکی از تیر ها به طناب خورد و باب فرار کرد به سرباز خونه ولی دستگیرش کردند و دوباره گلوله باران کردند و باب را مورد اصابت گلوله های شدید قرار دادند. حضرت ابراهیم، حضرت اسماعیل رو نشوند و چاقو گذاشت گردنش. هرچی کرد دید نمی بره. چاقو رو تیز کرد، نبرید.چاقو رو عوض کرد، نبرید. خدا بخواد چاقو نبره، نمی بره. نه که یکدفعه نبره و بعد ببره. ضمن این که همون منابع خودتون هم میگه چند تیر می خوره به طناب و نه همه ی تیر ها. و این که امکانش هست که این افراد از عمد این کار رو کردن. چون بار دوم تیر اندازی افراد عوض شدند. میرزا محمد علی هم همون بار اول گلوله باران مرد. قبل از اعدامش هم نه بیانیه ی مستندی ازش هست و نه این که با کسی حرف زده. . نوشتی: "نوشتی که وقتی تهمت و افترائی میشنوم نرم از خود طرف بپرسم برم از همونائی که تهمت زدن تحقیق کنم این دیگه ته منطق و عقله!!" من کی اینو گفتم؟ من گفتم از خودش نپرس ولی نگفتم از همون های که تهمت زدن تحقیق کن. بلکه گفتم منتظر جواب گرفتن نباش بلکه برو خودت جواب رو پیدا کن.خودت ببین چی دستگیرت میشه نه این که ببینی بهائیه چی گفت یا مسلمونه. . درباره ی رو به رو کردن بهائی و شیعه هم من بارها این کار رو کردم و بهائیه همیشه یا آخرش ناحق بودنش رو میفهمید یا از کوره درمیرفت و مجلسو ترک میکرد. ماهواره هم مطمئن باش چیزی نشون نمیده که شیعه خوشش بیاد.از فیلم مستهجن گرفته تا نژاد پرستی . درباره ی بی منطق بودن حرف هام هم فکر کنم اگر من این جا بگم 2 * 2 = 4 آدم بی منطقیم. خیلی خوب، همین منطقی هست که مطمئن باش سردبیر جوابی داشت مناظره رو ترک نمی کرد. من هر روز به aeenebahai.org/node/8 سر میزنم و اگر یک کلمه دیگه سردبیر بگه جوابشو میدم. میبینی؟ هر جایی کم آورد گفت "ملغطه" و هزار اسم دیگه روش گذاشت. دقت هم کنی من جز کلمه ی "اراجیف" که خود سردبیر خیییلی استفاده کرد، کلمه دیگه ای برای توهین به سردبیر نگفتم. دو نظر اولی که جواب کورش رو میدادم هم دقت میکردی بهش گفتم که توهین نکن و خودم آروم و درست جوابشو دادم. ولی بعد شخصیتشو نشون داد و با زبان بیزبانی گفت آقا من فحش می طلبم! اگر یادت باشه یه بار بهش گفتم "آدم حسابی" و نظر بعد شاکی شد که چرا این حرف رو زدم!! خوب فکر کنم توقع نداشتی تا زمانی که این جا کامنت میذاشتم فحش های کورش رو تحمل میکردم؟ توهین به باب هم که معذرت خواهی کردم. خود تو ببین از اولش چقدر توهین به من و چیزی که برام ارزش داره کردی؟ . بهائی ای که من گفتم هم مسلمون شد. میومد پیش خودمون حرف از انتظار برای فرج میزد. ازمون احکام میپرسید. بیشتر اطلاعاتی که درباره ی بهائیت دارم رو اون بهم داد. خودش باهامون وضو می گرفت و نماز میخوند. خیلی هم بچه باصفایی بود. سایر بهائی هایی هم که مسلمون شدند دلشون کاملا با اسلام بود و توی مصاحباتشون هم گفتند. هیچ سندی هم ندارین که بگین بهائی به زور مسلمون شده. بهائی هایی هم که کشته شدند همشون جرم کرده بودند وگرنه تو رساله ی خود خمینی و خامنه ای فقط نوشته "بهائیان محکوم به کفر و نجاستند" و فقط اون ها رو نجس میدونه. فقط همین. . "لیس الاحد ان یستغفر عن احد" از هر کس میخوای بپرس معنی این عبارت چی میشه؟ یعنی من اومدم خونه ی تو رو آتیش زدم از خدا استغفار کنم کافیه. حق الناس رو بخوریم یه آب هم روش. . از بزرگترم هم پرسیدم و حتی زمانی که قاشق یک بار مصرف نبوده باز نذری با قاشق میدادن و تو مسجد هم با قاشق میخوردن. از بزرگتر خودت بپرس. . اگر مطالعاتی در ضمینه شیمی و زیست داشتی تقویتش کن. ضرر اسید فسفریک نوشابه در دستگاه گوارشه. اسید کربنیک هم همون بلایی رو سر بدن میاره که سر سنگ مرمر میاره. و اما H2CO3 که اسید کربنیک هست با ترکیبات مختلف کلسیم از جمله کلسیم هیدروکسید Ca(OH)2 و کلسیم کربنات CaCO3 و کلسیم کلرید CaCl2 واکنش میده. Ca(OH)2 + H2CO3 = CaCO3 + 2H2O CaCO3 + H2CO3 = Ca(HCO3)2 (دو واکنش ذکر شده) CaCl2 + H2CO3 = 2HCl + CaCO3 ضمن اینکه این واکنش ها همه موازنه اند و جهت از چپ به راسته. و اما آب باران PH بین 6 و 7 و نوشابه PH 3.14 داره. میزان اسیدی که در آب بارون وجود داره خیلی خیلی خیلی کمتر از نوشابه هست که این مقدار به دلیل ناپایداری در بدن به CO2 و H2O تبدیل میشه. فکر نکن این ها رو بهم گفتن و من قبول کردم. حرفای اسلام رو هم حتی من بدون دلیل قبول نمیکنم. درباره ی خاک هم دلیل کافی آوردم. جای اینکه فقط جواب بدی از معلم زیستت بپرس. . بیخود ممنوعیت آموختن علوم رو توجیح نکن.خیلی دقیق و صریح به عربی گفته جز کتب بهائیت مطالعه نکنید. . هر دینی احکامی مثل دین قبل داره ولی هیچ دینی ادای دین دیگه رو در نمیاره مگر بهائیت. . فراماسونری (از سایت بگیر تا کتاب) هزار منبع ایرانی و غیر ایرانی هست و به انگلیسی میتونی freemasonry یا framasonry رو سرچ کنی. اعداد مقدسشون 3-7-مضارب 11 (به خصوص 11 و 33)-13-19 نمونه ی این اعداد در متون اسلامی خیلی زیاده ولی ابجد علی 110 و الله 66 و هر دو مضرب 11 هستند. هم چنین یه نمادشون صلیب بر عکس و بز به صلیب کشیده هست که میخوان حضرت مسیح رو مسخره کنن. امیدوارم کنجکاو شی و مطالعه کنی. بعدش میتونی ربط صهیونیسم و فراماسونری و فرقه سازی رو پیدا کنی. . سوره اسراء آیه 93 هم اگر آیات قبل و بعد رو میخوندی به منظورش پی میبردی. در آیه ای که نظر قبلی گفتی تاکید بر کلمه "مثلکم" آمده اما اینجا تاکید بر "رسولا" هست. بابا تو اگر (یادت باشه "اگر") قبول داری پیامبر از طرف خدا بوده خدا نمیتونسته در اون لحظه یک معجزه ی ناقابل بفرسته؟ داستانش هم طبق چند آیه ی قبل و بعد که بهت پیشنهاد میکنم بخونی این هست: پیامبر گفت من فرستاده ی خدا هستم و مردم گفتند معجزه کن. اسم چند معجزه رو میارن و در آخر میگن یا فرشتگان رو به زمین بیار یا نامه و کتابی ار آنان بیاور که بخوانیم. که پیامبر (ص) قرآن را به عنوان کتاب معرفی کردند و کفار باز ایمان نیاوردند. خدا به پیامبران معجزه داد. ولی تاریخچه ی پیامبران قبل از حضرت محمد (ص) رو هم بخونی اون ها هم موظف نبودن هر معجزه ای که مردم میخواستند انجام بدن. فرضشو بکن، یکیشون میخواد سنگ بباره، یکیشون میخواد نهر جاری شه، هر کدوم یه چیز میخوان و باز ایمان نمیارن. . نوشتی: "امت تو هیچ متن دینی اسلامی معنی ملت نداشته اگر بفرض هم داشته باشه به چه دلیل میتونی بگی که اینجا معنی دین نمیده و به معنی ملته لطفا بس کن و بیشتر از این تکرار نکن" خوب، اول این مقاله رو بخونی نوشته "همه ی ادیان خود را آخرین میدانند" که البته فرض غلطی است اما اگر همین فرض را بگیریم پس اسلام هم باید خود را آخرین بداند پس امت به معنای ملت است. اگر این رو قبول نکنی بطلان این مقاله رو ثابت کردی. . بازم میگی حضرت محمد(ص) معجزه نداشتند با این که این همه اتفاق رو نشون دادم که به طور عادی نمیتونست در تاریخ اسلام اتفاق بیفته. یعنی معجزه بودن. . درباره ی ادعای پیامبری هم همین جا تبلیغ کردم. حالا نقضش کن! . یک مارک تجاری که برای جلوگیری از سوءاستفاده تبلیغاتی اسمشو نیاوردم و اولش "چی" هست، خودت برو پشت محصولاتش رو ببین به عربی چی نوشته. اسم خاص هم هست. اصلا هم دو موضوع مختلف نیستند و "گ چ پ ژ" در عربی هیچ گاه نبوده و مصر هم به خاطر استعمار انگلیس فرهنگش دچار تحول شده. در نظر قبل توضیح کامل دادم. کلمه "شکسته" هم گفتم که مجبور نبود ادای مسلمون ها رو دربیاره و عربی بنویسه. میخواست به جز فارسی بنویسه خوب ما این همه زبون مطرح تو جهان داشتیم. میومد به فرانسوی و انگلیسی بنویسه. ضمن این که تا حالا نه هیچ دینی در زبان نوآوری کرده و نه دینی دو زبان داشته. اگر همچین دینی پیدا کردی بهم بگو. . شاید تو امید وار به گمراهی من نداشته باشی ولی من به هدایتت خیلی امید دارم. دوستدار تو a . یه چیز دیگه: گفت و گوی من با تو فقط اشتراک علم بین دو محقق هست. پس بدون که من هیچ وقت دنبال نقض و ضایع کردن تو نیستم و میخوام حقیقت رو بهت نشون بدم.
a's picture

a replied:

فکر کنم نظر قبلی اعداد نمادین فراماسونری رو ناقص گفتم که تصحیحش میکنم. 3-7-9-مضارب 11( به خصوص 11 و 33)-13-17-19 اعداد 666 و 999 (که باز ارتباط با تمسخر مسیح دارند) نیز مهم هستند. اما مهم ترین اعدادشان همان 11-13-33 است که گاهی به اشتباه 13 را برای شیطان پرستان به کار میرود.
a's picture

a replied:

بابت غلط و غلوط املائی هم معذرت میخوام.خیلی گرفتاری دارم سایته هم خیلی وقت میگیره و مجبورم با عجله بنویسم. خلاصه این که اگر غلط املائی دیدی ببخش.
a's picture

a replied:

راستی برای این که شبهه ای درباره ی حرف های کورش پیش نیاد پس الآن مستقیما به خود کورش جوابشو میدم. اول از همه بگم هر وقت عین آدم حرف زدی من هم عین آدم جوابتو میدم. چند نظر قبلی فکر کردی به خاطر ترسه که احترام میذارم. حالا ببین این طور نیست. مسلمون هایی که در شعب ابی طالب سه سال تحمل کردند و هر کدام در وعده ی غذاییشان یک لیس از خرما میخوردند (توجه کنید فقط خرما رو لیس میزدند) آیا ممکنه که برای منافعشون دست به غارت گری بزنن؟ غزوه ی بدر، پس گرفتن اموال سرقت شده توسط کفار بوده. هنگامی که مهاجرین به مدینه اومدند، کفار همه ی اموالشون رو مصادره کردند. علاوه بر این که «كرز بن جابر» با گروهی از قریش، محصولات مدینه رو خراب کردند و چهارپایان پیامبر(ص) رو بردند. حالا بنظرتون پیامبر نباید اموال دزدیده شده رو پس میگرفت؟ آیا نباید حق مهاجرین رو پس میگرفتند؟ فقط هم اموال این کاروان گرفته شد. هیچ کس هم دستگیر و شکنجه نشد. اگر میخوای از کفار دفاع کنی تاریخ رو درست بخون. . کورش تو دلت واسه این همه ستمی که کفار به حضرت محمد (ص) کردند درد نگرفت اونوقت دلت واسه دروغ درد میگیره؟ . در ضمن اگر تو شعور و شأن خانوادگی تو به جماع میگن "سرویس دادن" حالا یاد بگیر اسمش "جماع" هست. پیامبر (ص) اصلا همچین معجزه ای نداشتند. گفتم که اگر اینطوری که تو میگی بود پس چطور بدون وجود روش های جلوگیری از بارداری فقط از دو زنشون صاحب فرزند میشن. ازدواج های پیامبر هم به دلایل سیاسی و ماجتماعی بوده و تو درک اجتماعی نداری به ما ربطی نداره. . صحیح بخاری احادیث زیادی داشته. اما کتابش مشمول خطاهای بسیاری هم بوده.خود ما شیعه ها و سنی ها هم احادیثی ازش نقل میکنیم که به صحتشون مطمئنیم. ویژگی احمقایی مثل تو اینه که میرن از صحیح بخاری چند حدیثشو انتخاب میکنن و میخونن. جالبه رد صحت بعضی احادیثش رو خودت ببینی: http://intjz.net/maqalat/sh-Sahihe%20Bokhari.htm این سایت 6 دلیل برای نقضش آورده که خود سنی ها اینو میگن. وگرنهشیعه که غلط بخاری رو سیاه مشق هم حساب نمیکنه. این صحیح بخاری که خدا رو هم مسخره کرده توقع داری پیامبر رو مسخره نکنه؟؟؟؟؟؟ _____________________________________________________ صحیح بخاری – کتاب التوحید – باب قول الله تعالی وجوه یومئذ ناضره الی ربها ناظره : در اینجا آمده که اهل جماعت عمری در آخرت پس از گذشت از سوالات در مورد پرستش خدا که آنها به قول خودشان قبول میشوند وقتی آنها به خالقیت خدا شهادت میدهند و به آنها گفته میشوند شما اینجا چه کار میکنید ؟ آنها میگویند: که ما منتظر پروردگار خود هستیم تا بیاید. ناگهان خدای جبار به صورت و شکلی دیگر می آید( چون آنها مدعی هستند که قبلا خدا را دیدند لذا وقتی در آخرت می آید با شکل و شمائلی دیگر می آید مثلا صورت او عوض شده و شکمش گنده تر شده و ...) آنها او را نمیشناسند و به او میگویند : تو رب ما هستی ؟ ما باور نمیکنیم . او قیافه ای دیگر داشت !! همه ی مردم بیچاره میمانند و فقط پیامبران جلو می آیند . خدا به پیامبران میگوید : آیا نشانه ای از من نزد شما هست که مرا با آن بشناسید؟ پیامبران میگویند: آری ما ساق پای خدا را خوب میشناسیم. ( الله اکبر . سبحان الله عما یشرکون. خدا از روی ساق پایش قابل شناسایی است؟؟ و معرفت پیامبران به خدا از روی ساق پایش است ؟؟ نعوذ بالله) ناگهان خدا کفش هایش را در آورده و پاچه خود را بالا زده و ساق پای خود را برهنه میکند و به پیامبران و مردم نشان میدهد . پیامبران میگویند :آری این خدای ماست و سجده میکنند. بعد دنبال خدا می روند! ویژگی خدا در صحیح بخاری معتبر ترین کتاب اهل سنت بعد از قرآن 1- 35متر قد دارد 2- دو تا دست دارد که هردو در سمت راست بدنش میباشد 3- خداوند در آسمان است 4- خدا روی عرش نشسته است 5- خدا به شکل جوانی است خوش صورت 6- عرش خدا غژ غژ میکند (به خاطر نشستن خدا)7- عرش خدا از خدا باندازه چهار انگشت بزرگتر است 8-خداوند هر شب جمعه به آسمان چهارم میاید 9- خدا در آسمان است 10- خدا جسم است 11- خداوند را بعضی ها در دنیاهم میبینند 12- خدا انگشت دارد 13-خدا در قیامت پایش را روی جهنم میگذارد 14- پیامبر خدا را دیده است ________________________________________________________ حرف های این کتاب درباره ی خدا چه صحتی داره؟ چه برسه به پیامبر!!!! . حالا برو این چرندیاتی که گفتی رو تو کتابی به جز صحیح بخاری بیار تا قبول کنیم. . در مورد عایشه هم گفتم که پدوفیلیا بیماری تجاوز متعدد به کودکان هست و نه ازدواج با عایشه ی 17 تا 22 ساله که جماع هم با او نداشتند. . اگر سر سوزن جای حفظ کردن میخوندی می فهمیدی که زینب از زید طلاق گرفته بود و خود پیامبر(ص) هم بسیار سعی کردند زید رو بازدارند. . تو بهتره با همونایی که بهت میگن چی باطله و چی درست. تو مغز تو جای هیچ استدلالی نیست. برو همون صحیح بخاری رو بخون که ارزشش به اندازه ی بخاری گازی هم نیست.
رضا's picture

رضا replied:

بازم سلام فکر می کنم اگر بهائیا این نوشته های تو رو بعنوان سند بی منطقی و تحریف و دروغ پردازی و تهمت مسلمونا ارائه کنن همین کاقیه که همه بهشون حق بدن. آخه مسلمون یکمی فکر کن ببین به چه قیمتی میخوای حرفتو ثابت کنی. من چقدر به تو مصادیق مغلطه رو نشون بدم تا دست از این کار برداری تو فکر میکنی همین که بگی دو دو تا چهارتا پس من راست میگم حرفتو ثابت کردی بدون اینکه مقدمت هیچ ربطی به نتیجت داشته باشه. با یه دلیل بچگانه میخوای از زیر واقعیتای تاریخی در بری میگی مطهری درباره شاه راست گفت مسیحیا هم درباره مسیح راست میگن باوجودی که هردوتا حرفت غلطه ولی هیچ ربطیم به نتیجت نداره که پس نباید تاریخ بخونیم. از طرفی میگی باید بریم تاریخ هر دینو تو منابع خودش بخونیم از طرف دیگه نمیری تاریخ طبری رو بخونی که ببینی یه مسلمون دو آتیشه درباره زندگی پیغمبر چی نوشته و درباره بهائیا هم برعکس عمل میکنی بجای اینکه کتابای تاریخ خودشونو بخونی میری ردیه میخونی که دشمنیت زیاد بشه. بعدش هم مینویسی تاریخ همه ادیان با هم مطابقت داره الا بهائیت" لااقل رو یکی از حرفائی که میزنی وایسا تا اینقدر بی اعتبار نشی. تحریف و افترا زدنت رو هم که چندین بار با سند بهت اثبات کردم ولی بازم موقع نقل یک مطلب بجای رجوع به اصل میری از ردیه ها کپی میکنی. مثلا درباره این موضوع طلب بخشش بهت گفتم برو خودت آیه رو بخون متوجه میشی ولی تو اولا بجای آیه بیان که بهش استناد کرده بودی رفتی از کتاب اقدس اوردی و اونو هم تحریف و ناقص کردی که نتیجه خودتو بگیری من یک بار این موضوع رو از هر دو کتاب برات مینویسم امیدوارم برات درس عبرت بشه و دیگه به این ردیه های دروغپرداز چشم بسته اعتماد نکنی. اگر ادعا میکنی که کتاب اقدس و بیان رو خودت خوندی و این ایرادا رو در آوردی پس گناه تهمت و تحریف به خودت برمیگرده "ليس لاحد ان يستغفر عند احد توبوا الی اللّه تلقآء انفسکم انّه لهو الغافر المعطی العزيز التّوّاب" آیه 35 کتاب اقدس تو تو نقل این آیه علاوه بر اینکه نصفش رو حذف کردی کلمه عند رو هم به عن تبدیل کردی حالا خودت دوباره این آیه رو بخون ببین مربوط به توبه و استغفار میشه یا عذر خواهی کردن از مردم. تو کتاب بیان هم دقیقا همین مضمون به فارسی اومده باب 14 از واحد 7 "فی بیان عدم جواز التوبه الا عندالله ... ملخص این باب آن که اذن داده نشده استغفار نفسی نزد نفسی ... استغفار باید کرد خدا را در هر حال" صفحه 259 بیان فارسی کدوم آدم عاقلی از این مطلب برداشت میکنه که عذر خواهی از دیگران ممنوعه؟!! از اینکه متوجه اشتباهت درباره توهین به مقدسات دیگران شدی خوشحالم این همون اشتباهیه که کوروشم مرتکب میشه و بجای اینکه حرفای درستش تأثیر داشته باشه باعث رنجش و دوری میشه اما اینکه میگی حرفات صحت تاریخی داره بازم یه اشتباه دیگست. تصور کن هفتصد و پنجاه نفر باب رو هدف گرفتن وقتی تیراندازی میکنن هیچکدوم از تیراشون به باب نمیخوره و فقط به طناب میخوره این بنظر تو عادیه؟ او لشکری هم که دفعه اول تیراندازی کردن حاضر نشدن بار دوم این کارو بکنن چون متوجه یک همچین معجزه بزرگی شده بودن دلیلی هم نداشته که بخوان عمدا به طناب بزنن مکنه فکر میکنی که بابی بودن؟ میرزا محمد علی زنوزی هم دفعه اول تیر اندازی هیچ تیری بهش نخورد برو تو همون ردیه ها بخون متوجه میشی. حرفهائی هم که باب به مردم زد تو تاریخ ثبت شده و اگر اهل خوندن تاریخ از منابع اصلی هر دینی هستی برو تاریخ نبیل زرندی رو بخون اینم لینکش http://reference.bahai.org/fa/t/others.html درباره اینکه چرا دفعه دوم تیرها اصابت کرد بنظرم جای سوال نداره. اولا خود باب گفت کارتون رو انجام بدید اینبار موفق میشید خودشم تو خیلی از آثارش آرزوی شهات و قتل در راه من یظهره الله رو نوشته: " قد فدیت بکلی لک و ما تمنیت الا القتل فی سبیلک". اگر کشته شدن پیغمبر بنظرت عجیب میاد پس آیه قرآن رو هم که از کافرا میپرسه "پس چرا پیغمبرائی رو که معجزه اوردن کشتید" باید تکذیب کنی درباره شهادت امام حسین چی داری بگی مصلوب شدن حضرت مسیح رو چطور توجیه میکنی( البته اگه مثل خیلیا آیه قرآن رو به عدم صلیب شدن مسیح تعبیر نمیکنی) در عین اینکه مگر تو حق داری درباره اراده الهی نظر بدی که چرا اینطوری شد یا چرا نشد؟ من درباره هر افترائی که درباره بهائیا شنیدم اول خودم تا اونجا که تونستم سعی کردم درموردش تحقیق کنم ولی اونجاهائی که به بن بست رسیدم از خودشون پرسیدم. کاری که تو هیچوقت نکردی. مثل همین موضوع طلب بخشش یا ادعای خدائی که نه خودت تحقیق کردی نه از خودشون پرسیدی نه حتی وقتی من اشتباهت رو بهت تذکرد دادم بخودت زحمت دادی که مطلب رو از روی منبع اصلیش بخونی درباره روبرو کردن بهائی و شیعه هم حرفت رو باور نمیکنم و خودم همیشه شاهد برعکسش بودم. نمونه استدلال شیعه ها هم همین چیزائیه که نوشتی و هیچکدومش پایه و اساس نداره. بهت گفتم اگه این موضوع واقعی بود همین تلویزیون ملاها تا حالا صد تا مناظره با بهائیا ترتیب داده بود تا بقول تو نقضشون کنه ولی حتی یک موردش هم اتفاق نیفتاده. تو تلویزیون پارس هم همیشه اعلام میکنه هرکی حاضره به نمایندگی از دینش بیاد تو مناظره ادیان شرکت کنه میپذیرن ولی تازه عالم تریناشون که اومدن تنها کاری که میکنن میگن اسلام یه چیز دیگست اینی که مسلمونا اجرا میکنن نیست و مثل تو با مغلطه بازی سعی میکنن از زیر جواب دربرن. برو خودت یه دفعه پای صحبتشون بشین تا باورت بشه. تو ماهواره ها هرکسی دنبال هرچی باشه پیدا میکنه اونی که دنبال فیلم مستهجه همونو میبینه اونی هم که دنبال فکر و شعور و آگاهیه کانال مناسبشو پیدا میکنه. به این جواب تو میگن مغلطه تعمیم یعنی یک مورد اشتباه رو به کل تعمیم میدی درباره اینکه چرا سردبیر دیگه چیزی خطاب به تو ننوشته از خودش سوال کن ولی من فکر میکنم دوتا دلیل داره یکی اینکه تو تو آخرین مطلبی که در جوابش نوشتی بهاءالله رو که از جون مال و مقامش برای نجات بشر گذشته با تروریستای القائده که ملاهای طالبان به طمع حوری و بهشت خرشون کردن که آدم بکشن یکی گرفتی و گفتی که بخاطر عقده اومده این کارو کرده همین حرفت بنظر من برای اینکه دیگه جوابتو ندن کافیه ولی دلیل دیگشم میتونه این باشه که کسای دیگه با تو مشغول تبادل نظرن و دلیلی نداره که دخالت کنه. اون بهائی که میگی مسلمون شده اسم مشخصاتش رو بده تلویزیون آخوندی تا باهاش مصاحبه کنن و از زور بیکسی نرن بسیجیاشونو بیارن به اسم بهائی جا بزنن. اگه بمنم بگی بدم نمیاد بشناسمش. ولی من شک ندارم که این داستانت رو هم از خودت در آوردی چون نشون دادی که آدم صادقی نیستی اگه از جنس اون بسیجیای ادم کش نیستی مثل اونا حرف نزن و توجیهای بی شرمانه ای رو که سردمدارای رژیم میکنن تکرار نکن برو اسناد نقض حقوق بشر رو که سازمان ملل درباره نقض حقوق انسانی بهائیا منتشر کرده بخون که کاملا با سند و مدرک وذکر اسم و نشونی یکی یک جنایتای رژیم رو درحق بهائیا اسم برده. تو خیلی از شهرا که اصلا بهائیا رو با زور بردن مسجد و به خیال خودشون توبه دادن اونائی هم که حاضر نشدن اونقدر کتک زدن که به حال مرگ افتادن چند نفرشون هم به همین شکل کشته شدن همه احشام . اموال و خونشون رو هم ازشون گرفتن برو ماجرای روستای ایول و ماهفروزک و روشن کوه رو بخون اصلا یک روستای پرجمعیت نزدیک تبریز به اسم سیسان که اکثر ساکنینش بهائی بودن از روی نقشه محو کردن برو ببین تو نقشه ایرا پیداش میکنی. این روستا که چند هزار جمعیت داشته الان مثل خرابه های شهر سوخته زاهدان شده. همه زمینا و احشام و اموالشون رو هم مسلمونای اطراف اون ده تصاحب کردن. برو ببین سر بهائیای بویراحمد چی آوردن صدتا دیگه از این جور جاها بوده که مزدورای رژیم با همدستی مردم شریف شیعه بهائیا رو غارت کردن و با زور خواستن مسلمونشون کنن. تو بعض جاها هم بهائیا از ترس جونشون تسلیم شدن. تو شهرای بزرگ یه جور دیگه آزار دادن . دستگیر و زندانی کردن اموالشون رو مصادره کردن از کار اخراجشون کردن از دانشگاه بیرونشون کردن تازه به بازنشسته ها گفتن همه حقوق که تو سی سال گرفتن بیارن پس بدن. جالب اینه که همه اینا اگه یک کلمه میگفتن مسلمون شدن هیمه چی رو بهشون برمیگدوندن و جایزه هم بهشون میدادن. اون دویست نفری رو هم که بدون اینکه بشناسی از قول جنایتکارای رژیم میگی جرم مرتکب شدن همشون اگه مسلمون میشدن آزاد بودن. بینشون دختر 17 سال تا پیر مرد 84 ساله بود جرم همشونم بهائی بودن بود. مونا محمود نژاد دختر 17 ساله شیرازی رو بجرم معلمی کلاس درس اخلاق بام پدر و مادرش حلق آویز کردن . امثال تو هم اگر این کار رو تأیید کنید با او جنایتکارا همدستید و از جنس همون بسیجیایی هستید که ازشون متنفری. تو اگه تاریخ نمیخونی لااقل از وقایع روز دور اطرافت مطلع باش و پرت و پلا نگو. اینو هم بدون که فتوای کافر بودن بمنزله مهدور الدم بودنه و فرق زیادی با حکم قتل نداره فقط هرموقع دلشون بخواد اجراش میکنن. برای همین هم تو قانون ایران تا چند سال پیش برای بهائیا هیچ دیه ای وجود نداشت و هرکی به قتل میرسید یا تو تصادف کشته میشد قاتل رو بدون مجازات آزاد میکردن. دوره خاتمی با فشارای بین المللی یک کمی خجالت کشیدن و این قانون رو تو کاغذ لغو کردن ولی عملا به همون شکل قبلی اجرا میکنن. درباره بادست غذا خوردنم من لازم نیست از بزرگترا بپرسم سن خودم کاملا به این موضوع قد میده قبل انقلاب تا چند سال بعد از انقلاب تقریبا همه مسجدا اینجوری بودن ولی تو سالای اخیر فقط تو شهرای کوچیک قاشق و چنگال غیر اسلامی حساب میشد. میخوای موضوع برات روشن تر بشه قضیه صندلی رو تعقیب کن ببین به کجا میرسه انشاءالله دیدی که خیلی از مسجدا صندلی ندارن . ملاها چون بهاءالله گفته که روی صندلی بشینین فتوا دادن که روی صندلی نشستن خلاف شرعه. همین الانم اگه تو خونه خر مقدسا بری میبینی که صندلی ندارن و همشون مثل گوسفند رو زمین ولو شدن. وقتی باهاشون حرف میزنی کلی دلیل علمی هم برات میارن که صندلی برای سلامتی مضره. ولی چند سالیه که مسجدا دارن مبله میشن و کم کم اون دلیلای علمی در مضرات صندلی داره فراموش میشه. قضیه قاشق چنگال هم عین همین بوده چون تو کتاب بهائیا با دست غذا خوردن نهی شده بود ملا ها اصرار داشتن ضدش رو تبلیغ کنن. از این جور حماقتا تو تفکر آخوندی کم پیدا نمیشه اوائلی که گوجه فرنگی تو ایران اومده بود بهش میگفت "بادمجون ارمنی" فتوا داده بودن که حرامه و مسلمونان نباید بخورن مثل اینکه درس شیمیت بد نبوده ولی ریاضیاتت خیلی ضعیفه و عددا رو عوضی میخونی پ هاش پائن تر از 4 کاملا طعم ترش به غذا میده و این عددی که تو نوشتی از آبلیمو هم ترش تر میشه ولی همون حالت اسیدی کمی هم که نوشابه داره عمدش مال اسید فسفریکه و اگه پ هاش سودا یا آب گاز دار رو اندازه بگیری یه ذره از 7 کمتره که هیچ تاثیری تو هیچ جا نداره. از این گذشته کی گفته که مواد اسیدی برای بدن ضرر دارن . احتمالا تو هم مثل من از ترشی بدت میاد ولی دلیل نمیشه براش توجیه بد اومدنمون براش فرمول شمییائی بدیم و موازنه کنیم. قدرت اسید کلریدریکی که تو معده ماست اونقدر هست که میتونه فرش رو سوراخ کنه و هر سنگ آهکی رو کاملا حل کنه ولی هیچ ضرری برای ما نداره پس لطفا با مقایسه های مع الفارق که بهت گفتم مغلطست حرف اشتباه خودت رو توجیه نکن. تازه مقدار گاز کربونیکی که با فوت کردن تو آب حل میشه اونقدر کمه که اصلا قابل اندازه گیری نیست تا چه برسه به اینکه ضرر برسونه. این توجیها رو برای کسی بکن که به اندازه همون بسیجیا میفهمه درباره باکتری خاک و اون آنزیمائی که تو مایع ظرفشوئی هم نمیشه پیدا کرد یک سند تحقیق علمی معتبر بیار تا حرفتو قبول کنم حرف معلم علومی که برای تو گفته برای من حجت نیست تو این مقاله نوشته همه ادیان خودشونو آخرین دین میدونن ولی اگر زحمت بخودن میدادی و این مقاله رو درست میخوندی میفهمیدی که ثابت کرده همشون از جمله مسلمونا اشتباه میکنن نه اینکه بخوای به همون دلیل بخوای نتیجه بگیری امت یعنی ملت راستی درباره آیه بعدش که به بنی آدم میفرماید که برای شما پیامبرانی خواهد آمد سکوت کردی. مثل اینکه فقط قصد جدل داری و حقیقت برات چندان مهم نیست درباره سبحان الله هل کنت الا بشرا رسولا تاکید روی بشر بودن چون اگر روی رسول بودن بود جواب معجزه خواها نمیشد چون مثل تو میگفتن اگه رسولی پس معجزت کو در ضمن منظورشون از کتاب خواستن این بود که اگه راست میگی کتابت از آسمون فرود بیاد نه اینکه تو بگی و کاتبات بنویسن و خودت بهش بگی معجزه. سعی نکن برای اینکه جواب منو بدی از حقیقت فرار کنی. اگه ناراحتی من دیگه چیزی در جوابت نمینویسم ولی خودت کلاتو قاضی کن ببین به کجا داری میری و چی رو داری تکذیب میکنی تو سوره انعام هم یه آیه هست که منکرین قسم میخورن اگه یه معجزه بیاری بتو ایمان میاریم ولی پیامبر در جواب میفرمایند که معجزه نزد خداست و از اجابت اونها امتناع میکنند. اون اتفاقائی هم که بهش اشاره کردی هیچکدوم در حد اتفاقی که تو تیر بارون باب رخ داد نبود ولی ببین چطور خودت گفتی این یه اتفاق معمولی بوده که هفتصد و پنجاه نفر تیرشون به خطا رفت و شایدم عمدا به هدف نزدن. همه اون چیزایی که درباره پیغمبر اسلام گفتی هم اگر با این دید نگاه کنی راحت میشه معمولی دونست یا ساختگی . در ضمن یک لینک بهت دادم که بخونی ولی مثل اینکه فقط برای جواب دادن عجله داری و وقت مطالعه برات نمیمونه بهت گفتم ممنوعیت خوندن سایر کتب مربوط به کتب دینیه و تازه این حکمم مربوط به شریعت بابیه و بهاءالله اون رو نسخ کرده و بهائیا بیشتر از ما هم قرآن میخونن و هم تورات و انجیل. من از تو رفرنس درباره مسخره کردن شیعه با عدد 19 خواستم که گفتی فراماسونا اینکارو کردن. اینکه یه عددای مقدسی دارن چه ربطی به شیعه داره و چه ربطی به مسخره کردن داره که منو دنبال نخود سیا میفرستی . معلومه که از خودت یه چیزی ساختی چون هیچ سندی نداری هر دینی یه احکامی داره ولی اسلام عین ده فرمان تورات رو تأیید کرده و یه چیزایی بهش اضافه کرده انجیل که این کار رو هم نکرده و فقط تعطیلی شنبه و حکم طلاق رو نسخ کرده. اگه دنبال شیاهت هستی بین اسلام و یهودیت بیشتر از همه جا میتونی پیدا کنی. اغلب داستاناشونم که تو قرآن تکرار شده. تو خودت میفهمی از چی داری انتقاد میکنی درباره ادعای پیغمبری اینکه بیای تو یه سایت بهائی به مسخره مطرح کنی فقط بدرد مسخره کردن خودت میخوره اگه جرأت داری برو تو یه فضای عمومی سخنرانی کن و ادعات رو بگو یا تو یه سایت با اسم آدرس خودت بنویس یا تو روزنامه آگهی بده. برو شروع کن ببینم تا چند ساعت بعدش زنده میمونی نمیدونم خودت رو به نادونی میزنی یا واقعا نمیگیری چی دارم برات مینویسم اون مارک تجاری یه حرف چ داشته که عربا ناشتن و بجاش ج نوشتن ولی کلمه "شکسته" حرفی که عربا نداشته باشن نداره و لزومی نداره کج و کولش کنن. درضمن استعمار انگلیس چه ربطی به ورود حرف چ به زبانشون داره و تازه اینکه توانائی نوشتاری یک زبان بالا بره چه اشکالی داره. اگه سندی داری که انگلیسا این کار رو کردن یا تاریخچه این نوع نگارش رو نشون میده رو کن وگرنه این حرف رو هم به حساب بقیه حرفای بی سندی که از خودت ساختی میذارم اینکه هیچ پیغمبر قبلی دو یا سه زبان بلد نبوده دلیل کمالشون نیست اگر حضرت محمد هم فارسی میدونست حتما چند تا سوره برای هدایت ایرانیا مینوشت. بازم نمیفهمم داری از چی انتقاد میکنی از یه نقطه قوت میخوای ایراد بگیری؟ اگر باب یا بهاءالله فرانسوی یا انگلیسی بلد بودن حتما به اون زبونا هم مینوشتن بنظر تو چه اشکالی داشت اگر این کار رو میکردن واقعا خیال میکنی جوابای تو بتونه باعث هدایت آدما باشه فکر کنم هر مسلمون متعصبی هم که اونا رو بخونه درمورد عقیدش یه شک میفته که البته اینم خودش یجور هدایته
a's picture

