الله ابها
من و شوهرم یک سال هست که به دیانت بهایی ایمان اوردیم ممنونیم از تمام زحمات شما و ارسال کتب ارزشمند امید به خدا که بتونیم به بهترین نحو ممکن استفاده ببریم
با عرض سلام ودرود . لطفا در مورد امام حسن عسکری (ع)وفرزند یا فرزندان ایشان توضیح مبسوط وواضح ارائه فرمائید.وایضاً درمورد مبشر یا مبشرین آیندهچه از حیث زمانی ومکانی نیز توضیح لازم ومبرهن ارائه فرمائیدو درمورد تغییر فروع دین چه ازنظر کمی وچه ازنظر کیفی مانند تغییر قبله ونماز واینکه آیا انسان ظرف است یامظروف؟ آیا نامحدود درمحدود جای میگیرد؟ اگر انسان مخلوق است چگونه میتوان ادعا کرد که خالق در مخلوق جای گیرد؟ یا به عنوان نمونه برای تقریب به ذهن آیا میشود کل اقیانوس آرام رادر رودخانه ای ریخت یا این رودها هستند که به دریا واقیانوس میریزند؟پس چگونه انسانی من یظهر الله میشود؟ با تشکر. س.م.م ش.
من یظهرالله به معنی محل ظهور خداست، مثالی که برای مظاهر امر الهی آورده شده این است که آنها مانند آیینه هستند که در برابر آفتاب (حق، خدای تعالی مرتبه) قرار گرفته اند. البته مظاهر الهی خدا نیستند اما بواسطه انتقال پیام الهی به بندگان همچون ظهور خداوند در بین ناس هستند، حضرت محمد، موسی، عیسی و نوح نیز به جهت انتقال پیام الهی به ناس و به دلیل شباهتی که به خداوند داشتند(از نظر صفات الهی)از آنها به عنوان مظاهر ظهور الهی نام برده میشود. حتی برای انسان هم در قرآن فرموده اند که خلیفه الهی بر روی زمین است. به همین دلیل است که خداوند آنها را با نامهای مشابه در قرآن ذکر میکنند، گویی در بیانات پیامبران پیامبر و خدا یکی است در حالی که ما میدانیم اینگونه نیست مثالی بسیار نزدیک رابطه نی و نوا(صوت، موسیقی) است خداوند هرچه بخواهد در نی مینوازد و نی فقط پیام الهی را به گوش مردم می رساند.
با تشکر
پاسخ تحلیلی و کلامی بهائی به پرسشهای محوری: از قائمیت تا نفی حلول
با عرض سلام و احترام متقابل، پاسخ به پرسشهای عمیق و تفصیلی شما در مورد جایگاه امامان، حقیقت موعود، چرایی تغییر احکام شریعت و مبانی فلسفی نفی حلول الهی، مستلزم تبیین اصول بنیادین آیین بهائی است. این اصول، در آثار حضرت باب و حضرت بهاءالله، بهصورت واضح و مبسوط بیان شدهاند.
بخش اول: امامت، پایان نسب و حقیقت موعود
۱. جایگاه امام حسن عسکری (ع) و گسست در مرجعیت مذهبی
آیین بهائی بر این باور است که دور هدایت از طریق استمرار نسبی امامت، با امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شیعیان، به پایان رسیده است. متون بهائی، با هدف تبیین ضرورت گشوده شدن بابی جدید برای ظهور الهی، بحث موعودگرایی سنتی شیعه را مورد بررسی قرار میدهند.
در متون بهائی، استناد به روایتی میشود که نشان میدهد قائم موعود کسی است که «مردم او را نشناسند». اگر قائم موعود، فرزند مستقیم و شناخته شدهٔ امام یازدهم باشد، این وصف ناشناسی در مورد او محقق نمیشود. از نظر کلامی، این رویکرد، مرجعیت دینی را از محوریت نسب و استمرار تاریخی، به سمت محوریت تجدید ظهور مستقل الهی هدایت مینماید و زمینهساز پذیرش ظهور جدید (حضرت باب) میشود.
۲. هویت مبشر و موعود آتی (از حیث زمانی و مکانی)
در اعتقاد بهائی، موعود اعظم در دو مرحلهٔ پیوسته ظهور فرمودهاند:
مبشر و قائم موعود (حضرت باب):
هویت: حضرت سیدعلیمحمد شیرازی، ملقب به حضرت باب (به معنای درب). ایشان همان قائم موعودی هستند که در بشارات اسلامی وعده داده شده بود و معادل موعودهای کتب دیگر ادیان (مانند هوشیدر ماه در دین زرتشتی و ایلیای نبی موعود ملت یهود) شمرده میشوند.
زمان ظهور: ظهور ایشان در سال ۱۲۶۰ هجری قمری، دقیقاً «هزار و دویست و اندی سال» پس از ظهور پیامبر اسلام رخ داد که نشاندهندهٔ پایان دورهٔ شریعت محمدی و آغاز دورهٔ جدیدی از هدایت الهی است.
هدف رسالت: هدف اصلی رسالت حضرت باب، آمادهسازی نفوس برای ظهور اعظم بعدی یعنی مَن یُظهِرُهُ الله بود. ایشان هشدار دادند که ایمان به موعود بعدی را صرفاً از آثار و صفات خود او بشناسند و نه از اتکاء به آموزههای پیشین، تا تاریخ تکرار نشود.
موعود اعظم و شارع جدید (حضرت بهاءالله):
هویت: حضرت میرزا حسینعلی نوری، ملقب به حضرت بهاءالله، همان مَن یُظهِرُهُ الله (کسی که خداوند او را ظاهر میکند) هستند.
زمان ظهور: حضرت بهاءالله ادعای مقام مَن یُظهِرُهُ الله را حدود نوزده سال پس از اعلان امر حضرت باب علنی نمودند. این ظهور سریع، در مقابل بازهٔ زمانی بسیار طولانیتری (بین ۱۵۱۱ تا ۲۰۰۱ سال) که در بیان ذکر شده بود ، یک اصل کلامی را ثابت میکند: ارادهٔ الهی بر زمانبندیهای عددی اولویت دارد. هنگامی که آمادگی روحی حاصل شد، زمان موعود تسریع گردید و حقیقت بر جمود بر اعداد پیروز شد.
مکان ظهور و قبله: مسیر تبعید حضرت بهاءالله (از ایران به بغداد، سپس به استانبول، ادرنه و نهایتاً عکا) مسیر تعیین مکان ظهور کلی را مشخص ساخت. حضرت باب قبله را به سمت مَن یُظهِرُهُ الله تعیین فرمودند. حضرت بهاءالله در کتاب اقدس، این قبله را به "مقام اقدس" (روضهٔ مبارکه) که محل دفن جسمانی ایشان در عکا است، قرار دادند. این تغییر کیفی، تمرکز عبادی را بر نقطهٔ توجه وجودی مظهر ظهور الهی تثبیت مینماید.
بخش دوم: توجیه تغییر فروع دین (کمی و کیفی)
۳. فلسفهٔ تکامل تدریجی ادیان (Progressive Revelation)
پرسش شما دربارهٔ تغییر فروع دین (چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی) مانند تغییر قبله و نماز، با اصل تکامل تدریجی ادیان پاسخ داده میشود.
حقایق ثابت و فروع متغیر: تعالیم الهی بر دو بخش استوارند: حقایق اساسی (مانند توحید، محبت و عدالت) که ثابت و تغییرناپذیرند، و فروع دین (شامل احکام رفتار، آداب، عبادات و قوانین اجتماعی) که باید متناسب با بلوغ فکری و اجتماعی بشر در هر دوره تغییر یابند.
هدف از تغییر احکام: هدف غایی ظهور دین تنها تغییر در مناسک نیست، بلکه هدف بالاتر، تجدید بنای عالم، ایجاد خلق جدید، و ارتقاء مقام انسان به منظور دستیابی به وحدت بشر و صلح عمومی است. اصرار بر حفظ ظواهر و تقالید موروثی و اشتباه گرفتن این فروع با اساس دین، سبب اصلی اختلاف و کشتار میان پیروان ادیان شده است. مظهر ظهور جدید، با تغییر فروع، حقیقت دین را مجدداً احیا کرده و ساختارهای اجتماعی کهنه و فاسد را اصلاح میکند. احکام عملی، وسیلهای برای آمادهسازی انسان برای رسیدن به مقاماتی هستند که علت خلقت اوست، نه هدف غایی دین.
۴. تغییرات در قبله و نماز (مصادیق کمی و کیفی)
تغییر قبله: واقعه تغییر قبله در صدر اسلام (از بیتالمقدس به کعبه) خود سندی تاریخی بر امکان تغییر احکام جهتدهی عبادی است. در دیانت بهائی، قبله به روضهٔ مبارکهٔ حضرت بهاءالله در عکا تعیین شد. این امر، تمرکز را بر قلب عالم وجود، یعنی مظهر ظهور الهی قرار میدهد.
تغییر نماز واجب:
تغییر کمی: نماز واجب از پنج نوبت در اسلام، به سه صلاة اختیاری (کبیر، وسطی و صغیر) تبدیل شده که یکی از آنها باید یک بار در ۲۴ ساعت ادا شود.
تغییر کیفی (نفی جماعت): نماز جماعت جز در مورد صلات میت نهی شده است. این نهی، تأکیدی قاطع بر ارتباط مستقیم و خصوصی فرد با خالق و جلوگیری از شکلگیری مجدد نهادهای روحانیت و سلسله مراتب مذهبی است که در طول تاریخ سبب دخالت در حریم وجدان فردی میشدند. همچنین، احکام مربوط به وضو تنظیم شده و در صورت نبود آب یا مضر بودن استفاده از آن، تلاوت آیهٔ مخصوصی جایگزین میشود. این اصلاحات نشاندهندهٔ ارتقاء انسان به مرحلهای از بلوغ روحانی است که بر مسئولیت وجدان فردی و عمل آگاهانه تأکید دارد.
بخش سوم: مبانی فلسفی نفی حلول و مقام مظهریت
۵. تمثیل ظرف و مظروف: نفی حلول و اتحاد ماهوی
پرسش فلسفی شما در مورد تمثیل اقیانوس آرام و رودخانه و رابطهٔ نامحدود و محدود، مستقیماً به نفی نظریهٔ حلول و اتحاد ذات الهی در آیین بهائی میپردازد:
رد حلول و اتحاد: ذات احدیت غیب مطلق، نامتناهی و ماوراء درک و احاطهٔ عقول است. آیین بهائی به طور قاطع حلول ذات احدیت در جسم انسانی یا اتحاد ماهوی خالق و مخلوق را رد میکند. ذات نامحدود هرگز نمیتواند در قالب محدود قرار گیرد.
پاسخ به تمثیل اقیانوس: همانطور که در تمثیل شما آمده، «کل اقیانوس آرام نمیتواند در رودخانهای ریخته شود». نامحدود در محدود جای نمیگیرد. انسان مخلوق است و هرگز نمیتواند به مقام خالقیت برسد یا به ذات لایزال الهی متحد شود.
۶. تعریف مقام انسان: ظرفیت (جوهر نوری)
انسان به «صورت و مثال الهی» خلق شده است. حضرت بهاءالله میفرمایند: «صَنَعْتُكَ بِأَيادِي الْقُوَّةِ وَخَلَقْتُكَ بِأَنامِلِ الْقُدْرَةِ، وَأَوْدَعْتُ فِيْكَ جَوْهَر نوریَ».
انسان، ظرف است: انسان دارای دو مقام است: مقام حیوانیت (تابع طبیعت جسمانی) و مقام انسانیت (فیض ربوبیت). انسان ظرف است، اما ظرفی که قابلیت انعکاس (آینه بودن) صفات الهی (مانند عدالت، محبت و دانش) را دارد.
انسان، مظروف نیست: انسان هرگز نمیتواند مظروف (حقیقت نامتناهی الهی) باشد؛ بلکه تنها میتواند صفات الهی را تا آن حد منعکس سازد که آینهٔ روح و قلبش صیقل یابد.
۷. چگونگی تبدیل انسان به مَن یُظهِرُهُ الله (مقام مظهریت)
تبدیل انسان به مَن یُظهِرُهُ الله بدون پذیرش حلول، با مفهوم مظهریت تبیین میشود:
تمثیل آینه و خورشید: پیامبران الهی (مظاهر ظهور) آینههایی هستند که نور خورشید حقیقت (ذات الهی) را به بهترین وجه منعکس میسازند. خداوند به خورشید دستنایافتنی و نامتناهی تشبیه میشود. مظاهر ظهور مانند آینههایی هستند که نور خورشید را به شکلی که برای درک انسانها مقدور باشد، منعکس میسازند.
تمایز وجودی: این مظاهر، کاملترین تجلی صفات الهی (علم، قدرت و جمال) هستند. «علم ایشان از علم او و قدرت ایشان از قدرت او و سلطنت ایشان از سلطنت او» است.
نتیجه: بنابراین، مَن یُظهِرُهُ الله یک انسان عادی نیست، بلکه مرآت (آینه) تمامنمای خداوند است و «لقاء ایشان عین لقاءالله است». اما از نظر وجودی، همچنان مخلوق و مظهر است، نه ذات الهی. مقام مظهریت، بالاترین مقامی است که یک مخلوق میتواند بدان نائل شود: او نه خالق است و نه تجسد خالق، بلکه کانال و آینهٔ محض تجلی اراده و صفات اوست.
جمعبندی نهایی
در نهایت، آیین بهائی با تکیه بر اصل تکامل تدریجی ادیان، اعلام میدارد که دورهٔ امامت به پایان رسیده و موعودهای وعده داده شده (حضرت باب و حضرت بهاءالله) در زمان و مکان مقرر الهی ظهور فرمودهاند. این ظهور عظیم، احکام شریعت را متناسب با بلوغ نوع بشر تعدیل و تکمیل نموده و در عین حال، با نفی قاطع حلول الهی در جسم انسانی، مقام والای مظهریت الهی را به عنوان آینهدار علم و قدرت الهی تبیین مینماید، بدون آنکه ذات نامحدود خالق را در ظرف محدود مخلوق محصور سازد.
پاسخ تحلیلی و کلامی بهائی به پرسشهای محوری: از قائمیت تا نفی حلول
با عرض سلام و احترام متقابل، پاسخ به پرسشهای عمیق و تفصیلی شما در مورد جایگاه امامان، حقیقت موعود، چرایی تغییر احکام شریعت و مبانی فلسفی نفی حلول الهی، مستلزم تبیین اصول بنیادین آیین بهائی است. این اصول، در آثار حضرت باب و حضرت بهاءالله، بهصورت واضح و مبسوط بیان شدهاند.