a replied:

... چطور به برنامه ی ما تهمت بسیجی زده شه و به برنامه شما تهمت بهایی زده نشه؟؟؟ ملغطه به این میگن نه حرفی که من میزنم!!! درباره ی بهائیا هم اگر پرونده هاشون رو از زیر نظر نگذرونده بودم تاییدش نمیکردم. ولی بازم هر چی دلت میخواد فکر کن. اگر هم فکر میکنی بهائیایی که مسلمون شدن به زور بوده پس من هم یقین پیدا میکنم که هرمسلمونی که بهائی شده به زور بوده. ضمن این که بهائی ها آدم ترسویی هستند که تو راه دینشون هیچ چیزی فدا نمیکنن و زود دینشونو میفروشن. من به هیچ وجه حکومت رو تایید نمیکنم. ولی بهائیای زندانی شده جرم داشتند و پرونده ی بعضیاشونو دیدم. باور نمیکنی نکن ...
سردبیر's picture

سردبیر replied:

آقای a متأسفانه با توجه به اقرارتان که پرونده بهائیان را از زیر نظر گذرانده اید بنظر میرسد از آمران ظلم و جنایت علیه بهائیان بوده اید و اکنون با توجیه و تکذیب این اقدامات که از وقایع غیر قابل انکار تاریخ معاصر کشورمان است سعی در تبرئه نمودن خود و دیگر جنایتکاران دارید. از نوع پاسخهایتان نیز پیداست که کاملا با جریانات بهائی ستیز در کشور همفکر و هماهنگید. رسوائی شما و همدستانتان بارز تر از آن است که بتوانید با تجاهل و تکذیب آن را انکار کنید و تعمیم ظلم بر همه طبقات مردم ایران باعث گردیده رنج ستمی را که سالهاست بر بهائیان وارد میشود کاملا احساس کنند. من بعد از همان تریبونهائی که حاکمیت در اختیارتان گذارده اظهار نظر نمائید زیرا سایت آئین بهائی جهت نشر اکاذیب و افترائات و توجیه جنایات همفکران شما تأسیس نشده است.
کوروش's picture

کوروش replied:

رضا جان سال نو مبارک خوشحالم که این بسیجی دهن گشاد نتونست جلو دهنشو بگیره و بدون اینکه بخواد ماهیت جنایتکار خودشو رو کرد برای اینکه این ابله فکر نکنه بچه بودن عایشه فقط تو صحیح بخاری اومده من چند تا منبع دیگه میذارم پیامبر اسلام وقتی با من ازدواج کرد که من شش یا هفت ساله بودم. وقتی ما به مدینه آمدیم، چند زن آمدند، ام رومان وقتی من در حال تاب بازی بودم پیش من آمد، مرا بردند، آماده و آرایشم کردند، بعد مرا نزد پیامبر خدا بردند، و او وقتی من ۹ ساله بودم با من جماع کرد. او مرا جلوی در نگه داشت و من از خنده در حال ترکیدن بودم. سنن ابو داوود ۳۱٫۴۹۱۵ و ۳۱٫۴۹۱۶ , ۳۱٫۴۹۱۷ منقول است از عایشه: من در حضور پیامبر با عروسکهایم بازی میکردم و دختر بچه های دیگر که دوستان من بودند نیز با من همبازی میشدند. وقتی پیامبر خدا به مکان بازی من وارد میشد آنها (دوستان عایشه) پنهان میشدند، اما پیامبر آنها را صدا میکرد تا بیایند و با من بازی کنند. (بازی با عروسک و تصاویر ممنوع است، اما برای عایشه مجاز بود زیرا در آن زمان وی هنوز دختر کوچکی بود، و هنوز به سن تکلیف نرسیده بود (فاتح البری ج.۱۳ ص.۱۴۳) عایشه روایت کرده است که وقتی پیامبر با او ازدواج کرده وی ۷ سال داشته، و وقتی به خانه پیامبر وارد شده است ۹ سال داشته است، و عروسکهایش همراه وی بوده اند، و وقتی پیامبر اسلام فوت شد، وی ۱۸ سال سن داشته است. صحیح مسلم ۸٫۳۳۱۱ سومین (زنی که محمد با او ازدواج کرد): عایشه دختر ابی بکر (بود)، با او در مکه ازدواج کرد در حالی که 7 سال سن داشت و غیر از او با هیچ دختر باکره ای ازدواج نکرد، و در زمانی که او 9 سال سن داشت به او دخول کرد و این اتفاق 7 ماه بعد از وارد شدنش به مدینه بود، و (عایشه) تا زمان خلافت معاویه زندگی کرد. بحار الانوار جلد 22 برگ 202 عائشه دختر ابو بكر، پيغمبر عايشه را در مكه تزويج كرد در حالى كه هفت سال بيش نداشت، حضرت رسول جز عايشه با زن بكرى نكاح نكرد، و در نهمين سال عمرش با وى زفاف كرد، و اين زفاف پس از هفت ماه اقامت در مدينه انجام گرفت و عايشه تا دوران خلافت معاويه در دنيا بود. زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام‏ (ترجمه:إعلام الورى بأعلام الهدى)،شيخ طبرسى‏، مترجم: عزيز الله عطاردى‏،ناشر: اسلاميه‏،تهران‏:چاپ اول‏،1390 ق.‏ برگ: 213 از اسماعیل بن جعفر منقول است: همانا رسول الله در 10 سالگی به عایشه دخول کرد... وسائل الشریعه، الی تحصیل مسائل الشریعه، محمد بن الحسین الحر العاملی ج 1 برگ 31، به نقل از فروع کافی ج 2 ص 351 در ضمن معنی پدوفیلی تمایل به تماس جنسی با بچه هاست و دختر و پسرش هم برای پدوفیلا فرق نمیکنه تو این لینک ویکی پدیا توضیح کافی برای روشن شدن مطلب وجود داره: http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%... تاریخ طبری هم معتبر ترین و قدیمی ترین تاریخ اسلامیه و همه تاریخای دیگه برای سندیت دادن به حرفاشون به او استناد میکنن. منتها وقتی مسلمونا میبینن که سنت پیغمبرشون به نظر آدمای امروز چقدر وحشیانست سعی میکنن به هر بهانه ای از زیرش در برن. البته این چیزائی که من نقل کردم تو همه تاریخا هست و اصلا جای انکار نداره. قضیه توجیه راهزنی و آدم کشی هم با بهانه که یک عده دیگه مالشونو گرفته بودن خیلی مسخرست. پیغمبر هیچی اگه مال یه آدم معمولی رو ازش بگیرن آیا حق داره دست به راهزنی و آدمکشی بزنه. همه راهزنای دیگه هم یه توجیهائی برای اینکه دزد شدن دارن، یا فقر یا ظلمی که از طرف اجتماع بهشون شده یا ناچاری و ... با این توجیه همه درذا و آدم کشا تبرئه میشن قضیه گروگان گیری و شکنجه یه برده تا پای مرگ برای اینکه محموله و مسیر کاروان رو اعتراف کنه تو همون تاریخ طبری با افتخار نوشته شده و تو تاریخای دیگه هم هست. اصلا جای انکار نداره. این بی سواد حتی به خودش زحمت نمیده که تاریخ رو ورق بزنه کشتن و اسیر گرفتن چند نفر و غارت تمام کاروان تو جریان نخله هم کاملا صریحه و شرح کامل جنایت با اسم افراد و جزئیات حمله تو تاریخ ثبت شده این قصه های ساختگی نمیتونه تاریخ رو عوض کنه. قضیه بچه دار نشدن محمدم بخاطر افراط در جماع بوده چون مقدار اسپرم کم میشده امکان باروری نداشته. "سرویس دادن" هم از لفظ عربی جماع مودبانه تره و طبق سندی که ارائه کردم بزرگترین معجزه محمد این بوده در هر روز با همه زناش جماع میکرده و عربا از این قدرت کمر به پیغمبر بودنش پی میبردن درباره چرندیاتی که تو احادیث نوشته من هم تأیید میکنم نه تنها صحیح بخاری بلکه همه کتابای روایت و کلا همه کتابای اسلامی پر از مزخرفاتیه که عقل عقب مونده های ذهنی هم به چرند بودنش پی میبره. البته منشأ همه این چرندیات همون قرآنه وقتی توش نوشته خدا آسمون و زمین رو تو هفت روز خلق کرد وقتی که هنوز خورشیدی نبوده که شب و روز معنی داشته باشه و بعدش روی تخت نشست !!( باسن الهی رو تصور بفرمائید) یا آسمون رو تو دست راستش لوله میکنه یا شهاب سنگ پرت میکنه تا شیاطین رو که میخوان تو وحی اختلال کنن از اطراف زمین فراری بده و هزار چیز مسخره دیگه که خدا رو در حد یه بچه لجباز کوچیک میکنه دیگه از امثال بخاری چه انتظاری باید داشت امیدوارم این دین که مایه عقب موندگی و فلاکته بزودی از کشورمون ریشه کن بشه تا مردم ما هم بتونن بدور از خرافات و تقلید دنیا رو ببینن و از زیبائیاش لذت ببرن
سردبیر's picture

سردبیر replied:

کورش و رضای عزیز ضمن تبریک سال نو و تشکر از مشارکتتان در ارائه نظر در سایت آئین بهائی لازم میدانم یادآور شوم که فضای تنش و توهین موجب افزایش تعصب و گم شدن حقیقت میگردد. لطفا بگونه ای بیان نظر فرمائید که شخصیت و یا مقدسات کسی مورد اهانت قرار نگیرد و مطالبی را که به آن انتقاد دارید با حفظ احترام و حرمت طرف مقابل ارائه کنید در باره دیدگاههای تند و منتقدانه ای که نسبت به دیانت اسلام و حضرت محمد بیان گردیده چند نکته قابل تذکر است: نخست اینکه هر تفکر و رفتاری را باید در بستر زمان و مکان آن سنجید و چنانچه این موضوع مدنظر قرار نگیرد نمیتوانیم بطور صحیح قضاوت کنیم. اسلام حدود پانزده قرن پیش در سرزمینی بدور از تمدن و درگیرجنگها و کشمکشهای دائم بین قبائل ظاهر گردید. مقایسه افکار و رفتارهای آن روزگار با دیدگاههای امروز ما نسبت به خشونت و حقوق انسانی و قضاوت درباره صحیح یا غلط بودن آن درست نیست. لازم نیست که زیاد به زمانهای دور برگردیم کافیست به افکاری که چند دهه پیش طرفداران پرو پا قرص و پیروان جانفشان داشته نظر افکنیم. شخصیتهائی همچون چگوارا و زاپاتا در بین نسلهای پیشین ما الگوهای افسانه ای و آرمانی محسوب میشدند و خشم انقلابی و سازش ناپذیری و ... بعنوان ارزشهائی مطلق مورد باور بود و دزدی و راهزنی در داستانهای عیاران و قصه های رابین هود موجه جلوه میکرد ولی همه این تفکرات بظاهر خدشه ناپذیر اکنون رنگ باخته اند و نه تنها ارزش محسوب نمیشوند که در بین نسلهای امروز ما نشانه های جزم اندیشی و خشونت گرائی هستند و امور غیر اخلاقی بحساب میایند. هنجارها و الگوهای صحیح رفتاری 1500 سال قبل هیچ شباهتی با امروز ندارد و اموری که زمانی از افتخارات به حساب میامده اکنون ممکن است ننگین بنظر آید. از سوی دیگر نگارش تاریخ و جمع آوری روایات در جهان اسلام تقریبا دو قرن بعد از ظهور پیامبر اسلام آغاز گردیده. با توجه به میل شدید نگارندگان برای اثبات بزرگی و حقانیت پیامبر در نوشته هایشان، آنچه را که در دید مردم آن روزگار نقطه قوت و ارزش محسوب میگردید بزرگ نمائی کرده اند و در مواردی هم اموری غیر واقعی را ثبت نموده اند. فی المثل جنگجوئی ، خدعه و نیرنگ و خوار کردن و قتل عام دشمنان رفتاری رایج و از افتخارات حاکمان قدرتمند بوده و توانائی جنسی از نشانه های قدرت و بزرگی مردان به حساب میآمده. بر همین اساس راویان و وقایع نگارن آنچه توانسته اند در غلو و برجسته سازی این موارد کوشیده اند، بحدی که از دید مردم امروز مشمئز کننده بحساب میآید و یا در نسبت دادن معجرات عجیب و غریب به پیامبر تا حدی پیش رفته اند که خوانندگان امروز کل متن را بواسطه ثبت این امور فاقد اعتبار میشمرند. البته این روند اکنون هم با شکلهای دیگر ادامه دارد و همانگونه که در نظرات بعضی کاربران شاهد بوده اید با توجه به مقبولیت علوم تجربی در این عصر انواع معجزات فیزیکی و شیمیائی و ریاضی و بیولوژیک را برای اثبات درستی کتابی که برای اصلاح رفتار و بینش انسانها آمده ارائه میکنند بدون اینکه به صحیح و یا مفید بودن راهکارهای ارائه شده در آن کتاب برای مردم امروز بیندیشند یا به نقد پذیری آن فکر کنند بنابر این اگر حضرت محمد با عایشه در سنین پائین ازدواج نموده اند باید ببینیم که این امر دربین مردم آن دوران تا چه حد رایج و حتی مایه افتخار بوده و به این نکته هم توجه کنید که راویان به سبب حب مفرط حکایات خود را با غلو نیز آمیخته اند جدا از اینکه در مناطق گرمسیر و نژاد عرب سن بلوغ جنسی دختران پائین تر از متوسط این سن در سایر مناطق و اقوام است. کثرت مجامعت هم از همین دست حکایات است که در دورانهای پیشین تعریف و اعجاز به حساب میآمده ولی امروز افتخاری دربر ندارد. نکته دیگری که باید مدنظر داشته باشید محدوده جغرافیائی و قومی مخاطبانی است که در قرآن بعنوان " ام القری و من حولها" تعریف شده اند. نقش اسلام در ایجاد اتحاد و ترویج فضائل در بین بادیه نشینان نیمه وحشی قابل انکار نیست و علی رغم آنچه امروز درباره اسلام گرائی تبلیغ میشود و با وجود رفتار متعصبانه مسلمانانی که الگوهای غیرقابل استفاده قرنها پیش را سرلوحه اقدامات خود قرار میدهند، اسلام مروج تسامح و مدارای دینی و حسن سلوک با پیروان ادیان دیگر بوده است و از این لحاظ شاید از کلیه ادیان پیش از خود انعطاف بیشتری داشته است. برای درک بهتر این موضوع از شما دعوت میکنم به مقاله " مدارا و تسامح دینی در اسلام" که بنده چندی پیش در سایت گفتگوی ادیان ارائه نمودم مراجعه کنید http://goftogooyeadyan.org/node/2 درباره قرآن نیز نکاتی باید مورد توجه قرار گیرد تا بتوانیم همچنان آنرا منشأ هدایت بدانیم. اولا بسیاری از آیات قرآن در زمره متشابهات هستند و چنانچه در خود قرآن بیان شده تأویل آن را کسی جز خداوند نمیداند. جدای از این آیات در کل قرآن یعنی مجموعه محکمات و متشابهات، هم میتوان معانی ظاهری یافت و هم معانی باطنی. آنان که در درجات پائین تری از ادراک قرار دارند با ظاهر آیات هدایت میگردند و آنان که آگاهی و اندیشه برتری دارند به مغز یا باطن آن راه میابند و رازهای آنرا کشف میکنند چنانچه مولانا میفرماید " ما زقرآن مغز را برداشتیم پوست را بهر خران بگذاشتیم" مشکل زمانی بوجود میآید که افراد نادان و کم ادراک در جایگاهی قرار گیرند که بخواهند برداشت قشری خود از کلام الهی را بر فرهیخته گان تحمیل کنند و از ایشان بخواهند که خرد و اندیشه خود را در مقابل کلام قرآن تعطیل نمایند. متأسفانه این اتفاق بارها در طول تاریخ اسلام رخ داده و سر متفکرین زیادی را به تیغ تکفیر سپرده. با ظهور دیانت بهائی بسیاری از معانی باطنی و رموزی که تنها اهل راز از آن آگاه بودند آشکار گردید و در پرتو خوانش جدیدی که از کلام قدیم ارائه شد بسیاری از تعارضاتی که بین عقل و دین پدید آمده بود رفع شد. ازجمله همین مواردی که به آن اشاره کردید. زبان قرآن زبانی سمبلیک است و اهل معنا از اشارات نمادین به هدایاتی که در نهاد این کلمات موجود است راه میابند .فی المثل آنگونه که حضرت بهاءالله در کتاب ایقان توضیح فرموده اند مقصود از آسمان، آسمان دین است و منظور از شکافته شدن و در هم پیچیده شدن آن در دستان خداوند، برچیده شدن دین قدیم و ظهور دین جدید است. منظور از آفرینش جهان در شش روز ظهور شش پیامبر بزرگ در طول تاریخ مدون است و مقصود از ماه و خورشید و ستارگان بزرگان و رهبران و عالمانی هستند که در آسمان دین ظاهر میشوند. قیامت هر دین زمانی است که دین جدید ظهور کند و مردگان روحانی زنده گردند و اعمال و نیات هر کسی او را به بهشت هدایت یا دوزخ ضلالت رهنمون شود. تیره شدن خورشید ، شکافته شدن ماه ، فرو ریختن ستارگان و برکنده شدن کوهها که از علائم قیامت است همه نماد بی اعتباری و سقوط کسانی است که همچون ماه و خورشید و ستارگان، آسمان دین به آنها روشن و مزین بود و همچون کوههائی استوار حامی و مروج دین بودند. اگر دقت نمائید همه این وقایع در قرآن با صیغه ماضی ذکر شده که گواه اتفاق افتادن آن است نه اینکه فقط در آینده قرار است اتفاق بیفتد. یعنی با ظهور اسلام قیامت دیانت عیسوی فرا رسید و نور هدایتی که از طریق راهبان و عالمان این دیانت بر مومنین میتابید تیره شد و آسمان این دیانت درهم پیچیده شد و ... در بعضی آیات هم به صراحت فرموده اند که هم اکنون رستاخیز است ولکن شما نمیدانید "فهذا یوم البعث ولکنکم لا تعلمون" سوره روم آیه 56 . همین تعبیر را حضرت مسیح هم به صراحت در انجیل بیان مینمایند. " من قیامت و حیات هستم هرکه به من ایمان آورد اگر مرده باشد زنده شود" انجیل یوحنا باب 11 آیه 25 . بنابر این اگر به نماد ها و رموز قرآن آگاه باشیم و به مغز قرآن راه یابیم دیگر مسائلی مانند نحوه خلقت افلاک، آدم و حوا ، جن و پری ، معاد جسمانی ، آتش دوزخ ، حور و غلمان ، جویها و درختان بهشت و معجزات پیامبران پیشین و ... که مورد انکار عقل است موجب ابطال دین و تمسخر کلام الهی نخواهد گردید امیدوارم ارائه این دیدگاهها بتواند مشوق نگاه جدید به اسلام و قرآن و کاهش سوء تفاهمات گردد موفق باشید
کوروش's picture