بخش اول: امامت، پایان نسب و حقیقت موعود
۱. جایگاه امام حسن عسکری (ع) و گسست در مرجعیت مذهبی
آیین بهائی بر این باور است که دور هدایت از طریق استمرار نسبی امامت، با امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شیعیان، به پایان رسیده است. متون بهائی، با هدف تبیین ضرورت گشوده شدن بابی جدید برای ظهور الهی، بحث موعودگرایی سنتی شیعه را مورد بررسی قرار میدهند.
در متون بهائی، استناد به روایتی میشود که نشان میدهد قائم موعود کسی است که «مردم او را نشناسند». اگر قائم موعود، فرزند مستقیم و شناخته شدهٔ امام یازدهم باشد، این وصف ناشناسی در مورد او محقق نمیشود. از نظر کلامی، این رویکرد، مرجعیت دینی را از محوریت نسب و استمرار تاریخی، به سمت محوریت تجدید ظهور مستقل الهی هدایت مینماید و زمینهساز پذیرش ظهور جدید (حضرت باب) میشود.
۲. هویت مبشر و موعود آتی (از حیث زمانی و مکانی)
در اعتقاد بهائی، موعود اعظم در دو مرحلهٔ پیوسته ظهور فرمودهاند:
مبشر و قائم موعود (حضرت باب):
هویت: حضرت سیدعلیمحمد شیرازی، ملقب به حضرت باب (به معنای درب). ایشان همان قائم موعودی هستند که در بشارات اسلامی وعده داده شده بود و معادل موعودهای کتب دیگر ادیان (مانند هوشیدر ماه در دین زرتشتی و ایلیای نبی موعود ملت یهود) شمرده میشوند.
زمان ظهور: ظهور ایشان در سال ۱۲۶۰ هجری قمری، دقیقاً «هزار و دویست و اندی سال» پس از ظهور پیامبر اسلام رخ داد که نشاندهندهٔ پایان دورهٔ شریعت محمدی و آغاز دورهٔ جدیدی از هدایت الهی است.
هدف رسالت: هدف اصلی رسالت حضرت باب، آمادهسازی نفوس برای ظهور اعظم بعدی یعنی مَن یُظهِرُهُ الله بود. ایشان هشدار دادند که ایمان به موعود بعدی را صرفاً از آثار و صفات خود او بشناسند و نه از اتکاء به آموزههای پیشین، تا تاریخ تکرار نشود.
موعود اعظم و شارع جدید (حضرت بهاءالله):
هویت: حضرت میرزا حسینعلی نوری، ملقب به حضرت بهاءالله، همان مَن یُظهِرُهُ الله (کسی که خداوند او را ظاهر میکند) هستند.
زمان ظهور: حضرت بهاءالله ادعای مقام مَن یُظهِرُهُ الله را حدود نوزده سال پس از اعلان امر حضرت باب علنی نمودند. این ظهور سریع، در مقابل بازهٔ زمانی بسیار طولانیتری (بین ۱۵۱۱ تا ۲۰۰۱ سال) که در بیان ذکر شده بود ، یک اصل کلامی را ثابت میکند: ارادهٔ الهی بر زمانبندیهای عددی اولویت دارد. هنگامی که آمادگی روحی حاصل شد، زمان موعود تسریع گردید و حقیقت بر جمود بر اعداد پیروز شد.
مکان ظهور و قبله: مسیر تبعید حضرت بهاءالله (از ایران به بغداد، سپس به استانبول، ادرنه و نهایتاً عکا) مسیر تعیین مکان ظهور کلی را مشخص ساخت. حضرت باب قبله را به سمت مَن یُظهِرُهُ الله تعیین فرمودند. حضرت بهاءالله در کتاب اقدس، این قبله را به "مقام اقدس" (روضهٔ مبارکه) که محل دفن جسمانی ایشان در عکا است، قرار دادند. این تغییر کیفی، تمرکز عبادی را بر نقطهٔ توجه وجودی مظهر ظهور الهی تثبیت مینماید.
بخش دوم: توجیه تغییر فروع دین (کمی و کیفی)
۳. فلسفهٔ تکامل تدریجی ادیان (Progressive Revelation)
پرسش شما دربارهٔ تغییر فروع دین (چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی) مانند تغییر قبله و نماز، با اصل تکامل تدریجی ادیان پاسخ داده میشود.
حقایق ثابت و فروع متغیر: تعالیم الهی بر دو بخش استوارند: حقایق اساسی (مانند توحید، محبت و عدالت) که ثابت و تغییرناپذیرند، و فروع دین (شامل احکام رفتار، آداب، عبادات و قوانین اجتماعی) که باید متناسب با بلوغ فکری و اجتماعی بشر در هر دوره تغییر یابند.
هدف از تغییر احکام: هدف غایی ظهور دین تنها تغییر در مناسک نیست، بلکه هدف بالاتر، تجدید بنای عالم، ایجاد خلق جدید، و ارتقاء مقام انسان به منظور دستیابی به وحدت بشر و صلح عمومی است. اصرار بر حفظ ظواهر و تقالید موروثی و اشتباه گرفتن این فروع با اساس دین، سبب اصلی اختلاف و کشتار میان پیروان ادیان شده است. مظهر ظهور جدید، با تغییر فروع، حقیقت دین را مجدداً احیا کرده و ساختارهای اجتماعی کهنه و فاسد را اصلاح میکند. احکام عملی، وسیلهای برای آمادهسازی انسان برای رسیدن به مقاماتی هستند که علت خلقت اوست، نه هدف غایی دین.
۴. تغییرات در قبله و نماز (مصادیق کمی و کیفی)
تغییر قبله: واقعه تغییر قبله در صدر اسلام (از بیتالمقدس به کعبه) خود سندی تاریخی بر امکان تغییر احکام جهتدهی عبادی است. در دیانت بهائی، قبله به روضهٔ مبارکهٔ حضرت بهاءالله در عکا تعیین شد. این امر، تمرکز را بر قلب عالم وجود، یعنی مظهر ظهور الهی قرار میدهد.
تغییر نماز واجب:
تغییر کمی: نماز واجب از پنج نوبت در اسلام، به سه صلاة اختیاری (کبیر، وسطی و صغیر) تبدیل شده که یکی از آنها باید یک بار در ۲۴ ساعت ادا شود.
تغییر کیفی (نفی جماعت): نماز جماعت جز در مورد صلات میت نهی شده است. این نهی، تأکیدی قاطع بر ارتباط مستقیم و خصوصی فرد با خالق و جلوگیری از شکلگیری مجدد نهادهای روحانیت و سلسله مراتب مذهبی است که در طول تاریخ سبب دخالت در حریم وجدان فردی میشدند. همچنین، احکام مربوط به وضو تنظیم شده و در صورت نبود آب یا مضر بودن استفاده از آن، تلاوت آیهٔ مخصوصی جایگزین میشود. این اصلاحات نشاندهندهٔ ارتقاء انسان به مرحلهای از بلوغ روحانی است که بر مسئولیت وجدان فردی و عمل آگاهانه تأکید دارد.
بخش سوم: مبانی فلسفی نفی حلول و مقام مظهریت
۵. تمثیل ظرف و مظروف: نفی حلول و اتحاد ماهوی
پرسش فلسفی شما در مورد تمثیل اقیانوس آرام و رودخانه و رابطهٔ نامحدود و محدود، مستقیماً به نفی نظریهٔ حلول و اتحاد ذات الهی در آیین بهائی میپردازد:
رد حلول و اتحاد: ذات احدیت غیب مطلق، نامتناهی و ماوراء درک و احاطهٔ عقول است. آیین بهائی به طور قاطع حلول ذات احدیت در جسم انسانی یا اتحاد ماهوی خالق و مخلوق را رد میکند. ذات نامحدود هرگز نمیتواند در قالب محدود قرار گیرد.
پاسخ به تمثیل اقیانوس: همانطور که در تمثیل شما آمده، «کل اقیانوس آرام نمیتواند در رودخانهای ریخته شود». نامحدود در محدود جای نمیگیرد. انسان مخلوق است و هرگز نمیتواند به مقام خالقیت برسد یا به ذات لایزال الهی متحد شود.
۶. تعریف مقام انسان: ظرفیت (جوهر نوری)
انسان به «صورت و مثال الهی» خلق شده است. حضرت بهاءالله میفرمایند: «صَنَعْتُكَ بِأَيادِي الْقُوَّةِ وَخَلَقْتُكَ بِأَنامِلِ الْقُدْرَةِ، وَأَوْدَعْتُ فِيْكَ جَوْهَر نوریَ».
انسان، ظرف است: انسان دارای دو مقام است: مقام حیوانیت (تابع طبیعت جسمانی) و مقام انسانیت (فیض ربوبیت). انسان ظرف است، اما ظرفی که قابلیت انعکاس (آینه بودن) صفات الهی (مانند عدالت، محبت و دانش) را دارد.
انسان، مظروف نیست: انسان هرگز نمیتواند مظروف (حقیقت نامتناهی الهی) باشد؛ بلکه تنها میتواند صفات الهی را تا آن حد منعکس سازد که آینهٔ روح و قلبش صیقل یابد.
۷. چگونگی تبدیل انسان به مَن یُظهِرُهُ الله (مقام مظهریت)
تبدیل انسان به مَن یُظهِرُهُ الله بدون پذیرش حلول، با مفهوم مظهریت تبیین میشود:
تمثیل آینه و خورشید: پیامبران الهی (مظاهر ظهور) آینههایی هستند که نور خورشید حقیقت (ذات الهی) را به بهترین وجه منعکس میسازند. خداوند به خورشید دستنایافتنی و نامتناهی تشبیه میشود. مظاهر ظهور مانند آینههایی هستند که نور خورشید را به شکلی که برای درک انسانها مقدور باشد، منعکس میسازند.
تمایز وجودی: این مظاهر، کاملترین تجلی صفات الهی (علم، قدرت و جمال) هستند. «علم ایشان از علم او و قدرت ایشان از قدرت او و سلطنت ایشان از سلطنت او» است.
نتیجه: بنابراین، مَن یُظهِرُهُ الله یک انسان عادی نیست، بلکه مرآت (آینه) تمامنمای خداوند است و «لقاء ایشان عین لقاءالله است». اما از نظر وجودی، همچنان مخلوق و مظهر است، نه ذات الهی. مقام مظهریت، بالاترین مقامی است که یک مخلوق میتواند بدان نائل شود: او نه خالق است و نه تجسد خالق، بلکه کانال و آینهٔ محض تجلی اراده و صفات اوست.
جمعبندی نهایی
در نهایت، آیین بهائی با تکیه بر اصل تکامل تدریجی ادیان، اعلام میدارد که دورهٔ امامت به پایان رسیده و موعودهای وعده داده شده (حضرت باب و حضرت بهاءالله) در زمان و مکان مقرر الهی ظهور فرمودهاند. این ظهور عظیم، احکام شریعت را متناسب با بلوغ نوع بشر تعدیل و تکمیل نموده و در عین حال، با نفی قاطع حلول الهی در جسم انسانی، مقام والای مظهریت الهی را به عنوان آینهدار علم و قدرت الهی تبیین مینماید، بدون آنکه ذات نامحدود خالق را در ظرف محدود مخلوق محصور سازد.
خدا همتون رو جمیعا شفا بده.
متن صریح و درست قرآن که توی خود این مقاله هم اومده گفته زمین به شدت می لرزه و اون چیزی که داخلش هست رو بیرون میندازه و کوه ها حرکت میکنن و ...
اصلا اگر قیامتی نباشه پس اعمال نیک به چه دردی میخورن؟
خدا شفا بده!
سلام
من قبلاً اطلاعات زیادی درباره دین بهایی نداشتم وفکر می کردم یک مذهب از مذاهب شیعه مثل اسماعیلیان هستند ولی خدا خواست تا از طریق رادیو پیام دوست که فکر کنم از امریکا برنامه پخش می کند با دین بزرگ بهایی آشنا شدم دو امر مرا جذب این دین کرد یکی عدم قبول تقیه توسط بهاییان که واقعاً تقیه برایم هیچ وقت قابل هضم وفهم نبوده ودیگری فهمیدم خداوند پیامبران تکمیلی را برای هدایت مردم تا زمانی که لازم باشد می فرستد.
بارها به کتابخانه ها رفته ام ولی کتابی در مورد دین بهایی پیدا نکرده ام اگر هم بوده کتابهای انتقادی وبدون منطق بوده است اگر مجله یا نشریه ای در مورد دین بهایی برای عموم چاپ می شود لطفاً راهنمایی بفرمایید. ممنون
بهنام عزیز
از علاقمندی شما به دیانت بهائی خوشحالم
اگر بفرمائید در کجا ساکنید بهتر میتوانم شما را راهنمائی کنم. در سایت آئین بهائی اطلاعات نسبتا مفصلی درباره این دیانت وجود دارد که میتوانید از آن استفاده نمائید. اگر نیاز به آشنائی کلی و اجمالی دارید در قسمت کتابخانه به بخش معرفی دیانت بهائی رجوع کنید و کتب و مقالات این قسمت را مطاالعه نمائید . شاید کتاب " آئین بهائی نگرشی کوتاه به تاریخ و تعالیم " برای شروع مناسب باشد.
http://aeenebahai.org/taxonomy/t/205
اگر در مطالعاتتان با سوال و یا ابهامی مواجه شدید از طریق همین آدرس ایمیل با ما مطرح نمائید
درضمن لازم است آدرس ایمیلتان را بصورت صحیح وارد کنید تا امکان ارسال مطالب برای شما میسر گردد
موفق باشید
سلام بر شما
بتازگی موفق شدم سری به سایت شما بزنمو از برخی منابعی که گذاشته بودید استفاده کنم. ای کاش بشه یه جوری بیشتر با این آئین آَنا بشم. لطفا حتما راهنمائی کنید ...با تشکر
سلام
من مدتی به دین بهایی علاقمند شدم و دوست دارم اطلاعات جامع تری پیدا کنم لطفا راهنمایی کنید و اینکه چنانچه بخواهم به این آیین بپیوندم باید چیکار کنلف و به کجا مراجعه کنم مرسی.
هامان عزیز
از علاقمندی شما به دیانت بهائی خوشحالم. در سایت آئین بهائی اطلاعات نسبتا متنوعی درباره این دیانت وجود دارد که میتوانید با توجه به زمینه مورد علاقه تان به بخشهای تاریخ ، اصول اعتقادی ، تعالیم و احکام و ... رجوع کنید. چنانچه نیاز به اطلاعات کلی و اجمالی دارید در بخش کتابخانه به قسمت معرفی دیانت بهائی مراجعه نمائید و کتب و مقالات آن را مطالعه کنید. هرگاه در مطالعاتتان با سوال و یا ابهامی مواجه شدید از طریق ایمیل info@aeenebahai.org با ما مطرح کنید.