کوروش replied:

جناب سردبیر سال نو شما هم مبارک من از شما بابت بکاربردن کلمات توهین آمیز معذرت میخوام. ولی وقتی حس میکنم کل مملکت ما رو اینجور آدمای نادون و پررو قبضه کردن کنترلم رو از دست میدم. مطلب شما جالب بود گرچه هنوز خیلی چیزا برام قابل قبول نیست ولی درهر صورت حرف شما با انکار و تکذیبی که این اسلام گراها انجام میدن متفاوت بود و میشه در موردش فکر کرد. مقالتون درباره مدارا و تسامح دینی در اسلام رو هم خوندم گرچه انتقادائی بهش دارم ولی میتونم بگم تا حالا هیچ مسلمونی از این دید اسلام رو معرفی نکرده. اگه اونا هم اسلام رو اینجوری ببینن از این منجلاب خشونت و نفرت نجات پیدا میکنن اگه میشه لینک کتاب ایقان رو که به قول شما کشف رازهای قرآن درش هست برام بفرستید تا بتونم مستند تر نظر بدم متشکرم
سردبیر's picture

سردبیر replied:

کورش عزیز در لینک زیر میتوانید کتاب ایقان را دریافت کنید http://aeenebahai.org/node/794 موفق باشید
a's picture

a replied:

از همه ی خواننده ها بابت دو چیز معذرت میخوام: 1. بهائی که من گفتم مسلمون نشده بود. 2. مطالعه ی پرونده ی بهائیا دروغ بود. من چیز زیادی از اعدام بهائیا نمیدونم. من خیلی از کار های حکومت رو هم تایید نمیکنم. و این جا هستم تا از اسلام دفاع کنم و نه حکومت.
رضا's picture

رضا replied:

جناب سردبیر سال نو مبارک. الحق که دیدگاههای دیانت بهائی بی نظیر است من تقریبا پاسخ همه سوالات و ابهاماتی را که درباره این دیانت داشتم گرفتم و تردیدهای اخیرم درباره اسلام نیز با پاسخ زیبائی که دادید رفع گردید. از هم اکنون اعلام میکنم که من بهائی هستم و سعی خواهم کرد حیات خود را در راه خدمت به آرمانهای این دیانت صرف کنم. از شما بخاطر اینهمه حوصله و جوابگوئی منطقی و مستدل سپاسگزارم و ایمان خود را مدیون همت بزرگانی همچون شما میدانم خدا حفظتان کند
حامی's picture

حامی replied:

واقعا احسنت "a "عزیزخیلی خوب جواب این کور ش را دادی دمت گرم
a's picture

a replied:

راستی، تو آدم با شعور وفهمیده ای هستی. یاد بگیر جواب سوالتو خودت پیدا کن و منتظر نباش بقیه جوابتو بدن. وگرنه هر کسی به نفع خودش حرف میزنه.
a's picture

a replied:

سلام دوست عزیز. قسمت هایی از نظرتو یادم رفت جواب بدم. نوشتی: "من به درستی قرآن اعتقاد دارم ولی تو باید اسلام رو به غیر مسلمون ثابت کنی اونی که به کلام الله بودن قرآن معتقده که دیگه احتیاج به معجزه و اثبات درستی املای قرآن نداره. ولی تو جوری استدلال میکنی که انگار همه قبول دارن که قرآن از طرف خداست بنابراین ایرادشون وارد نیست این نمونه همون مغلطه و توجیهیه که هرچی بهت میگم بجای فکر کردن بهت برمیخوره یا بقول خودت حالت بهم میخوره" ببین من 3 چیز بهت گفتم که به تو بگم قرآن کتاب خداست. ولی دو مطلب بعد اثبات کلی قرآن بود: 1.پیامبر(ص) سواد نداشتند. با این حال کتابی سرشار از نکات عرفانی و همه چیز آورده اند.کدام آدم بیسواد میتواند ازخودش همچین چیزی درآورد؟ 2.حال و حوصله ی تایپ ندارم و خدا رو شکر یکی قبل از من این اثبات رو نوشته: http://weblog4islam.blogfa.com از تو بعیده که راجع به خاک و نوشابه اینجوری بگی! CO2: ضررات نوشابه حداقلش پوکی استخونه. این کربن دی اکسید هر جا که بره کلسیم رو میکنه. کمبود حافظه و ضعف عضلانی هم هست. حتما تبلیغاتی که میگن نوشابه نخورید رو ندیدی. خاک: حکم کامل ظرفی که سگ لیسیده به (اتفاق همه ی مراجع) اینه که باید خاک مالی شه و آب قلیل اضافه شه. اون باکتری ها در دمای بالا هم مقاومت دارند اما آنزیم ها بلافاصله جایگاه فعالشون تغییر شکل میده. ولی همون طور که میدونی عملکرد آنزیم ها در محیط مرطوب بهبود پیدا میکنه و بنابراین وقتی که خاکمالی شد و بعد با آب شستنش درست میشه. این ها همه رو از معلم زیست و شیمیت بپرس ببین درسته یا غلط. هر چیز دیگه ای هم که فکر کردی راجع به علم و قرآن غلطه بگو تا رفع اشکال کنم. . نوشتی: "درباره معجزه هم منصفانه فکر کن وقتی یکی بهت بگه: بیا یکی از این معجزه ها رو برامون ظاهر کن و قسم بخوره اگر ظاهر کنی بهت ایمان میاریم بعد جواب بشنوه سبحان الله من یه آدمی مثل شما هستم یا بشنوه که پیغمبرای قبلی این چیزائی رو که ادعا میکنی بقول خودت ظاهر کردن پس چرا اونا رو کشتید. تو چی فکر میکنی" اولا: "انا بشر مثلکم" زمانی که از پیامبر معجزه خواستند نبوده و شأن نزولش چیز دیگه ای هست. دوما: میدونی حضرت موسی (ع) چه معجزه ای کرد؟ جلوی جادوگران عظیم مصری عصای خودش رو به اژدها تبدیل کرد. فرضشو بکن چه معجزه ی بزرگیه! جادوگران همه ایمان آوردن ولی فرعون،نه. به نظرت حضرت موسی هر معجزه ای که میکرد باز هم فرعون ایمان میاورد؟ کفار هم حتی 1000 معجزه ی دیگر از پیامبر (ص) میدیدند باز ایمان نمی آوردند. . ادعای پیامبری بر مبنای بهائیت رو نقض نکردی. اون حرف کورش هم چرند بود. گفته: "هر چقدر هم بیسواد باشی میتونی یه قرآن با 600 غلط بنویسی." اولا که یکی نیست بهش بگه آخه آدم نقطه چین! کسی که بیسواده چطور اصلا میتونه از خودش معارف با این دقت در بیاره؟ دوما که این آدما کللللی به خودشون زور زدن تا تازه 4 تا غلط اونم به نظر خودشون از قرآن دربیارن اسمش هم 600 تا میشه. . یه مورد دیگه از چیزهایی که بهائیت ادای اسلام رو درمیاره: قرآن:عربی کتب بهائی:عربی باز هم نگفتی چرا بهائیت از عربی استفاده کرده.چرا نیومده فارسی بنویسه؟؟ . نوشتی: "درباره معنی امت به اندازه کافی بحث شده و من به نظر سردبیر رأی میدم جون هم ترجمه های قرآن و هم کتابای لغت و هم روایاتی که در اون حضرت محمد مسلمونا رو "امتی" میخونه بر معنای دین یا پیروان دین دلالت میکنن. بهتره که کوتاه بیای و بیشتر از این روی یک موضوع اشتباه و بی سند اصرار نکنی ." بابا امت هر جایی معنی خودشو داره. مثالشم دقیقا همون واژه "شیر" خودمون هست.شیر خوراکی- شیر جنگل - شیر آب حالا تو اگه توی یه متن شیر جنگل ببینی یعنی معنی کلی شیر همینه؟ . ادعای خدایی باب و بهاءالله هم بحث مفصلی داره ولی خوب میدونم الآن همتون میخواین انکار کنید پس بحثشو پیش نمیارم وگرنه تا زمان مرگم هم بنویسم بحثش تموم نمیشه. . راستی یه مارک هست که اولش "چی" داره. این محصول در قسمت توضیحات عربی روی جلدش مارک "جی" رو ثبت کرده با این که اسم خاص هم هست. هم چنین "نرگس" --> "نرجس" موفق باشی.
etc's picture

etc replied:

سردبیر اگر "بهاءالله" رو دوست داری نظر قبلی رو لااقل سانسور نکن. و رضای عزیز دیدی که یک دین از داخل خودش هم نقض میشه.
etc's picture

etc replied:

باز هم سلام بر دوست خوبم کورش. خیلی خوشحالم که برای یک بار هم که شده با یه آدم حسابی طرفم. دوست عزیزم بنده هیچ گونه تعصبی روی اسلام ندارم و در نظرات قبل هم گفتم که آمدنم به این سایت برای این بود که بهائیت را درست نمی شناختم. من به سایت های مسیحی و یهودی و اسلامی و وهابی هم رفتم. درسته که خانوادم مسلمونن ولی به خدا من هیچ وقت به خاطر پدر و مادرم مسلمان نبودم و نخواهم بود. اگر نظرهای قبل را بخوانید این حیله ی جالبی است که هرگاه دشمنان اسلام هرگاه جوابی می گیرند که نمی توانند آن را توجیه کنند اسم "سفسطه" و "ملغطه" و "انکار" و ... روی آن می گذارند و من هیچ وقت در جواب سردبیر این کلمات را به کار نبردم تا حقانیت مطالب را ثابت کنم. لینک های ویکی پدیایی که من گذاشتم در "تمیزکاری" و "بی طرفی" نقصی ندارند که بالای آن ها نوشته شده باشد. خود من میخواستم به مقاله ای درباره ی به صلیب کشیده شدن حضرت مسیح استناد کنم اما از لحاظ تاریخی غلط های زیادی داشت زیرا منابع آن یهودی بودند و بالای مقاله مشکوک بودن منابع را ذکر کرده بود. هرگاه درباره ی دزدی و غارت منبع اسلامی آوردید قبول می کنم. وگرنه اگر اسلام ستیز ها منابع ضد اسلام ننویسند که اسلام ستیز نیستند! در ضمن شما من رو نمیشناسی پس تهمت نزن. من تماما اطلاعاتم قرآنی و تحقیقی هستند و یک تحقیق کامل درباره ی کامل بودن اسلام دارم ولی چون لینکش سانسور می شود زحمت آپلود کردن به خودم نمی دهم. اما شما حرف حق بزنید، بعد من زیر بارش می روم. در جواب عایشه هم من در آن سایت فقط یک دلیل را ذکر کردم. بقیه دلایل: مشهور این است که پیامبر عایشه را در سن شش یا هفت سالگی به عقد خود درآورده و پس از هجرت به مدینه در نه سالگی به خانه اش درآورد و با او زفاف کرد این خبر از خود عایشه نقل شده است. (طبقات، ج8، ص39 / طبری، ج2، ص413) امّا این مطلب به دلایل زیر صحیح نیست و سن او بیش از این می باشد. 1) بیشتر احادیثی که سن عایشه را هنگام ازدواج 9 سال گفته اند یا از طرف هشام بن عروه روایت شده است و یا از سوی راویان عراقی و شگفت اینکه اهل مدینه ؛ آنهایی که هشام بن عروه بیشتر از هفتاد سال نخست زندگی خویش را در میان شان گذارنده بود این مساله را روایت نکرده اند. 2) امام بخاری در کتاب تفسیر خویش حدیثی را از عائشه نقل نموده که در آن می گوید:هنگام نزول آیه «بل الساعه موعدهم و الساعه ادهی و امر» که جز سوره قمر به حساب می آید، من جاریه ای بودم و در بازی می کردم. (فتح الباری، شرح صحیح البخاری، ج8، ص486) لفظ جاریه در زبان عرب به معنی دوشیزه آمده است. کتاب های تفسیر و حدیث می گویند که این آیه هشت سال قبل از هجرت پیامبر به مدینه نازل شده است. اگر سن عایشه را هنگام نزول این آیات اقلاً 10 سال فرض کنیم، سن ایشان هنگام ازدواج باید در حدود 20 بوده باشد. 3) طبری می گوید که ابوبکر دارای چهار فرزند بود که همه آنها در دوره جاهلیت بدنیا آمده بود.(تاریخ طبری، ج4، ص50) اگر این سخن طبری درست باشد که عائشه قبل از بعثت پیامبر به دنیا آمده باشد، پس او به هیچ صورتی نمی تواند که هنگام ازدواج نه ساله بوده باشد. 4)براساس روایت های معتبر تاریخی، «اسماء» خواهر بزرگ عائشه ده سال از او بزرگتر بوده است. (سیر اعلام النبلاء / ج2 / ص289 و البدایه و النهایه / ج8 / ص371) و کتابهای بسیار معتبر تاریخ گزارش می دهند که اسماء در سال هفتاد و سوم هجری به عمر صد سالگی بدرود حیات گفت.(البدایه و النهایه / ج8 / ص372) اگر اسما در سال هفتاد و سوم هجری صد ساله بوده باشد پس عمر او هنگام هجرت باید بیست و هفت یا بیست و هشت بوده باشد. بر اساس این روایت تاریخی اگر عمر اسماء در اثنای هجرت بیست و هفت و یا بیست وهشت بوده باشد، عائشه در آن زمان باید هفده ساله یا هجده ساله بوده باشد. اگر عائشه در سال اول یا دوم هجری ازدواج نموده باشند، باید عمر وی در اثنای ازدواج هیجده یا بیست بوده باشد. 5) ابن هشام از اولین نگارندگان سیره پیامبر معتقد است که عائشه از نخستین پیامبران محمد(ص) و از کسانی که در سالهای نخست، ایمان آورده بودند، باشد.(السیره النبویه / ج1 / ص227 - 234) برای پذیرش دینی باید کودکی حداقل بتواند راه رود و حرف زدند. پس اگر عائشه در سال اول بعثت پیامبر سه ساله و یا پنج ساله بوده باشد، پس هنگام ازدواج باید حداقل 16 یا 18 ساله بوده باشد. ابن هشام می گوید که عایشه بعد از هیجده نفر ایمان آورده است(ابن هشام / ج1 / ص271) بر مبنای این سخن ابن هشام، سن عائشه هنگام ازدواج باید در حدود 16 تا 20 سال بوده باشد. 6) عائشه قبل از خواستگاری پیامبر، نه تنها که نامزد مرد دیگری بود که حتی آماده ازدواج بوده است. این شخص«جبیربن مطعم» نام داشت.(طبقات الکبری / ابن سعد / ص529، الاصابه / ج4 / ص356)به این معنی که هشت سال قبل از هجرت، در آن زمانی که ابوبکر می خواست به حبشه هجرت نماید، نزد مطعم رفت و گفت که او می خواهد عائشه را از قید نامزدی فرزندش جبیر می باشد با فرزندش تزویج نماید، ولی مطعم به خاطر آنکه ابوبکر مسلمان شده بود، عقد نامزدی فرزندش را با عائشه فسخ نمود. از این روایت بر می آید که حتی هشت سال قبل از نامزدی عائشه با پیامبر آماده ازدواج بوده است. اگر فرض کنیم عائشه هنگام ازدواج با جبیر حداقل نه ساله بود و این ازدواج طبق روایات قبل از بعثت بود می توان نتیجه گرفت عائشه هنگام تزویج با پیامبر حداقل 17 یا 19 ساله و هنگام دخول 20یا22 ساله خواهد بود!! خوب حالا باز پا فراتر می گذارم و فرض می کنم 6 تا 9 ساله درست است.حتی در این صورت هم پیامبر (ص) با هدف سکس با عایشه ازدواج نکرده بودند.همان طور که می دانید ایشان بسیار به عایشه علاقه داشتند و همیشه از او یاد می کردند. طوری که حسادت بقیه ی زنان را برانگیخت. اثبات این مطلب آن است که حتی در منابعی که سن عایشه 6 تا 9 سال ذکر شده هم نوشته تنها زن کودک پیامبر (ص) بود.اگر پیامبر (ص) کودک باز بوده اند چرا فقط با عایشه ازدواج کردند؟ چرا عایشه را پس از همبستر شدن با او طلاق ندادند؟ درباره ی تجاوز به زنان: این چیزیه که شما نوشتید: "درباره تجاوز هم زیاد لازم نیست به مغزت فشار بیاری که چرا در خفا انجام شده ولی همه خبر دارن." که یک تناقض جالب در کلامتان هست: اگر در خفا انجام شده چطور همه خبر دارند؟ ببخشید، ولی اگر تو الآن به خواهرت تجاوز کنی میای به همه بگی؟مردم از کجا بفهمن؟ به علاوه اگر قرآن را قبول دارید سوره احزاب آیه 33 عصمت اهل بیت پیامبر (ص) رو تایید میکنه که طبق اون پیامبر (ص) هیچ گناهی مرتکب نشدند. . شما نوشته اید: "پیغمبر شما تو جنگ میزده شوهر و پدر طرفو میکشته بعدشم برای اینکه روحیش رو تضعیف کنه اونو میبرده بالاسر جسد عزیزاش. بعد هم اونو میبرده باهاش جماع میکرده. لابد فکر میکنی که این بدبخت عاشق پیغمبر شده بوده و با کمال میل خودشو تقدیم پیغمبرتون کرده. در اصطلاح فقهیتون به این کار میگن تملک و تو قرآن هم گفته که هر چند تا از این زنا داشته باشید اشکال نداره و شامل او قانون چهار تا زن نمیشه. اگه دوست داری دقیقتر ماجرا رو بخونی برو قضیه صفیه دختر 17 ساله یهودی از قوم بنی نضیر رو که یکی از این قربانیا بود بخون تا بیشتر با افتخارات پیغمبرتون آشنا بشی به زبون آدمای امروز به این کار میگن تجاوز و جنایت جنگی مشابه همین کار رو لشکر نجات بخش اسلام سر خواهر و مادر من و تو هم آوردن برو بخون تا پایبندیت به اسلام قوی تر بشه" واقعا از این تفکر خیلی بدم اومد. اولا که حمله اعراب به ایران تجاوز های زیادی داشت ولی اون ها کار عمر بوده نه معصومین. عمر با علی (ع) رباره ی حمله به ایران مشورت کرد و حضرت فرمودند که به ایران حمله کن.اما کجای خطبه ی ایشان گفته شده بود که برو تجاوز کن؟ لشکر عمر مردمان پستی بودند و این ربطی به پیامبر (ص) و ائمه ندارد. . دوما که طبق کدوم سند میگی شوهر و پدر مردم رو می کشته؟؟؟؟؟؟ . سوما که اگر پیامبر (ص) زنانی که شوهر هاشون در جنگ کشته شدند رو سرپرستی نمی کردند خود شماااااااا الآن می گفتین که پیامبر ما بی غیرت بودن. . چهارما که صفیه بعد از آزادی از اسارت پیامبر (ص) مسلمان شد و با ایشان ازدواج کرد. درباره ی قدرت شهوانی پیامبر (ص) هم بگویم که هنر است آدم انقدر قوه ی شهوانی داشته باشد و باز هم کنترلش کند.من و تو انقدر قدرت شهوانی داشتیم 24 ساعت تو رخت خواب بودیم. . و اما می رسیم به بحث خلافت: سوره مائده به اتفاق شیعه و سنی آخرین سوره ای است که بر پیغمبر اکرم نازل شده و آیات مربوط به جریان غدیر جزء آخرین آیاتی است که نازل شده است . درآیه سوم این سوره خداوند می فرماید : «اَلیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ أتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاسلامَ دینا » امروز دین شما را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را برای شما به عنوان یک دین پسندیدم . بعد خداوند در آیه ۶۷ همین سوره می فرماید : « یااَیُها الرسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبِکَ وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ » ( لحن آیه بسیار شدید است ) ای پیامبر ! آنچه را كه بر تو نازل شد تبلیغ كن و اگر تبلیغ نكنی رسالت الهی را تبلیغ نكرده ای . علاوه بر این حدیث «هر کس من مولای او هستم علی(ع) مولای اوست» را سنی ها هم قبول دارند اما میگویند این مسئله دوست داشتن علی (ع) را نقل می کند نه خلافتش را. درباره ی این که 90 درصد سنی هستند بگویم که حتی در قرآن هم آمده که همیشه اندیشه ی اقلیت درست است. . درباره ی زینب واقعا متاسفم براتون.سوره ی احزاب، آسات 37 و 38 37) و ( به یاد آر ) زمانی که به کسی که خدا بر او نعمت ( ایمان ) بخشیده بود و تو نیز بر او نعمت داده بودی ( آزاد کرده و پسرخوانده ات بود ) می گفتی همسرت را برای خود نگه دار و از خدا پروا کن. و تو آنچه را که خداوند ( در آینده ) آشکار سازنده آن بود ( مأمور شدنت به ازدواج با مطلّقه وی ) در دل خود پنهان می داشتی و از مردم می ترسیدی ( که بگویند با همسر پسرخوانده اش ازدواج نموده ) در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی. پس چون زید از وی نیازش را برآورد ( و طلاقش داد ) او را همسر تو کردیم تا ( در آینده ) برای مؤمنان در ازدواج با همسران پسرخوانده هایشان- آن گاه که پسرخوانده ها نیازشان را از آنها برآورده باشند- سختی و منعی نباشد ، و امر ( تکوینی ) خداوند همواره شدنی است. 38) بر پیامبر در آنچه خدا برای او مقرّر کرده هیچ گونه سختی و منعی نیست سنّت ( جاریه ) خداوند است درباره کسانی ( از انبیا ) که پیش از این گذشته اند ، و پیوسته فرمان خداوند ( درباره بشر ) حکمی تعیین شده و قضایی تقدیر شده است. . همان طور که میبینید با استناد بر قرآن "زید" همسرش را طلاق داد. نه این که به قول شما پیامبر(ص) او را به جنگ فرستاد. . آیه ی 50 و 51 سوره ی احزاب را بخوانید پیامبر (ص) با دسته زنانی را که خودشان را تسلیم پیامبر(ص) میکنند رابطه جنسی حلال هستند و این مختص پیامبر است.سه نکته درباره ی این آیه: اولا که وقتی حقانیت قرآن را بیابیم نیازی ندارد دلیل همه ی احکام آن را (خصوصا احکام تاریخی) را بدانیم. زیرا می دانیم که خدا از همه ی ما برتر است و وقتی چیزی گفته حتما حق بوده. ضمن این که ما در زمان پیامبر (ص) نبوده ایم که بخواهیم این حکم را نقض یا تایید کنیم. دوما که این حکم فقط باید راجع به پیامبر(ص) باشد و نه همه ی مؤمنان (که در این آیه ذکر شده است) و این به این دلیل است که اگر این حکم برای همه بود خودتان فرض کنید چه افتضاحی به بار می آمد. سوما که درست است پیامبر (ص) زنان زیادی داشته اند اما فقط با عده ی بسیار کمی رابطه ی جنسی داشتند. سندش هم این است که (البته با عرض معذرت) در شرایطی که روش های جلوگیری از بارداری و کاندومی وجود نداشته ایشان فقط از دو همسر خود فرزند داشته اند. درباره ی مطالعه کردن نیز دوست من، من مطالبی که شما می گویید را همه میدانم. قبل از شما این شبهات برای من هم بود. همان طور که میبینید آیاتی که برای شما شبهه ایجاد کرده است را از حفظم. چه عایشه و چه خاله ی پیامبر و چه ... . اما پس از تحقیق بدون فکر کردن به "سفسطه" و "انکار" و این جور حرف ها به این نتیجه رسیدم که حرف اسلام نهایت درستی است و عده ای برای دشمنی با اسلام شبهاتی ایجاد می کنند. خیلی از مکاتبه با روشنفکر هایی مثل شما خوشحالم و براتون آرزوی موفقیت می کنم. فقط در آخر بگویم زیاد فکرتان درگیر شهوتی بودن یا نبودن پیامبر(ص) نکنید. ایشان اگر بیشتر از اسلام به فکر شهوتشان بودند همان اول پیشنهاد سران قریش برای زندگی مجلل و زنان زیبا می پذیرفتند و 23 سال وقت خود را صرف شهوت میکردند و نه اسلام.پس بیایید ما هم جای پرداختن به این مسئله به اسلام بپردازیم.
کورش's picture

کورش replied:

آقای اسلام شناس نمیدونم معیارت برای آدم حسابی بودن چیه و لزومیم نداره هندونه زیر بغلم بذاری بجای اینکار دقیق بخون و خوب فکر کن بلکه یه چیزی به اطلاعاتت اضافه بشه و بفهمی از چی داری دفاع میکنی "تمیز کاری" و " بیطرفی" لیتکات که از همون جمله ای که بالای صفحه اولش نوشته بود پیداست "اعتبار این کتاب به شدت مورد تردید واقع شده‌است" بی اعتباری و ناموثقی منبع اعداد آیه های "اعجاز قرآن" رو هم که خودت اعتراف کردی پس دیگه ادعای بیجا نکن با این سوالت درباره دزدی و غارت پیغمبر نشون دادی که اصلا اطلاعاتی از تاریخ اسلام نداری. جلد سوم تاریخ طبری از مجموعه 16 جلدی که ماجراهای سالهای اولیه رسالت رو نوشته پر از داستانهای دزدی و قتل و غارته قضیه نخله رو تو این کتاب بخون ببین ماجرا غیر از غارت کاروان بوده؟ حتما اسم جنگ بدر رو شنیدی یه زحمتی بخودت بده درباره علت این جنگم تحقیق بکن تا بدونی مسلمونا میخواستن یه کاروان تجاری رو غارت کنن یک برده بدبخت رو هم اسیر کردن و شکنجش دادن تا بگه کاروان مال کیه و از کجا میاد و اونائی که قراره برای دفاع ازش بیان چند نفرن اصلا خوبه همه این جلد رو بخونی خیلی زیاد نیست ولی آدم واقعا قلبش از اینهمه قساوت و جنایتی که پیغبرتون دستورش رو میداده درد میگیره از کشتن تازه دامادی مثل کعب ابن اشرف بخاطر اینکه تو شعرش بخاطر کشته های بدر از محمد انتقاد کرده بود با حیله ای غیر شرافتمندانه و سوء استفاده از دوستی و اعتماد. ترور ناجوانمردانه ابورافع چون کعب ابن اشرف رو تایید میکرد. کشتن عصماء زن شاعر که برخلاف محمد شعر میکفت درحال خوابیده و حالتی که به نوزداش شیر میداد. ترور ابن ابی الحقیق در حالت خواب تو خونش برای اینکه پیغمبر خوشحال بشه .ماجرای کشتن خانواده صفیه و تملکش در جنگ خیبر. قتل عام بیش از 600 نفر یهودی قوم بنی قریظه که تسلیم پیغمبر شده بودند و تقسیم زنا و اموالشون. کندن درختا و آتش زدن نخلستونای متعلق به قبیله بنی نضیر برای اینکه وادارشون کنن که تسلیم بشن بدون هیچ بهانه و دلیلی برای جنگ . و صدها فضاحت و جنایت دیگه تو همین منبع اسلامی نوشته که با همه جانبداری و توجیهی که برای این جنایتا میکنه آدم از شدت قساوتشون دیونه میشه. اگر این کتابو خوندی و بازم مدافع اسلام بودی و بین لشکر وحشی که به ایران حمله کرد با پیغمبرشون فرق گذاشتی باید تو خیلی چیزات شک کرد درباره کامل بودن اسلم هم لازم نیست لینک بذاری از صبح تاشب از در و دیوار هرجائی که سرتو بچرخونی داره همین مزخرف گفته میشه. اصلا تو معنی کامل رو میدونی که همچین ادعای چرندی میکنی؟ درباره اینکه پیغمبر با تعاد کمی از زناش رابطه داشته برو یکم درباره معجزات پیغمبرتون بخون. ایشون در طول یک شبانه روز به همه زناش سرویس میداده و برای همین هم بهش میگفتن قدرت جماع چهل مرد رو داره. فقد أخرج البخاري في صحيحه عن أنس رضي الله عنه قال: كان النبي صلى الله عليه وسلم يدور على نسائه في الساعة الواحدة من الليل والنهار، وهن إحدى عشرة، قال -الرواي عن أنس- قلت لأنس: أو كان يطيقه؟ قال: "كنا نتحدث أنه أعطي قوة ثلاثين" وفي رواية الإسماعيلي: قوة أربعين . تازه بقول شما ایشون داشتن خودشون رو کنترل میکردن وگرنه خدامیدونه کار به کجاها میکشید چونکه روایت داریم: قدرت جماع پيامبر با چهل مرد برابر بود . مجلسی، حيات القلوب يا زندگی حضرت محمد، جلد دوم صفحه ٥٩٩ • البته از کثرت جماع دیگه اسپرمی براش باقی نمیمونده که بتونه باعث باروری بشه. اگر با یک پزشک مشورت کنی بهت میگه که یکی از علتهای ناباروری زیاده روی تو نزدیکیه. درباره عایشه هم سندای کافی رو کردم که اعتبارشون قابل تردید نیست و هم متواترن و هم راوی صحیح داشتن تا قبل از اینکه موضوع پدوفیلی و کودک آزاری مطرح بشه هیچکدوم از قضایای افزایش سن عایشه مطرح نبود تازه این موضوع رو یکی از افتخارات پیغمبر میدونستن حالا که بنفعشون نیست موضوعو از اونوری میچرخونن. بهر صورت به اندازه کافی افتضاح تو زندگی محمد هست که قضیه عایشه توش گمه. درباره زینب بهتره برای خودتون و پیروان محمد متأسف باشی مسئله اصلی ناپاکی چشم پیغمبرتون و نظر داشتن به زن شوهر داره نه اینکه حالا زید یه جهاد رفته یا نه که البته اگر تاریخ رو بخونی میفهمی که بعدش پیغمبر اونو به جهاد فرستاد و کشته شد ولی همین روایت شیعی شما برای اثبات افتضاح کافیه: "رسول الله وارد اتاق زینب شد و او را لخت مشاهده نمود(هنوز حکم حجاب نیامده بود) و او خیلی زیبا بود پس گفت:سبحان الله خالق النور و تبارك الله أحسن الخالقين پاک و منزه است الله (کسی که) خالق نور است و ...مبارک باد بر الله که بهترین خالقان است؛ سپس رسول الله به منزلش رفت در حالی که عشق زینب در دلش قرار گرفت عشقی عجیب..." تفسير قمی ج2 ص 173 ؛ علی ابن ابراهیم قمی از استادان و مریدان خاص کلینی است. دقت کن با چه سوز و گدازی از عشق پیغمبر به زینب یاد میکنه واقعا شرم آوره که یک همچین آدمی رو الگوی زندگی خودتون بدونین. قضیه همخوابگی با خالش هم که ظاهرا بنظر تو قباحتی نداره. نمیدونم دیگه جرم و جنایتی باقی مونده که ایشون مرتکب نشده باشه شهوت پیغمبر اسلام قابل انکار نیست. شهوت جنسی ، شهوت قدرت ، شهوت ثروت ، شهوت جنایت. همه اینها رو هم به اوج خودش رسوند تو که برای گذشتن بهاءالله از عزت و ثروت و تن دادن به اسارت و تبعید علت رو عفده میدونی چطور اینهمه عقده انباشته تو وجود محمد رو که از تحقیرای دوره کودکیش توش بوجود اومده متوجه نمی شی. اگه بنظرت بین شیعه و سنی چون شیعه ها اقلیتن برحقن پس به همون استدلال بهائیا از هردو شما برحق ترن البته بنظر من همشون باطلن
etc's picture

etc replied:

سلام دوباره به کورش. ببخشید من از شما پول میخوام، مقام میخوام، یا این که مثلا میخوام شیعه رو تایید کنی، چی ازت میخوام؟ آدم حسابی منظورم آدم درست اهل بحث بود. خوب لابد فکر میکنی ازت می ترسم که بهت میگم "آدم حسابی". من تا حالا فکر می کردم شما سوال داری و می خوای جواب بگیری. ولی مثل این که می خوای فقط جواب بگیری و جواب بدی. خوب پس جوابتو با یه حکایت می دم. یک عالم بسیار دانای شیعه داشت با یک سری سنی بی منطق بحث می کرد.هر حرف منطقی که میزد، سنی ها روش یه حرف بی منطق میاوردن. یک روز دیگه سنی ها توی یه مجلسی جمع شده بودند که این آقا بیاد سخنرانی. ولی عالمه، بی منطق ترین شاگردشو فرستاد اونجا.شاگرده رسید اونجا. به اولین سنی گفت:"دو دو تا میشه چهار تا؟" سنیه گفت:"آره!" از بعدی پرسید، بعدی هم گفت:"آره!" همین طور از همه پرسید و همه گفتند:"آره!" وقتی همه گفتند "آره" شاگرده گفت:"دو دو تا میشه چهارتا پس شیعه بر حقه!" به همین صورت سنی های مجلس به بی منطقی خودشون پی بردند. حالا مردمی که میان اینجا.کاری به ماها نداشته باشید.خودتون برید اسلام و یهود و مسیحیت و همه رو مطالعه کنید ببینید حق با کیست. و اما رضای عزیز، جناب کورش و جناب سردبیر، نمیدانم کلا در مغز شما هر چیزی بر خلاف میلتان باشد غیر منطقی است. پس من هم میگویم:"دو دو تا میشه چهار تا پس حق با اسلامه!"
کورش's picture

کورش replied:

آفرین به تو که شخصیت واقعیتو رو کردی این دقیقا سیره پیغمبرتونه. بی سودادی و بی منطقیشو که داری اگه یه کمی چاشنی شهوت پرستی و جنایت کاری هم بهش اضافه کنی و جاه طلبی و بی حیائی رو تو خودت تقویت کنی دقیقا میتونی پا جای پای پیغمبر اسلام بذاری بعدشم با یه عده قداره بند تبانی کن که بگن شق القمر کردنتو دیدن و قبول دارن که معراج رفتی یه سری داستان چرند دیگه هم مثل اون چیزائی که الان درباره امام و رهبرتون میگن سرهم کن خلاصه کلکسیون وقاحتت برای اینکه بتونی اسلام را با ظهور جدیدت زنده کنی جور میشه البته هرچی هم که بی سواد باشی تو یک کتاب کوچیک اندازه قرآن 600 تا غلط نمینویسی پس توقع نداشته باش بتونی عین پیغمبرتون بشی ولی نا امید نشو مایشو داری حتما یه عده دزد و راهزنم پیدا میکنی که بهت ایمان بیارن و هسته اولیه حکومت عدل اسلامی رو باهاشون بوجود بیاری آخه بی منطق بی سواد من اینهمه سند از منابع اسلامی برای اثبات دزدی و جنایت کاری و هرزگی پیغمبرت آوردم . تو اگه ادعات میشه ثابت کن که غلطه اگر نه برو از مسلمون بودنت توبه کن و خجالت بکش. با اینهمه افتضاح کاری با چه روئی هنوز تو این سایت پیدات میشه و جفنگیات مینویسی
Anonymous's picture

Anonymous replied:

سلام کورش. ببین من اگر این جا اثبات ریاضی هم برای اسلام بیارم اسشو بی منطفی میذاری. الآن هم فکر نکن مثلا خیلی منو کوچیک کردی.حرف رضا برای من خیلی محترمه چون واقعا دنبال دینه. ولی تو فقط دنبال این هستی که یه توهینی کنی و با دو تا مثل خودت وجهه ی اسلامو خراب کنید.پس حرف تورو به اونجاییم که اسمشو نمی تونم ببرم هم نمی گیرم.در نظر قبل بیخود بودن حرفاتو ثابت کردم.اگر دنبال حقی برو ببین وگرنه ارزش اینو نداری که دوباره جوابتو بدم. جز آرزو برای شفا و هدایت یافتنت کاری نمیتونم بکنم. خداحافظ
a's picture

a replied:

سلام دوباره به جناب رضا. اولا که حرفای من آخوندی نیست و حقیقت محضه. بابا یک بار هم بدون اینکه از قبل حالتون به هم بخوره برین مسجد حرفای یه روحانی رو گوش کنید ببینید کجاش بده. دوما شما هر جا دیدی دینی کامل تر از اسلامه برو قبولش کن. سوما جای اینکه فقط توهین کنی حرفامو نقض کن. هنر داری حرف بزن. اگر مطالعه داری ارائه کن. چهارما دوست مسلمان عزیزم، فکر می کنی خدا به اون عظمت و کمالش یه شق القمر ساده نمیتونه بکنه؟ در قرآن هم سوره قمر آیه 1 تا 5 گفته. خودت برو ببین منظورش قیامته یا معجزه. جدا از اون مسئله سه ویژگی پیامبر رو ذکر کردم که شما اسلام هم قبول نکنی به هر حال ویژگی پیامبرها هست و بهاءالله ندارد. اسلام واقعی قرآن هست. هرکسی می خواد اسلامو بشناسه بره سراغ قرآن.
a's picture

a replied:

در ضمن، مردم ما شیعیانی بودند که در تاریخ جنگ 8 ساله زیر بار شکنجه های بسیار رفتند و حتی در حال مرگ میگفتند (لا اله الا الله). ما به خاطر ایمان خود جنگیدیم. در نظرات قبل کاملا اثبات کردم که خاتمیت صحیح است و نمیدانم خداوند باید به جای "خاتم النبین" چه میگفته که این بهائیان راضی شوند. دوستان عزیز، اگر متعصبانه فکر نکنید این امکان هم هست که بهاءالله پیرو دینی بوده که شخصی از طرف آن آیین (حتی شاید شیعه) به او ماموریت داده که در راه دین دعوی پیامبری کند و در راه خدا کشته شود. زمان ایمان آوردن خودم به اسلام این امکان را برای حضرت محمد (ص) در نظر گرفتم. ولی دیدم با ویژگی های پیامبران تطابق دارد: 1.معجزه که اگر کسی دعوی پیامبری کند باید داشته باشد. اگر قبول ندارید پس من در همین سایت اعلام میکنم که پیامبرم. به گفته ی شما تجدید ادیان ضرورت است و معجزه برای اثبات پیامبر بودن لازم نیست! پس به من ایمان بیاورید!اگر هم دیدید این عقیده چرت و پرت است پس باید قبول کنید معجزه لازم است. 2.مُبَشِر و مُنذِر (بشارت دهنده و بیم دهنده)(احزاب 45) 3.خبر آمدن منجی بررسی حضرت محمد (ص) 1.علاوه بر شقّ القمر (که درست است و میخواستید با دلایل الکی آن را رد کنید) معجزات دیگری دارن که قبلا گفته شد و اکنون به اختصار میگویم: خورده شدن عهدنامه ی کفار توسط موریانه. تنیده شدن تار عنکبوت و لانه ساختن پرنده ای بر در غاری که پیامبر (ص) در آن مخفی شده بودند. سرکشی اسب هنگامی که سوارش داشت حضرت محمد (ص) و جمعی از پیروانشان را پیدا میکرد طوفانی شدن ناگهانی هوا در اردوگاه کفار در جریان جنگ خندق (احزاب) و... 2.بشارت به بهشت و ترساندن از جهنم 3.خبر از آمدن امام زمان (عج) بقیه ی پیامبران نیز از این سه خصلت برخوردار بوده اند. بررسی بهاءالله 1. معجزه ای غیر از شقّ الشمسی (که چیزی من در آوردی است) را ذکر کیند. 2. بگویید ترس از جهنم و بشارت به بهشت کجای آیینتان ذکر شده؟ 3. منجی شما کیست؟
a's picture

a replied:

امیدوارم خوانندگان مطالب با دید باز همه ی کامنت ها را بخوانند و بببینند حق با کیست.اگر هم حق را با من دیدید لطفا تایید کنید. اگر هم کسی دید که بهائیت صاحب حق است، دلیلش را بگوید تا در صورت توانستن پاسخش را بدهم. اگر هم روزی متقاعد شدم که بهائیت بر حقّه، دو ترم کلاس عربی میرم بعدشم یه کتاب هم پر از صداقت و دوستی و مهربانی و چیز هایی که مردم خوششون بیاد مینویسم بعدشم میام تو خیابون به عنوان پیامبر جدید!مگر بده؟ شاید در تاریخ هم یه سری مردم اومدند گفتند درود بر aالله!
Anonymous's picture

Anonymous said:

باسلام دوست عزیر گیریم که پیامبر اسلام (ص) آخرین پیامبر نیست! 1-اما بعد پیامبر هم خیلی ها آمده اند و ادعا کرده اند چرا جانب آنان را نگرفتید؟ 2- چطور باب اول ادعای بابیت بعد امام زمان بودن بعد پیامبری بعد الوهیت و در آخر توبه نامه نوشت؟! در صورتی که تمام انبیا از اول ادعای پیامبری داشته و همیشه بر عقاید خود استوار ماندند اما باب چون در تبریز از مناظره با علما عاجز ماند در آخر توبه نامه نوشت!!اینقدر تزلزل را شماچطور قبول میکنید؟! آنهم از یک به اصطلاح پیامبر؟!! 3- هر پیامبری با لسان قوم خود مردم را به خدا دعوت میکند چرا باب و بها عربی استفاده کردند در حالی که باب در مناظره حتی از پس اعلال فعل "قال" بر نیامد!! حتی شان نزول سوره مبارکه کوثر را نمی دانست در حالی که خود بر آن سوذه تفسیر نوشته!! دوستان عزیز خودتان میدانید که این لاطائلات هم تراوشات ذهنی یک انسان میباشد نه خدا وند!! تمام بهایی های سابق که بعدها ایمان آورده اند جمیعا بر این نکته اشاره داشتند که اکثر مبلغین بهاییت بر کذب بودن آیین خود و حقانیت اسلام ایمان دارند اما منافع مادی اجازه دست برداشتن از آیین ساختگی را نمیدهد!! در آخر امیدوارم خداوند نور پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت علیهم السلام را بر دلهای تاریک شما بتاباند شاید رستگار شده و از تعصبات جاهلیت دست بردارید
سردبیر's picture

سردبیر replied:

حسام عزیز متأسفانه القای یکطرفه مطالب ذهن شما را چنان علیه بهائیان جهت داده که احتمالی برای صحیح بودن باورهایشان نمیدهید و گمان میکنید که بهائیان یا افرادی بی اطلاع و نادانند و یا منفعت طلب و ریاکار که همچنان بر اعتقاد خود پایبندند. آنچه خوانده اید و شنیده اید شبه تاریخهای جعلی و افترائات و کج نمائی هائی بوده که افراد قلم به مزد و مانند صبحی و یا نگون بختان گرفتاری مانند رئوفی نوشته اند . از سوالات تکراری و سستی که مطرح نموده اید پیداست که حتی یکی از پاسخهائی را که بهائیان به این شبهات داده اند نخوانده اید. اگر فرصت کردید بد نیست سری به بخش پرسشها و پاسخهای همین سایت بزنید و اگر پاسخی را قانع کننده ای نیافتید ذیل همان پاسخ اعلان نظر کنید http://aeenebahai.org/taxonomy/t/23 رجوع به سایتهائی مانند نقطه نظر نیز برای روشن شدن ذهن شما مفید خواهد بود http://noghtenazar.org/
امین's picture

امین replied:

سلام بر دوستان گرامی بازدید کننده از سابت. حقیقت آن چه لازم بود گفته شود را در نظراتم گفته ام. جا دارد که فقط به یک دروغ خود اعتراف کنم و آن هم دیدن پرونده ی بهائیان بود. قسم به خدای یگانه که من کارت عضویت بسیج هم ندارم. نکاتی درباره نظرات گذشته: من واقعا تعجب می کنم که بعد از این همه صبر من یک نفر مسلمان پیدا نشد که جواب توهین های کورش به پیامبر اسلام و استفاده از کلمه "سرویس دادن" برای ایشان و توجیه سردبیر را بدهد. تعداد فرزندان حضرت محمد (ص) گواه آن است که ازدواج های ایشان صرفا جهت گسترش اسلام بوده است. ازدواج این حضرت با عایشه به خاطر اسرارهای معاویه بوده و این نقشه را برای نزدیک شدن به حضرت مجمد (ص) کشیده است. اگر آنقدر که کورش می گوید ایشان جماع می کردند پس زمانی برای رفتن به جنگ و ارشاد مردم و غیره نبوده است و گفته کورش درباره ناباروری ایشان هم بسیار نا معقول است زیرا ایشان دارای فرزند هستند. منابعی هم که کورش استفاده کرده صرفا از صحاح سته (شش کتاب مورد قبول سنیان) است که این شش کتاب به هیچ وجه مورد قبول شیعیان نبود و حتی دروغ ها و مشکلات آن به جایی رسیده که خود سنیان نیز به وجود اشکال در این کتاب ها اقرار می کنند. برای نمونه کتاب صحیح اخباری برای خداوند جسم قرار داده و داستان های مسخره ای درباره دیدار با خدا نقل می کند که بیشتر شبیه به تمسخر اسلام است. در ضمن لطفا به aeenebahai.org/node/8 هم سری بزنید. در نظرات جدیدم گوشه ی دیگری از اشکالات بهائیت را نشان داده ام. درباره ی نظرات رضا هم فکر می کنم پاسخ داده باشم اما اگر باز هم جای ابهامی هست میتوانید از طریق aostrodius1232@gmail.com بپرسید یا در نظرات بعد در میان بگذارید تا پاسخ داده شود. باز هم ذکر می کنم که نظر گذاشتن در این سایت صرفا برای رضای خداست و من وابسته به هیچ تشکیلات حکومتی نمی باشم. در پناه حق
kaveh's picture

kaveh said:

من خیلی ناراحتم از اینکه مردم و شما که می خواهین ثابت کنید که کی راست میگه ،با با ول کنید این بساط ها رو ،هر ایینی برای افرادش مقدسه ،الان زمان زور نیست ،اگه قرار دعوا کنیم که دین میخواهیم چکار ،بنی ادم ازای یکدیگر است ،که در افرینش ز یک گوهر است ،مهمترین چیز تو دنیا خدمت به خلق ،خدا هیچ نیازی به نماز و روزه و .... نداره ،از حق مردم هم نمیگزره ،همه ادیان یه طرف ،این حرف زرتشت یه طرف ،که میگوید راه در جهان یکیست و ان راه راستی است ،رفتار خوب ،کردار خوب ،پندار خوب ،کسی اگه همین مطلب را بفهمد ،همین دنیا وهم اخرت ،راحته ،وگر نه حیوان ،فرق ما با حیوان چیه ?ما اومدیم این دنیا که به سوی کمال بریم تا الیه راجون کنیم نه اینکه .... ! کمی فکر کنین برای چی اومدین ،به کجا میرین ،برای چی بدنیا اومدیم ،و.... ،! شیطان نفس ماست ،در وجود ماست ،این جز افرینش ،اگه نبود ما توی بهشت اگاهی میماندیم ،دیگه به این وا ی نمی امدیم ،اگه بد نبود ،خوب مفهومی نداشت ،ما در جهان تضاد داریم ،مکان داریم ،زمان داریم ،و.... من خدا هستم ،الان بیشتر از این راه ند اره توضیح بدم ،برین کمی فکر کنین و با کلمات بازی نکنین ،من خدا را ول کرده اید در مورد بندگان من بر سر هم میزنید ! انان که طلبکار خدا یید خود آیید حاجت به طلب نیست ،شمایید ،شمایید ،همه چیز توی دنیا مجازی ،شما سر کارین ،همه چیز تو دنیا از حرکت واقع شده ،واقعیت دا ره ولی حقیقت نداره ،ای ادم قرن 21 یه نگاه به اتم بنداز ،اگه من حرکت اون نوترون وپرتون ها را بگیرم ،چی میشه ،! هیچ فکر کردین ،پس در همه حال شکر گزار باشین
کورش's picture

کورش replied:

با درود به کاوه ی عزیز کاوه جان بنده نیز گفته های شما را کاملا باور دارم و بسیار شاد شدم که شما اینقدر دلسوزانه نظرتان را برای این سایت ابراز داشتید،، اما کاوه جان اجازه میخواهم چند مطلب کوچک از کلامت را کمی توضیح دهم 1،،، فرمودی امروز بهترین چیز خدمت به خلق است نه نماز و روزه،،، آفرین کاوه جان،، تو با مدد عقل و روح پاکت به نکته ی مهمی رسیده ای،،، حضرت بهالله نیز در بیش از یک قرن و نیم پیش فرمودند : امروز انسان کسیست که به خدمت جمیع من علی الارض قیام نماید نه تنها انسانها ساکن بر زمینند که باید به آنها خدمت کرد بلکه حیوانات و گیاهان نیز ساکن بر زمینند پس ایشان در زمانی که حق انسانها پایمال میشد شرط انسانیت را خدمت به آنچه بر روی زمین است اعلام فرمودند 2،،، کلام اشو زرتشت پاک را فرموده بودی و بحث گفتار کردار و پندار نیک بسیار زیباست،،، اساسا کلام کل انبیا همین است، اما آیا نیکی و بدی در همه ی جهات اخلاقی در بین امم یکیست؟ برای مثال در ایران اگر به مردی بگویی اوووه چقدر زنت زیباست،،، برخوردی دارد و اگر در اروپا این کلام را بگویید برخوردی دیگر در ایران مردمان در دیدارهای با هم ،، مردانشان مردان را و زنانشان زنان را میبوسند،، این در ایران خوب است اما در برخی کشورهای گیتی جریان بر خلاف این است اینها تنها مثالهای کوچکی بودند و برای دانستن بیشتر خوب است کتاب فراسوی نیک و بد نیچه را بخوانیم تا پی بهاین نکته ببریم که نیکی و بدی در نزد افراد بشر آنچنان هم ثابت نیست مثلا همه دروغ را بد میدانند اما برخی مصلحتی دروغ میگویند! پیامبران الهی همواره موجب تکمیل و اعتلای اخلاق بوده اند،،، و البته بهتر است کار روحانیت ادیان را از اصل دین جدا کنیم، 3،،، بیان مطلبی که فرمودید خدا در درون ماست بسیار زیباست و سابقه ای طولانی دارد در تفکر بشر لیکن به یاد داشته باشیم بسیاری از آنان که به نام دین در طول تاریخ جنایات ضد بشری کرده اند نیز خدا را در درون خود دیده و نتیجتا فتوای خود را در قتل و غارت دیگراندیشان ، دستور خدا تصور کرده اند. این تفکر زیباست اما یادمان باشد تجلی زیبای این خدای درونی تنها با تعلیمات انبیا میسر شده و در غیر این صورت بسیار مصایب از منیت افراد به وجود اورده سپاسگذارم از مطلبتون،،، اینقدر برایم جالب بود که باعث شد در موردش نظری بنویسم شاد و سالم باشی کاوه ی عزیز سپاس از مطلبت،،، استفاده کردم
مجيد's picture

مجيد said:

با سلام من تازه اين مباحث رو خوندم ولى متوجه شدم بجز همون كامنت هاى اوايل نظرات به بيراهه رفته واصلا موضوع خاتميت مورد كنكاش قرار نگرفته وبيشتر بحث ها به حاشيه رفته ،مثلا اگر ثابت بشه بهاالله معجزه نكرده وپيغمبر نبوده معنيش اين نيست كه نتيجه بگيريم محمد اخرين پيامبر بوده ،بنظرم زيركانه بوسيله a وديگران فقط به اين منحصر شده كه بهاييت غلطه ولى اين نوع استدلال نميتواند ثابت كند محمد اخرين رسول الهى باشه بنابر اين بهتره برگرديم به عنوان اصلى وبحث هاى معجزه وپيامبرى را در پست هاى ديگر بحث كنيم ،بر اين اساس من چند سوال دارم :١-قضيه عاشق شدن محمد نسبت به زن پسر خوندش چى بوده؟٢-چرا مردم صداشون در اومده بوده وانتقادشون به محمد چى بوده؟ ٣-محمد حامى بيوه زنان ووارسته چه احتياجى داشته كه زن پسر خوانده را به مرحله طلاق بكشاند وبا او بياميزد؟ ٤-چه ارتبطى بين زن پسر خوانده گرفتن وموضوع بسيار مهم اخرين پيغمبر بودن هست وچرا اين موضوع قبيح وغير معمولى براى مردم انزمان وسيله اى براى ابراز پايان دادن به پيامبرى انتخاب شده است؟راه قشنگ تر ومعقول ترى وجود نداشته است؟ وايا ممكن نيست منظور از خاتم النبيين چيزى بجز پايان پيامبر فرستادن باشد؟ خواهش ميكنم هم مسلمانان وهم بهاييان نظراتشان را انهم با احترام وحرمت ابراز كنند تا امثال من هم بهره اى ببريم ، از همه متشكرم
b's picture

b said:

اشاره شد که
2- همه دین خود را آخرین دین می دانند
آیا این گفته در مورد آئین بهایی هم صدق می کند؟

سردبیر's picture

سردبیر replied:

به اعتقاد بهاییان ظهور پیامبران همواره استمرار خواهد داشت

Add new comment

Image CAPTCHA
سایت آئین بهائی با کمال سرور به استحضار هم وطنان عزیز و شریف در ایران و خارج ایران می رساند که امکانی را فراهم نموده است تا همه فارسی زبانان اعم از ایرانی و غیر ایرانی بتوانند برای مطالعه و تحقیق درباره امر بهائی به صورت آنلاین و از طریق نرم افزار اسکایپ سلسه کتب روحی را مطالعه نمایند.
برای توفیق در این امر کافی است نرم افزار اسکایپ را روی گوشی و یا کامپیوتر خود داشته باشید. این امکان جدید از آن جهت اهمیت دارد که دوستان عزیز فارسی زبان در سراسر عالم به خصوص در کشور مقدس ایران در تمام شهرها و روستاهای دوردست که امکان تماس با جامعه بهائی را ندارند می توانند از این طریق به صورت آنلاین و امن با یکی از راهنمایان بهایی کتب روحی را در گروه مطالعه نمایند.
از دوستان علاقه مند تقاضا می نماییم آدرس یا آی دی اسکایپ خود را از طریق مکاتبه با ایمیل سایت آئین بهائی به آدرس info@aeenebahai.org در اختیار ما قرار دهند. سایت آیین بهائی نحوه شروع دوره مطالعات کتب روحی را از طریق اسکایپ با شما هماهنگ خواهد نمود.
 
شما می توانید سوالات و نظرات خود را در رابطه با دیانت بهایی از طریق آدرس ایمیل info@aeenebahai.org برای ما ارسال بفرمایید. همچنین برای دریافت آخرین مطالب از کانال رسمی وب سایت آئین بهایی در تلگرام استفاده نمایید. برای جستجو شناسه کاربری aeenebahai1 را در نرم افزار تلگرام جستجو کنید.