در ایران در حال حاضر مرجع خاصی برای ثبت نام مومنین جدید وجود ندارد فی الواقع شما از هر زمان که محبت حضرت بهاءالله و میل به اجرای تعالیمشان را در قلب احساس کردید و به اصول اعتقادی این آئین باور داشتید بهائی هستید و میتوانید فرائض این دیانت را بجا آورید و خود را از مومنین بدانید
سربلند باشید
Thanks so much for providing individuals with a very marvellous opportunity to read critical reviews from this website. It's always very enjoyable plus packed with a lot of fun for me personally and my office mates to search your web site not less than three times in one week to study the newest things you have. And of course, I'm just always fascinated considering the fabulous secrets you give. Certain 2 tips in this posting are easily the simplest we have all had.
درود بر شما روشنفکران. همه ی مردم می دانند که دین اسلام منسوخ شده است و بسیاری از احکام اسلام ملغی شده اند ، امّا شهامت بیان این موضوع را ندارند. پس به یک دین تازه نیاز است تا با مقتضیات زمانی کنونی همخوانی داشته باشد . من قبلاً اطلاعات زیادی در مورد دیانت بهایی نداشتم ، امّا بعد از مطالعه ی سایت شما با این دین بزرگ آشنا شدم . بنده ساکن شهرستان آمل در استان مازندران هستم . لطفا مرا راهنمایی بفرمایید. از شما بسیار سپاس گزارم .
درود بر شما روشنفکران. همه ی مردم می دانند که دین اسلام منسوخ شده است و بسیاری از احکام اسلام ملغی شده اند ، امّا شهامت بیان این موضوع را ندارند. پس به یک دین تازه نیاز است تا با مقتضیات زمانی کنونی همخوانی داشته باشد . من قبلاً اطلاعات زیادی در مورد دیانت بهایی نداشتم ، امّا بعد از مطالعه ی سایت شما با این دین بزرگ آشنا شدم . بنده ساکن شهرستان آمل در استان مازندران هستم . لطفا مرا راهنمایی بفرمایید. از شما بسیار سپاس گزارم .
سایت آئین بهائی با کمال سرور به استحضار هم وطنان عزیز و شریف در ایران و خارج ایران می رساند که امکانی را فراهم نموده است تا همه فارسی زبانان اعم از ایرانی و غیر ایرانی بتوانند برای مطالعه و تحقیق درباره امر بهائی به صورت آنلاین و از طریق نرم افزار اسکایپ سلسه کتب روحی را مطالعه نمایند.
برای توفیق در این امر کافی است نرم افزار اسکایپ را روی گوشی و یا کامپیوتر خود داشته باشید. این امکان جدید از آن جهت اهمیت دارد که دوستان عزیز فارسی زبان در سراسر عالم به خصوص در کشور مقدس ایران در تمام شهرها و روستاهای دوردست که امکان تماس با جامعه بهائی را ندارند می توانند از این طریق به صورت آنلاین و امن با یکی از راهنمایان بهایی کتب روحی را در گروه مطالعه نمایند.
از دوستان علاقه مند تقاضا می نماییم آدرس یا آی دی اسکایپ خود را از طریق مکاتبه با ایمیل سایت آئین بهائی به آدرس info@aeenebahai.org در اختیار ما قرار دهند. سایت آیین بهائی نحوه شروع دوره مطالعات کتب روحی را از طریق اسکایپ با شما هماهنگ خواهد نمود.
شما می توانید سوالات و نظرات خود را در رابطه با دیانت بهایی از طریق آدرس ایمیل info@aeenebahai.org برای ما ارسال بفرمایید. همچنین برای دریافت آخرین مطالب از کانال رسمی وب سایت آئین بهایی در تلگرام استفاده نمایید. برای جستجو شناسه کاربری aeenebahai1 را در نرم افزار تلگرام جستجو کنید.
دیدگاهها
suzan :
Anonymous :
سردبیر پاسخ داده:
Anonymous پاسخ داده:
سردبیر پاسخ داده:
انیس کیانی پاسخ داده:
پاسخ تحلیلی و کلامی بهائی به پرسشهای محوری: از قائمیت تا نفی حلول
با عرض سلام و احترام متقابل، پاسخ به پرسشهای عمیق و تفصیلی شما در مورد جایگاه امامان، حقیقت موعود، چرایی تغییر احکام شریعت و مبانی فلسفی نفی حلول الهی، مستلزم تبیین اصول بنیادین آیین بهائی است. این اصول، در آثار حضرت باب و حضرت بهاءالله، بهصورت واضح و مبسوط بیان شدهاند.
بخش اول: امامت، پایان نسب و حقیقت موعود
۱. جایگاه امام حسن عسکری (ع) و گسست در مرجعیت مذهبی
آیین بهائی بر این باور است که دور هدایت از طریق استمرار نسبی امامت، با امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شیعیان، به پایان رسیده است. متون بهائی، با هدف تبیین ضرورت گشوده شدن بابی جدید برای ظهور الهی، بحث موعودگرایی سنتی شیعه را مورد بررسی قرار میدهند.
در متون بهائی، استناد به روایتی میشود که نشان میدهد قائم موعود کسی است که «مردم او را نشناسند». اگر قائم موعود، فرزند مستقیم و شناخته شدهٔ امام یازدهم باشد، این وصف ناشناسی در مورد او محقق نمیشود. از نظر کلامی، این رویکرد، مرجعیت دینی را از محوریت نسب و استمرار تاریخی، به سمت محوریت تجدید ظهور مستقل الهی هدایت مینماید و زمینهساز پذیرش ظهور جدید (حضرت باب) میشود.
۲. هویت مبشر و موعود آتی (از حیث زمانی و مکانی)
در اعتقاد بهائی، موعود اعظم در دو مرحلهٔ پیوسته ظهور فرمودهاند:
مبشر و قائم موعود (حضرت باب):
هویت: حضرت سیدعلیمحمد شیرازی، ملقب به حضرت باب (به معنای درب). ایشان همان قائم موعودی هستند که در بشارات اسلامی وعده داده شده بود و معادل موعودهای کتب دیگر ادیان (مانند هوشیدر ماه در دین زرتشتی و ایلیای نبی موعود ملت یهود) شمرده میشوند.
زمان ظهور: ظهور ایشان در سال ۱۲۶۰ هجری قمری، دقیقاً «هزار و دویست و اندی سال» پس از ظهور پیامبر اسلام رخ داد که نشاندهندهٔ پایان دورهٔ شریعت محمدی و آغاز دورهٔ جدیدی از هدایت الهی است.
هدف رسالت: هدف اصلی رسالت حضرت باب، آمادهسازی نفوس برای ظهور اعظم بعدی یعنی مَن یُظهِرُهُ الله بود. ایشان هشدار دادند که ایمان به موعود بعدی را صرفاً از آثار و صفات خود او بشناسند و نه از اتکاء به آموزههای پیشین، تا تاریخ تکرار نشود.
موعود اعظم و شارع جدید (حضرت بهاءالله):
هویت: حضرت میرزا حسینعلی نوری، ملقب به حضرت بهاءالله، همان مَن یُظهِرُهُ الله (کسی که خداوند او را ظاهر میکند) هستند.
زمان ظهور: حضرت بهاءالله ادعای مقام مَن یُظهِرُهُ الله را حدود نوزده سال پس از اعلان امر حضرت باب علنی نمودند. این ظهور سریع، در مقابل بازهٔ زمانی بسیار طولانیتری (بین ۱۵۱۱ تا ۲۰۰۱ سال) که در بیان ذکر شده بود ، یک اصل کلامی را ثابت میکند: ارادهٔ الهی بر زمانبندیهای عددی اولویت دارد. هنگامی که آمادگی روحی حاصل شد، زمان موعود تسریع گردید و حقیقت بر جمود بر اعداد پیروز شد.
مکان ظهور و قبله: مسیر تبعید حضرت بهاءالله (از ایران به بغداد، سپس به استانبول، ادرنه و نهایتاً عکا) مسیر تعیین مکان ظهور کلی را مشخص ساخت. حضرت باب قبله را به سمت مَن یُظهِرُهُ الله تعیین فرمودند. حضرت بهاءالله در کتاب اقدس، این قبله را به "مقام اقدس" (روضهٔ مبارکه) که محل دفن جسمانی ایشان در عکا است، قرار دادند. این تغییر کیفی، تمرکز عبادی را بر نقطهٔ توجه وجودی مظهر ظهور الهی تثبیت مینماید.
بخش دوم: توجیه تغییر فروع دین (کمی و کیفی)
۳. فلسفهٔ تکامل تدریجی ادیان (Progressive Revelation)
پرسش شما دربارهٔ تغییر فروع دین (چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی) مانند تغییر قبله و نماز، با اصل تکامل تدریجی ادیان پاسخ داده میشود.
حقایق ثابت و فروع متغیر: تعالیم الهی بر دو بخش استوارند: حقایق اساسی (مانند توحید، محبت و عدالت) که ثابت و تغییرناپذیرند، و فروع دین (شامل احکام رفتار، آداب، عبادات و قوانین اجتماعی) که باید متناسب با بلوغ فکری و اجتماعی بشر در هر دوره تغییر یابند.
هدف از تغییر احکام: هدف غایی ظهور دین تنها تغییر در مناسک نیست، بلکه هدف بالاتر، تجدید بنای عالم، ایجاد خلق جدید، و ارتقاء مقام انسان به منظور دستیابی به وحدت بشر و صلح عمومی است. اصرار بر حفظ ظواهر و تقالید موروثی و اشتباه گرفتن این فروع با اساس دین، سبب اصلی اختلاف و کشتار میان پیروان ادیان شده است. مظهر ظهور جدید، با تغییر فروع، حقیقت دین را مجدداً احیا کرده و ساختارهای اجتماعی کهنه و فاسد را اصلاح میکند. احکام عملی، وسیلهای برای آمادهسازی انسان برای رسیدن به مقاماتی هستند که علت خلقت اوست، نه هدف غایی دین.
۴. تغییرات در قبله و نماز (مصادیق کمی و کیفی)
تغییر قبله: واقعه تغییر قبله در صدر اسلام (از بیتالمقدس به کعبه) خود سندی تاریخی بر امکان تغییر احکام جهتدهی عبادی است. در دیانت بهائی، قبله به روضهٔ مبارکهٔ حضرت بهاءالله در عکا تعیین شد. این امر، تمرکز را بر قلب عالم وجود، یعنی مظهر ظهور الهی قرار میدهد.
تغییر نماز واجب:
تغییر کمی: نماز واجب از پنج نوبت در اسلام، به سه صلاة اختیاری (کبیر، وسطی و صغیر) تبدیل شده که یکی از آنها باید یک بار در ۲۴ ساعت ادا شود.
تغییر کیفی (نفی جماعت): نماز جماعت جز در مورد صلات میت نهی شده است. این نهی، تأکیدی قاطع بر ارتباط مستقیم و خصوصی فرد با خالق و جلوگیری از شکلگیری مجدد نهادهای روحانیت و سلسله مراتب مذهبی است که در طول تاریخ سبب دخالت در حریم وجدان فردی میشدند. همچنین، احکام مربوط به وضو تنظیم شده و در صورت نبود آب یا مضر بودن استفاده از آن، تلاوت آیهٔ مخصوصی جایگزین میشود. این اصلاحات نشاندهندهٔ ارتقاء انسان به مرحلهای از بلوغ روحانی است که بر مسئولیت وجدان فردی و عمل آگاهانه تأکید دارد.
بخش سوم: مبانی فلسفی نفی حلول و مقام مظهریت
۵. تمثیل ظرف و مظروف: نفی حلول و اتحاد ماهوی
پرسش فلسفی شما در مورد تمثیل اقیانوس آرام و رودخانه و رابطهٔ نامحدود و محدود، مستقیماً به نفی نظریهٔ حلول و اتحاد ذات الهی در آیین بهائی میپردازد:
رد حلول و اتحاد: ذات احدیت غیب مطلق، نامتناهی و ماوراء درک و احاطهٔ عقول است. آیین بهائی به طور قاطع حلول ذات احدیت در جسم انسانی یا اتحاد ماهوی خالق و مخلوق را رد میکند. ذات نامحدود هرگز نمیتواند در قالب محدود قرار گیرد.
پاسخ به تمثیل اقیانوس: همانطور که در تمثیل شما آمده، «کل اقیانوس آرام نمیتواند در رودخانهای ریخته شود». نامحدود در محدود جای نمیگیرد. انسان مخلوق است و هرگز نمیتواند به مقام خالقیت برسد یا به ذات لایزال الهی متحد شود.
۶. تعریف مقام انسان: ظرفیت (جوهر نوری)
انسان به «صورت و مثال الهی» خلق شده است. حضرت بهاءالله میفرمایند: «صَنَعْتُكَ بِأَيادِي الْقُوَّةِ وَخَلَقْتُكَ بِأَنامِلِ الْقُدْرَةِ، وَأَوْدَعْتُ فِيْكَ جَوْهَر نوریَ».
انسان، ظرف است: انسان دارای دو مقام است: مقام حیوانیت (تابع طبیعت جسمانی) و مقام انسانیت (فیض ربوبیت). انسان ظرف است، اما ظرفی که قابلیت انعکاس (آینه بودن) صفات الهی (مانند عدالت، محبت و دانش) را دارد.
انسان، مظروف نیست: انسان هرگز نمیتواند مظروف (حقیقت نامتناهی الهی) باشد؛ بلکه تنها میتواند صفات الهی را تا آن حد منعکس سازد که آینهٔ روح و قلبش صیقل یابد.
۷. چگونگی تبدیل انسان به مَن یُظهِرُهُ الله (مقام مظهریت)
تبدیل انسان به مَن یُظهِرُهُ الله بدون پذیرش حلول، با مفهوم مظهریت تبیین میشود:
تمثیل آینه و خورشید: پیامبران الهی (مظاهر ظهور) آینههایی هستند که نور خورشید حقیقت (ذات الهی) را به بهترین وجه منعکس میسازند. خداوند به خورشید دستنایافتنی و نامتناهی تشبیه میشود. مظاهر ظهور مانند آینههایی هستند که نور خورشید را به شکلی که برای درک انسانها مقدور باشد، منعکس میسازند.
تمایز وجودی: این مظاهر، کاملترین تجلی صفات الهی (علم، قدرت و جمال) هستند. «علم ایشان از علم او و قدرت ایشان از قدرت او و سلطنت ایشان از سلطنت او» است.
نتیجه: بنابراین، مَن یُظهِرُهُ الله یک انسان عادی نیست، بلکه مرآت (آینه) تمامنمای خداوند است و «لقاء ایشان عین لقاءالله است». اما از نظر وجودی، همچنان مخلوق و مظهر است، نه ذات الهی. مقام مظهریت، بالاترین مقامی است که یک مخلوق میتواند بدان نائل شود: او نه خالق است و نه تجسد خالق، بلکه کانال و آینهٔ محض تجلی اراده و صفات اوست.
جمعبندی نهایی
در نهایت، آیین بهائی با تکیه بر اصل تکامل تدریجی ادیان، اعلام میدارد که دورهٔ امامت به پایان رسیده و موعودهای وعده داده شده (حضرت باب و حضرت بهاءالله) در زمان و مکان مقرر الهی ظهور فرمودهاند. این ظهور عظیم، احکام شریعت را متناسب با بلوغ نوع بشر تعدیل و تکمیل نموده و در عین حال، با نفی قاطع حلول الهی در جسم انسانی، مقام والای مظهریت الهی را به عنوان آینهدار علم و قدرت الهی تبیین مینماید، بدون آنکه ذات نامحدود خالق را در ظرف محدود مخلوق محصور سازد.
ناشناس پاسخ داده:
پاسخ تحلیلی و کلامی بهائی به پرسشهای محوری: از قائمیت تا نفی حلول
با عرض سلام و احترام متقابل، پاسخ به پرسشهای عمیق و تفصیلی شما در مورد جایگاه امامان، حقیقت موعود، چرایی تغییر احکام شریعت و مبانی فلسفی نفی حلول الهی، مستلزم تبیین اصول بنیادین آیین بهائی است. این اصول، در آثار حضرت باب و حضرت بهاءالله، بهصورت واضح و مبسوط بیان شدهاند.
بخش اول: امامت، پایان نسب و حقیقت موعود
۱. جایگاه امام حسن عسکری (ع) و گسست در مرجعیت مذهبی
آیین بهائی بر این باور است که دور هدایت از طریق استمرار نسبی امامت، با امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شیعیان، به پایان رسیده است. متون بهائی، با هدف تبیین ضرورت گشوده شدن بابی جدید برای ظهور الهی، بحث موعودگرایی سنتی شیعه را مورد بررسی قرار میدهند.
در متون بهائی، استناد به روایتی میشود که نشان میدهد قائم موعود کسی است که «مردم او را نشناسند». اگر قائم موعود، فرزند مستقیم و شناخته شدهٔ امام یازدهم باشد، این وصف ناشناسی در مورد او محقق نمیشود. از نظر کلامی، این رویکرد، مرجعیت دینی را از محوریت نسب و استمرار تاریخی، به سمت محوریت تجدید ظهور مستقل الهی هدایت مینماید و زمینهساز پذیرش ظهور جدید (حضرت باب) میشود.
۲. هویت مبشر و موعود آتی (از حیث زمانی و مکانی)
در اعتقاد بهائی، موعود اعظم در دو مرحلهٔ پیوسته ظهور فرمودهاند:
مبشر و قائم موعود (حضرت باب):
هویت: حضرت سیدعلیمحمد شیرازی، ملقب به حضرت باب (به معنای درب). ایشان همان قائم موعودی هستند که در بشارات اسلامی وعده داده شده بود و معادل موعودهای کتب دیگر ادیان (مانند هوشیدر ماه در دین زرتشتی و ایلیای نبی موعود ملت یهود) شمرده میشوند.
زمان ظهور: ظهور ایشان در سال ۱۲۶۰ هجری قمری، دقیقاً «هزار و دویست و اندی سال» پس از ظهور پیامبر اسلام رخ داد که نشاندهندهٔ پایان دورهٔ شریعت محمدی و آغاز دورهٔ جدیدی از هدایت الهی است.
هدف رسالت: هدف اصلی رسالت حضرت باب، آمادهسازی نفوس برای ظهور اعظم بعدی یعنی مَن یُظهِرُهُ الله بود. ایشان هشدار دادند که ایمان به موعود بعدی را صرفاً از آثار و صفات خود او بشناسند و نه از اتکاء به آموزههای پیشین، تا تاریخ تکرار نشود.
موعود اعظم و شارع جدید (حضرت بهاءالله):
هویت: حضرت میرزا حسینعلی نوری، ملقب به حضرت بهاءالله، همان مَن یُظهِرُهُ الله (کسی که خداوند او را ظاهر میکند) هستند.
زمان ظهور: حضرت بهاءالله ادعای مقام مَن یُظهِرُهُ الله را حدود نوزده سال پس از اعلان امر حضرت باب علنی نمودند. این ظهور سریع، در مقابل بازهٔ زمانی بسیار طولانیتری (بین ۱۵۱۱ تا ۲۰۰۱ سال) که در بیان ذکر شده بود ، یک اصل کلامی را ثابت میکند: ارادهٔ الهی بر زمانبندیهای عددی اولویت دارد. هنگامی که آمادگی روحی حاصل شد، زمان موعود تسریع گردید و حقیقت بر جمود بر اعداد پیروز شد.
مکان ظهور و قبله: مسیر تبعید حضرت بهاءالله (از ایران به بغداد، سپس به استانبول، ادرنه و نهایتاً عکا) مسیر تعیین مکان ظهور کلی را مشخص ساخت. حضرت باب قبله را به سمت مَن یُظهِرُهُ الله تعیین فرمودند. حضرت بهاءالله در کتاب اقدس، این قبله را به "مقام اقدس" (روضهٔ مبارکه) که محل دفن جسمانی ایشان در عکا است، قرار دادند. این تغییر کیفی، تمرکز عبادی را بر نقطهٔ توجه وجودی مظهر ظهور الهی تثبیت مینماید.
بخش دوم: توجیه تغییر فروع دین (کمی و کیفی)
۳. فلسفهٔ تکامل تدریجی ادیان (Progressive Revelation)
پرسش شما دربارهٔ تغییر فروع دین (چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی) مانند تغییر قبله و نماز، با اصل تکامل تدریجی ادیان پاسخ داده میشود.
حقایق ثابت و فروع متغیر: تعالیم الهی بر دو بخش استوارند: حقایق اساسی (مانند توحید، محبت و عدالت) که ثابت و تغییرناپذیرند، و فروع دین (شامل احکام رفتار، آداب، عبادات و قوانین اجتماعی) که باید متناسب با بلوغ فکری و اجتماعی بشر در هر دوره تغییر یابند.
هدف از تغییر احکام: هدف غایی ظهور دین تنها تغییر در مناسک نیست، بلکه هدف بالاتر، تجدید بنای عالم، ایجاد خلق جدید، و ارتقاء مقام انسان به منظور دستیابی به وحدت بشر و صلح عمومی است. اصرار بر حفظ ظواهر و تقالید موروثی و اشتباه گرفتن این فروع با اساس دین، سبب اصلی اختلاف و کشتار میان پیروان ادیان شده است. مظهر ظهور جدید، با تغییر فروع، حقیقت دین را مجدداً احیا کرده و ساختارهای اجتماعی کهنه و فاسد را اصلاح میکند. احکام عملی، وسیلهای برای آمادهسازی انسان برای رسیدن به مقاماتی هستند که علت خلقت اوست، نه هدف غایی دین.
۴. تغییرات در قبله و نماز (مصادیق کمی و کیفی)
تغییر قبله: واقعه تغییر قبله در صدر اسلام (از بیتالمقدس به کعبه) خود سندی تاریخی بر امکان تغییر احکام جهتدهی عبادی است. در دیانت بهائی، قبله به روضهٔ مبارکهٔ حضرت بهاءالله در عکا تعیین شد. این امر، تمرکز را بر قلب عالم وجود، یعنی مظهر ظهور الهی قرار میدهد.
تغییر نماز واجب:
تغییر کمی: نماز واجب از پنج نوبت در اسلام، به سه صلاة اختیاری (کبیر، وسطی و صغیر) تبدیل شده که یکی از آنها باید یک بار در ۲۴ ساعت ادا شود.
تغییر کیفی (نفی جماعت): نماز جماعت جز در مورد صلات میت نهی شده است. این نهی، تأکیدی قاطع بر ارتباط مستقیم و خصوصی فرد با خالق و جلوگیری از شکلگیری مجدد نهادهای روحانیت و سلسله مراتب مذهبی است که در طول تاریخ سبب دخالت در حریم وجدان فردی میشدند. همچنین، احکام مربوط به وضو تنظیم شده و در صورت نبود آب یا مضر بودن استفاده از آن، تلاوت آیهٔ مخصوصی جایگزین میشود. این اصلاحات نشاندهندهٔ ارتقاء انسان به مرحلهای از بلوغ روحانی است که بر مسئولیت وجدان فردی و عمل آگاهانه تأکید دارد.
بخش سوم: مبانی فلسفی نفی حلول و مقام مظهریت
۵. تمثیل ظرف و مظروف: نفی حلول و اتحاد ماهوی
پرسش فلسفی شما در مورد تمثیل اقیانوس آرام و رودخانه و رابطهٔ نامحدود و محدود، مستقیماً به نفی نظریهٔ حلول و اتحاد ذات الهی در آیین بهائی میپردازد:
رد حلول و اتحاد: ذات احدیت غیب مطلق، نامتناهی و ماوراء درک و احاطهٔ عقول است. آیین بهائی به طور قاطع حلول ذات احدیت در جسم انسانی یا اتحاد ماهوی خالق و مخلوق را رد میکند. ذات نامحدود هرگز نمیتواند در قالب محدود قرار گیرد.
پاسخ به تمثیل اقیانوس: همانطور که در تمثیل شما آمده، «کل اقیانوس آرام نمیتواند در رودخانهای ریخته شود». نامحدود در محدود جای نمیگیرد. انسان مخلوق است و هرگز نمیتواند به مقام خالقیت برسد یا به ذات لایزال الهی متحد شود.
۶. تعریف مقام انسان: ظرفیت (جوهر نوری)
انسان به «صورت و مثال الهی» خلق شده است. حضرت بهاءالله میفرمایند: «صَنَعْتُكَ بِأَيادِي الْقُوَّةِ وَخَلَقْتُكَ بِأَنامِلِ الْقُدْرَةِ، وَأَوْدَعْتُ فِيْكَ جَوْهَر نوریَ».
انسان، ظرف است: انسان دارای دو مقام است: مقام حیوانیت (تابع طبیعت جسمانی) و مقام انسانیت (فیض ربوبیت). انسان ظرف است، اما ظرفی که قابلیت انعکاس (آینه بودن) صفات الهی (مانند عدالت، محبت و دانش) را دارد.
انسان، مظروف نیست: انسان هرگز نمیتواند مظروف (حقیقت نامتناهی الهی) باشد؛ بلکه تنها میتواند صفات الهی را تا آن حد منعکس سازد که آینهٔ روح و قلبش صیقل یابد.
۷. چگونگی تبدیل انسان به مَن یُظهِرُهُ الله (مقام مظهریت)
تبدیل انسان به مَن یُظهِرُهُ الله بدون پذیرش حلول، با مفهوم مظهریت تبیین میشود:
تمثیل آینه و خورشید: پیامبران الهی (مظاهر ظهور) آینههایی هستند که نور خورشید حقیقت (ذات الهی) را به بهترین وجه منعکس میسازند. خداوند به خورشید دستنایافتنی و نامتناهی تشبیه میشود. مظاهر ظهور مانند آینههایی هستند که نور خورشید را به شکلی که برای درک انسانها مقدور باشد، منعکس میسازند.
تمایز وجودی: این مظاهر، کاملترین تجلی صفات الهی (علم، قدرت و جمال) هستند. «علم ایشان از علم او و قدرت ایشان از قدرت او و سلطنت ایشان از سلطنت او» است.
نتیجه: بنابراین، مَن یُظهِرُهُ الله یک انسان عادی نیست، بلکه مرآت (آینه) تمامنمای خداوند است و «لقاء ایشان عین لقاءالله است». اما از نظر وجودی، همچنان مخلوق و مظهر است، نه ذات الهی. مقام مظهریت، بالاترین مقامی است که یک مخلوق میتواند بدان نائل شود: او نه خالق است و نه تجسد خالق، بلکه کانال و آینهٔ محض تجلی اراده و صفات اوست.
جمعبندی نهایی
در نهایت، آیین بهائی با تکیه بر اصل تکامل تدریجی ادیان، اعلام میدارد که دورهٔ امامت به پایان رسیده و موعودهای وعده داده شده (حضرت باب و حضرت بهاءالله) در زمان و مکان مقرر الهی ظهور فرمودهاند. این ظهور عظیم، احکام شریعت را متناسب با بلوغ نوع بشر تعدیل و تکمیل نموده و در عین حال، با نفی قاطع حلول الهی در جسم انسانی، مقام والای مظهریت الهی را به عنوان آینهدار علم و قدرت الهی تبیین مینماید، بدون آنکه ذات نامحدود خالق را در ظرف محدود مخلوق محصور سازد.
a :
بهنام :
سردبیر پاسخ داده:
ali :
Shahab :
هامان :
سردبیر پاسخ داده:
Anya :
Thanks so much for providing individuals with a very marvellous opportunity to read critical reviews from this website. It's always very enjoyable plus packed with a lot of fun for me personally and my office mates to search your web site not less than three times in one week to study the newest things you have. And of course, I'm just always fascinated considering the fabulous secrets you give. Certain 2 tips in this posting are easily the simplest we have all had.
بهزاد :
درود بر شما روشنفکران. همه ی مردم می دانند که دین اسلام منسوخ شده است و بسیاری از احکام اسلام ملغی شده اند ، امّا شهامت بیان این موضوع را ندارند. پس به یک دین تازه نیاز است تا با مقتضیات زمانی کنونی همخوانی داشته باشد . من قبلاً اطلاعات زیادی در مورد دیانت بهایی نداشتم ، امّا بعد از مطالعه ی سایت شما با این دین بزرگ آشنا شدم . بنده ساکن شهرستان آمل در استان مازندران هستم . لطفا مرا راهنمایی بفرمایید. از شما بسیار سپاس گزارم .
بهزاد :
درود بر شما روشنفکران. همه ی مردم می دانند که دین اسلام منسوخ شده است و بسیاری از احکام اسلام ملغی شده اند ، امّا شهامت بیان این موضوع را ندارند. پس به یک دین تازه نیاز است تا با مقتضیات زمانی کنونی همخوانی داشته باشد . من قبلاً اطلاعات زیادی در مورد دیانت بهایی نداشتم ، امّا بعد از مطالعه ی سایت شما با این دین بزرگ آشنا شدم . بنده ساکن شهرستان آمل در استان مازندران هستم . لطفا مرا راهنمایی بفرمایید. از شما بسیار سپاس گزارم .
سردبیر :
سلام دوست عزیز وگرامی لطفا بصورت خصوصی با ما مکانبه کنید وادرس ایمیلتون را بدید تا ما هم با شما بصورت خصوصی مکاتبه نماییم.موفق باشید
افزودن دیدگاه جدید